فرهنگ (هنر ، شعر ، ادبیات و ...) همه برای ترویج زیبایی ، دانایی و خوبی هستند

زیبایی و دانایی هر دو خوب هستند و خوب بودن برای همه ممکن است. خوب و شاد باشید

صفحه اصلی >> Cultural Part - بخش فرهنگي >> حافظ شیرازی - صفحه 116


اگر شراب خوری جرعه‌ای فشان بر خاک


حافظ شیرازی - صفحه 106
اگر شراب خوری جرعه‌ای فشان بر خاک از آن گناه که نفعی رسد به غیر چه باک *
برو به هر چه تو داری بخور دریغ مخور که بی‌دریغ زند روزگار تیغ هلاک **
به خاک پای تو ای سرو نازپرور من که روز واقعه پا وامگیرم از سر خاک #
چه دوزخی چه بهشتی چه آدمی چه پری به مذهب همه کفر طریقت است امساک ##
مهندس فلکی راه دیر شش جهتی چنان ببست که ره نیست زیر دیر مغاک
فریب دختر رز طرفه می‌زند ره عقل مباد تا به قیامت خراب طارم تاک
به راه میکده حافظ خوش از جهان رفتی دعای اهل دلت باد مونس دل پاک

* قبلا در گلچینی مرتبط با بدنامی به توضیح این بیت پرداخته شده و اینجا به موضوعی دیگر اشاره می شود
** روزگار یا دهر در سخن بزرگان بسیار مورد توجه بوده ولی برعکس عوام که اغلب از روزگار شکایت دارند نقل است که پیامبر فرموده دهر را ناسزا مگویید که دهر همان خداست و البته این موضوع وقتی مشخص می شود که ما حکمت خدا را در گذر روزگار درک می کنیم
وقتی حافظ هم می گوید روزگار همه را هلاک می کند قطعا از قرآن می دانسته که خداوند است که زنده می کند و می میراند
# اما حافظ با اشاره به روز و سوره واقعه که به قیامت و عاقبت ما اشاره دارد به نکته ای تاکید می کند که تکرار آنرا تکراری نمی داند و آن تلاش به حد توان است که می فرماید برو به هرچه تو داری بخور دریغ مخور که اگر میگوید روزگار ما را هلاک می کند او بهتر از همه میداند که زمان جز ابزاری در دست خداوند نیست و می فرماید
## کفرِ طریقت در مذهب چیزی جز امساک و کوتاهی نیست و این موضوع مهم است چراکه دریغ و پشیمانی همه در اثر کم همتی و کوتاهی ماست و برای همین آنچنان که در قبل گفته شد همت از ارکان شعر حافظ است
چراکه براي انسان بهره اي جز سعي و کوشش او نيست (آیه 39 سوره نجم)
یک ضرب المثل اروپایی هست که می گوید "انسان به راحتی می تواند از انجام مسئولیت کوتاهی کند ولی نمی تواند از عواقب آن در امان بماند" و این عواقب همان است که از آن به بازی روزگار یاد می شود
همه ما قطعا در زندگی با این روز واقعه بارها ملاقات کردیم و باز هم خواهیم کرد که لحظه ای رخ می دهد که یا باید بار امانت الهی و مسئولیت آدم و انسان بودن را بپذیریم و یا براحتی کوتاهی کنیم و از آن بگذریم، رند و هوشمند حقیقی کسی است که از نصیحت امثال حافظ استفاده کند و امساک و کم همتی نکند اگر کند هیچ نمی شود جز اینکه اسیر بازی روزگار می شود و خود به تجربه درک می کند که باید به حرف بزرگان گوش می کرده ولی اگر گوش کند و بار مسئولیت را به دوش بکشد با صبر و تلاش و کوشش اگر اسباب بزرگی همه آماده کند گوی سبقت را از رقیبان عشق حق خواهد ربود و انشاالله روزی خود در شمار بزرگان خواهد بود و به حق تکیه بر جای بزرگان خواهد زد که صد البته یکی از آن اسباب بزرگی آماده کردنها همین است که باید نیت پاک و خالص برای خدا باشد و نه هوس تکیه بر جای بزرگان. در حقیقت به قول خود حافظ که می فرماید دلنشین شد سخنم تا تو قبولش کردی بزرگی را او اهدا می کند و ما بدست نمی آوریم ما فقط وظیفه داریم به وظیفه خود و رعایت شرافت انسانی عمل کنیم
آسمان بار امانت نتوانست کشید ، قرعه کار به نام من دیوانه زدند
حافظ شیرازی (2018/03/14-09:00)



