فرهنگ (هنر ، شعر ، ادبیات و ...) همه برای ترویج زیبایی ، دانایی و خوبی هستند

زیبایی و دانایی هر دو خوب هستند و خوب بودن برای همه ممکن است. خوب و شاد باشید

صفحه اصلی >> Cultural Part - بخش فرهنگي >> نظامی - صفحه 2


یک نفس ای خواجه دامن کشان


نظامی - صفحه 2
یک نفس ای خواجه دامن کشان آستنی بر همه عالم فشان
رنج مشو راحت رنجور باش ساعتی از محتشمی دور باش
حکم چو بر عاقبت اندیشیست محتشمی بنده درویشیست
ملک سلیمان مطلب کان کجاست ملک همانست سلیمان کجاست
حجله همانست که عذراش بست بزم همانست که وامق نشست
حجله و بزم اینک تنها شده وامق افتاده و عذرا شده
سال جهان گر چه بسی درگذشت از سر مویش سر موئی نگشت
خاک همان خصم قوی گردنست چرخ همان ظالم گردن زنست
صحبت گیتی که تمنا کند با که وفا کرد که با ما کند
خاک شد هر که بر این خاک زیست خاک چه داند که درین خاک چیست
هر ورقی چهره آزاده ایست هر قدمی فرق ملکزاده ایست
ما که جوانی به جهان داده ایم پیر چرائیم کزو زاده ایم
سام که سیمرغ پسر گیر داشت بود جوان گرچه پسر پیر داشت
گنبد پوینده که پاینده نیست جز بخلاف تو گراینده نیست
گه مَلِک جانورانت کند گاه گل کوزه گرانت کند
هست بر این فرش دو رنگ آمده هر کسی از کار به تنگ آمده
گفته گروهی که به صحرا درند کای خنک آنان که به دریا درند
وانکه به دریا در سختی کشست نعل در آتش که بیابان خوشست
آدمی از حادثه بی غم نیند برتر و بر خشک مسلم نیند
فرض شد این قافله برداشتن زین بنه بگذشتن و بگذاشتن
هر که در این حلقه فرو مانده است شهر برون کرده و ده رانده است
راه رویرا که امان می دهند در عدم از دور نشان می دهند
ملک رها کن که غرورت دهد ظلمت این سایه چه نورت دهد
عمر به بازیچه به سر میبری بازی از اندازه به در میبری
گردش این گنبد بازیچه رنگ نز پی بازیچه گرفت این درنگ
پیشتر از مرتبه عاقلی غفلت خوش بود خوشا غافلی
چون نظر عقل به غایت رسید دولت شادی به نهایت رسید
غافل بودن نه ز فرزانگیست غافلی از جمله دیوانگیست
غافل منشین ورقی میخراش گر ننویسی قلمی میتراش
سر مکش از صحبت روشندلان دست مدار از کمر مقبلان
خار که هم صحبتی گل کند غالیه در دامن سنبل کند
روز قیامت که برات آورند بادیه را در عرصات آورند
کای جگر آلود زبان بستگان آب جگر خورده دل خستگان
ریگ تو را آب حیات از کجا بادیه و فیض فرات از کجا
ریگ زند ناله که خون خورده ام ریگ مریزید نه خون کرده ام
بر سر خانی نمکی ریختم با جگری چند برآمیختم
تا چو هم آغوش غیوران شوم محرم دستینه حوران شوم
حکم چو بر حکم سرشتش کنند مطرب خلخال بهشتش کنند
هر که کند صحبت نیک اختیار آید روزیش ضرورت به کار
صحبت نیکان ز جهان دور گشت خوان عسل خانه زنبور گشت
دور نگر کز سر نامردمی بر حذرست آدمی از آدمی
معرفت از آدمیان برده اند وادمیان را ز میان برده اند
چون فلک از عهد سلیمان بریست آدمی آنست که اکنون پریست
با نفس هر که درآمیختم مصلحت آن بود که بگریختم
سایه کس فر همائی نداشت صحبت کس بوی وفائی نداشت
تخم ادب چیست وفا کاشتن حق وفا چیست نگه داشتن
برزگر آن دانه که می پرورد آید روزی که ازو برخورد
نظامی (2013/11/03-19:30)



اندیشه پاک
فکرت مگر از غیرت قرآن و خدا نیست؟
کس نیست که افتاده آن زلف دوتا نیست در رهگذر کیست که دامی ز بلا نیست؟
ای چنگ فروبرده به خونِ دلِ حافظ فکرت مگر از غِیرتِ قرآن و خدا نیست؟ *

در آغاز این شعر آسمانی حافظ باز تاکید به بلا و آزمون الهی میکند ولی در نهایت در مصرع آخر (در معنی عام) حساب عاملین بلای بر مردم را از حکمت کار خدا جدا میکند و آنان را به شدت برای عاقبت کارشان هشدار میدهد
که ای ظالمان آیا هیچ از غیرت قرآن و خدا نمی ترسید؟! و با تعجب میگوید چگونه نمی ترسید؟! ای عاملان خون دل خوردن مردم.
خداوند در آیات 4 تا 6 سوره ماعون میفرماید
پس واي بر آن نماز گزاران، که دل از ياد خدا غافل دارند. همانان که (اگر طاعتي کنند به) ريا و خود نمايي کنند
این هشدار بزرگی است برای کسانی که ظاهرا مسلمان هستند ولی در دل کافرند کسانی که در دل از یاد خدا غافل هستند کافر حقیقی هستند

هشدار حافظ که حقیقتا حافظ قرآن بوده باید جدی گرفته شود از سوی تمام کسانی که ادعای دینداری دارند کسانی که به ظاهر ادعای دوست داشتن خدا را دارند ولی در دل مال و ثروت را می پرستند و بخاطر آن خون به دل مردم و دیگران می کنند که در مرام حافظ و در حقیقت این کفر واقعی است
خداوند طبق قرآن قوانینی برای فرصت دادن به مردم دارد و کافران نباید فکر کنند که این فرصت سبب رهایی آنان از عاقبت کارشان میشود مثلا یزید امام حسین و یارانش را شهید کرد و آنچنان ظاهرسازی کردند که حتی قاتلان روزه بودند هنگام کشتن ایشان ولی امروز در تاریخ شرمنده تر از یزیدیان کیست؟
چه بسیار فرعون و نمرود و ... و یزید که در طول تاریخ آمده اند و به خیال خام خود چند مدتی هم بهره مند گشتند ولی هرگز قادر نبودند از غیرت خدا در امان بمانند
ما باید هشیار باشیم که بر طبق قرآن حوادثی چون گذشتگان برای ما هم رخ خواهد داد در جایی که کربلای انتخاب بین حق و باطل است، در روز عاشورایی که بسیار کم هستند یاران حق. ولی هرکه همچون "حُرابن ریاحی" حتی به قیمت خون خود حق را یاری کند بعد از هزاران سال چنین به نیک نامی جاوید میشود
باشد که ما یاور حق باشیم نه در برابر حق

(بیت آخر معنای بلند دیگری دارد که در آن رازی بسیار مهم است ... فقط به این اشاره میشود که راه رسیدن به آن معنای دیگر عمل به این معنی اول است
هر کس که این ندارد حقا که آن ندارد)
651649مشاهده متن کاملحافظ شیرازی (2018/09/11-04:00)


52
زیبایی ، حقیقت ، خوبی
سازمان محک - موسسه خیریه حمایت از کودکان مبتلا به سرطان زیبایی ، حقیقت ، خوبی