فرهنگ (هنر ، شعر ، ادبیات و ...) همه برای ترویج زیبایی ، دانایی و خوبی هستند

زیبایی و دانایی هر دو خوب هستند و خوب بودن برای همه ممکن است. خوب و شاد باشید

صفحه اصلی >> Cultural Part - بخش فرهنگي >> حافظ شیرازی - صفحه 85


دوش دیدم که ملایک در میخانه زدند


حافظ شیرازی - صفحه 85
دوش دیدم که ملایک در میخانه زدند گل ادم بسرشتند و به پیمانه زدند
ساکنان حرم ستر و عفاف ملکوت با من راه نشین باده مستانه زدند
آسمان بار امانت نتوانست کشید قرعه کار به نام من دیوانه زدند *
جنگ هفتاد و دو ملت همه را عذر بنه چون ندیدند حقیقت ره افسانه زدند **
شکر ایزد که میان من و او صلح افتاد صوفیان رقص کنان ساغر شکرانه زدند
آتش آن نیست که از شعله او خندد شمع آتش آن است که در خرمن پروانه زدند
کس چو حافظ نگشاد از رخ اندیشه نقاب تا سر زلف سخن را به قلم شانه زدند
* خداوند در آیه 72 سوره احزاب می فرماید
"به راستى ما امانت خود را بر آسمان ها و زمين و کوه ها عرضه کرديم ، ولى آنها سرباز زدند ... اما انسان آن را برعهده گرفت، چرا که او ستمکار و نادان بود"
همانطور که مشاهده می کنید حافظ عزیز گاه مفهوم و گاه عین برخی از آیات قرآن را در ابیات خود به کار برده که نشان از تسلط وی به مفاهیم قرآنی دارد اما
** نکته مهم در این شعر و شاید علت بیان این شعر همین ندیده شدن حقیقت توسط انسانها و جنگ بیهوده بر سر عقیده است که همچنان ادامه دارد چراکه انسان امانت الهی که همان روحی است که خدا از خود در او دمیده و همان گوهر انسانیت است را نادیده گرفته و به لغو و باطل مشغول شده
حافظ بیان می کند که اگر ما به حقیقت علت آفرینش خود که همانا عشق و انسانیت است پی نبریم و برای برقراری عقیده و نظر خود در هر یک از شئونات زندگی حاضر باشیم عشق و انسانیت را زیر پا بگذاریم پس ما بر عقیده باطل هستیم و ره افسانه و باطل می زنیم
باید مراقب بود که خدا در آیه دیگری می فرماید
سوگند به خداي يکتا که البته از اين دروغ (و عقايد باطل) بازخواست خواهيد شد (آیه 56 سوره نحل)
انسان باید مراقب باشد که شیطان نفس برای فریب انسان حتی حاضر است از زبان خدا دروغ بگوید و این چیز عجیبی نیست و برنده میدان این همه خونی که بر سر عقیده ریخته شده فقط و فقط شیطان است برای همین عرفای بزرگ مثل حلاج در طول تاریخ برای بیان عقاید خود اغلب جان خود را داده اند و جانی نگرفتند مگر در دفاع از خود مثل امام حسین (ع). حتی شیطان پیام امام حسین را علیه خود او استفاده می کند که او فرمود:
اگر دین ندارید لااقل آزاده باشید
این هشدار بسیار مهم است چراکه قاتلان امام حسین ادعای دینداری داشتند حتی برخی روزه بودند ولی از نظر امام حسین دین نداشتند چون مخالف آزادگی و انسانیت بودند پس
"ز نو هر لحظه ایمان تازه گردان ، مسلمان شو مسلمان شو مسلمان" (شیخ محمود شبستری)
حافظ شیرازی (2017/05/25-03:00)