اندیشه پاک
آنک بی‌باده کند جان مرا مست کجاستو آنک بیرون کند از جان و دلم دست کجاست #
و آنک سوگند خورم جز به سر او نخورمو آنک سوگند من و توبه‌ام اشکست کجاست
و آنک جان‌ها به سحر نعره زنانند از اوو آنک ما را غمش از جای ببرده‌ست کجاست
جان جان‌ست وگر جای ندارد چه عجباین که جا می‌طلبد در تن ما هست کجاست *
عقل تا مست نشد چون و چرا پست نشدو آنک او مست شد از چون و چرا رست کجاست **

* گلچینی مرتبط با این شعر با موضوع جان جان
گلچینی دیگری با موضوع جان به جانان دادن
** مولانا در شعر دیگری نیز اشاره میکند
این سر مخمور اندیشه پرست، مست گردد زان می احمر؟! بلی
تمام نگرانی های انسان بواسطه سوالات بی پاسخ عقل اوست، مثلا آینده چه خواهد شد؟ فلان موضوع چه میشود؟ و ... تا درنهایت پس از مرگ چه خواهد بود؟ که مشخص و مطمئن نبودن پاسخ این سوالات موجب استرس و اضطراب فرد میشود
اغلب افراد برای رفع موقت این نگرانی ها به انواع مسکنها پناه میبرند از دارو و دراگ و شُرب خمر و مستی ظاهری تا ... برخی سفری و دورشدن از موضوع که اینها هیچ کدام درمان نیست بلکه نوعی پاک کردن موقتی صورت سوال و نشانه درد است
برای از بین رفتن کامل نگرانی ها باید به سوالات پاسخ درست داده شود، البته برخی پاسخ اشتباه میدهند که این خود موجب افزایش نگرانی یا به تعویق افتادن نگرانی میشود، مثلا درباره پاسخ به موضوع بعد از مرگ! افرادی آنرا انکار میکنند... و شاید چند مدتی هم بگذرانند ولی سرانجام با سوال بزرگتری روبرو میشوند بنام پوچی
اما مولانا پاسخ صحیح داده و آن اتصال به منبع تمام پاسخهاست که همان عشق حقیقی است که همچون چراغی ما را به منبع عشق که همان حضرت حق است هدایت میکند و مستی حقیقی بدنبال خواهد داشت
# عشقی که بی منت باده (بدون واسطه) جان انسان از آن مست خواهد شد و دست اهریمن جهل را از جان و دل انسان دور خواهد کرد
البته چنین عشقی بهایی دارد به قیمت جان که رندان روزگار با تصمیمی مافوق عقل عاشقانه پرداخت میکنند
که مولانا میگوید عقلی که مست عشق حقیقی است از بازی روزگار بیرون میشود و سوالات کودکانه عقل خام درنظرش پست میشوند و مولانا به ما امید میدهد که بلی به آن مستی میتوان رسید با عمل به خوبی و صبر در راه خدا
666664مشاهده متن کاملمولانا (2019/05/08-00:30)


613
زیبایی ، حقیقت ، خوبی
سازمان محک - موسسه خیریه حمایت از کودکان مبتلا به سرطان زیبایی ، حقیقت ، خوبی