اندیشه پاک
من ندانستم از اول که تو بی مهر و وفایی عهد نابستن از آن به که ببندی و نپایی *
دوستان عیب کنندم که چرا دل به تو دادم باید اول به تو گفتن که چنین خوب چرایی **
ای که گفتی مرو اندر پی خوبان زمانه ما کجاییم در این بحر تفکر تو کجایی ***
آن نه خالست و زنخدان و سر زلف پریشان که دل اهل نظر برد که سریست خدایی #
پرده بردار که بیگانه خود این روی نبیند ## تو بزرگی و در آیینه کوچک ننمایی
حلقه بر در نتوانم زدن از دست رقیبان این توانم که بیایم به محلت به گدایی ###
عشق و درویشی و انگشت نمایی و ملامت همه سهلست تحمل نکنم بار جدایی *#
روز صحرا و سماعست و لب جوی و تماشا در همه شهر دلی نیست که دیگر بربایی *##
گفته بودم چو بیایی غم دل با تو بگویم #* چه بگویم که غم از دل برود چون تو بیایی
شمع را باید از این خانه به دربردن و کشتن تا به همسایه نگوید که تو در خانه مایی #**
سعدی آن نیست که هرگز ز کمندت بگریزد که بدانست که دربند تو خوشتر که رهایی **##
خلق گویند برو دل به هوای دگری ده ##** نکنم خاصه در ایام اتابک دو هوایی

این شعر بسیار زیبا از سعدی به این علت انتخاب شده که به نقل از خود عرفا بیان شود که این همه زیبایی در سخن ایشان برای چه بوجود آمده و برای چه وجود زیباتری صرف شده
همچنین مشخص شود که هر بیت و مصرع و کلمه در سخن عرفا بی معنی و بی دلیل نیست چه اینکه در پشت هر بیت این شعر جاودانه دریایی از معرفت نهان است که گفتن و نگفتن از آن هر دو اشتباه است
اگر بگوییم حق مطلب ادا نمیشود و اگر نگوییم به حقیقت کوتاهی شده, باشد که جرعه ای از این دریا قسمت ما شود
* نخست اشاره مجدد به عهد ازل که همانطور که قبلا گفته شد از ارکان سخن عرفا بویژه ارکان شعر حافظ است
عرفا به این عهد از زوایای گوناگون اشاره میکنند و این داستان تک بعدی نیست و از صورت زیبای شعر عرفا باید به معنی زیباتر آن برسیم که این صورت زیبا دامیست برای بدست آوردن دل ما و بردن ما به آنجا که عارف میخواهد
و سخن ایشان لایه های بسیار برای افراد با درکهای متفاوت دارد مثلا در سطحی پند بیت اول این است که اگر قرار است به قولی وفا نکنی بهتر است قول ندهی
** اما در سطح بالاتری از مفهوم در بیت دوم وقتی که میگوید چنین خوب چرایی مشخص میکند نمیشود خوب باشی و بی مهر و وفا هم باشی پس اگر خداوند خوب است پس مهر و وفا هم دارد و اگر ما مهر و وفای او را احساس نمیکنیم برای این است که ما مناسب این مهر و وفا و به حق مهر و وفایی که میان من و توست عمل نکردیم
آن یار یگانه با بوجود آوردن ما از سر مهر و محبت ثابت کرده که مهربان است حال ما هم که عهد بستیم که او خدای ماست باید ثابت کنیم که ما آدمیم و خدا داریم ولی متاسفانه ما اکثرا طوری رفتار میکنیم که انگار خدا نداریم و این بی وفایی نخست از سوی ماست
از این منظر که نگاه کنیم شاید بیت اول را خدا در حق ما میگوید که وقتی او با آن همه محبت ما را آفرید پس چرا ما بی مهر و وفاییم؟!
(بحث درباره این شعر طولانی است به ادامه مطلب مراجعه نمایید)
662660مشاهده متن کاملسعدی شیرازی (2018/12/05-03:00)


447
زیبایی ، حقیقت ، خوبی
سازمان محک - موسسه خیریه حمایت از کودکان مبتلا به سرطان زیبایی ، حقیقت ، خوبی