فرهنگ (هنر ، شعر ، ادبیات و ...) همه برای ترویج زیبایی ، دانایی و خوبی هستند

زیبایی و دانایی هر دو خوب هستند و خوب بودن برای همه ممکن است. خوب و شاد باشید

صفحه اصلی >> Cultural Part - بخش فرهنگي >> نظامی - صفحه 11
صفحه<<<56789101112>>>


چه خوش باغی ست باغ زندگانی


نظامی - صفحه 10
چه خوش باغی ست باغ زندگانی اگر ایمن بودی از باد خزانی *
خوش است این کهنه دیر پر فسانه اگر مُردن نبودی در میانه
چه خرم کاخ شد کاخ زمانه گرش بودی اساس جاودانه
از آن سرد آمد این کاخ دلاویز که چون جا گرم کردی گویدت خیز
چو هست این دیر خاکی سست بنیاد بباده اش داد باید زود بر باد
ز فردا و زدی کس را نشان نیست که رفت آن از میان ویندر میان نیست
یک امروز است ما را نقد ایام بر او هم اعتمادی نیست تا شام
بیا تا یک دهن پر خنده داریم به می جان و جهان را زنده داریم **
به ترک خواب می باید شبی گفت که زیر خاک می باید بسی خفت
* خداوند در قرآن آیه 24 سوره یونس به موضوع ناپایداری زندگی دنیا اشاره دارد:
"زندگانی دنیای شما بی گمان مانند آبیست که ما از آسمان فروفرستیم
تا بدان باران گیاهان گوناگون ،که آدمیان و چهارپایان از آن روزی خورند، بروید،
تا آنگاه که زمین از سبزی و خرمی زیوری تمام یابد، و مردمان خود را بر آن باغ و صحرا توانا پندارند،
که ناگاه فرمان ما به شب یا روز در رسد، و زمین چنان خشک شود که گویی روز پیشین در آن هیچ نبوده است.
و خداوند اینچنین با مثال روشن آیات خود را برای اهل فکرت بیان می کند"
* همین موضوع را شکسپیر بدون آشنایی با قرآن بیان کرده
"چنین است زندگانی آدمی که امروز جوانه های لطیف امید از دلش بر می دمد
و فردا شکوفا می شود و چتری از شکوه و افتخار بر سر می کشد
و سومین روز بادی سرد می وزد، بادی کشنده و سوزان و درست در آن هنگام که انسان ساده دل گمان می برد
که درخت موفقیت و بزرگیش میوه برآورده است، آن را از ریشه می سوزاند و خشک و سیاه می کند و درخت فرو می افتد"
(نمایشنامه هانری هشتم ، پرده سوم)
** منظور از می در هر یک از آثار بزرگان فرهنگ ما شراب معرفت است که در قرآن هم به آن اشاره شده و حافظ در بیت زیر قرآن خواندن و کسب معرفت را به شراب خوردن تشبیه کرده
صراحی می‌کشم پنهان و مردم دفتر انگارند , عجب گر آتش این زرق در دفتر نمی‌گیرد
با این توضیح اگر ما از آن شراب معرفت و آگاهی بهره ببریم عمر ما هدر نخواهد شد و و شاد و خرم در دنیا و آخرت خواهیم بود ولی بی معرفت و آگاهی، یا خود به تباهی می رویم یا دیگران با استفاده از جهل ما زندگی دنیا و آخرت ما را تباه خواهند کرد
نظامی (2017/04/20-03:00)



اندیشه پاک
گیرم که نبینی رخ آن دختر چینی از جنبش او جنبش این پرده نبینی
از تابش آن مه که در افلاک نهان است صد ماه بدیدی تو در اجزای زمینی *
ای برگ پریشان شده در باد مخالف گر باد نبینی تو نبینی که چنینی **
می‌جنب تو بر خویش و همی‌خور تو از این خون کاندر شکم چرخ یکی طفل جنینی #
در چرخ دلت ناگه یک درد درآید سر برزنی از چرخ بدانی که نه اینی ##
تا ماه نهم صبر کن ای دل تو در این خون آن مه تویی ای شاه که شمس الحق و دینی

* قبلا هم بیان شد که در سخن عرفا نامهای بسیاری برای خطاب آن یگانه یار و دوست عالم است که مولانا با اشاره به داستان دختر پادشاه چین بعد از اینکه او را دختر چینی پنهان در پرده عالم معرفی میکند مجدد برای تاکید بیشتر او را ماه پنهان در افلاک می نامد تا تفاوت این یار را با یار مد نظر در ذهن خامان مشخص کند
این تاکید برای این است که همانطور که در این شعر اشاره به طفل شده عرفا در اوج معرفت تفاوت خام و پخته ، را مشابه رابطه شاگرد و استاد نمیدانند، بلکه با ارفاق به خام میتوان آنرا مشابه طفل و پیر دانست برای همین پیر برای جوان آرزو میکند که انشاالله پیر شوی چون شاگرد فهمیده چیزهایی نمیداند و به استاد مراجعه میکند تا یاد بگیرد ولی طفل اصلا نمیداند چه ها هست که او حتی تصورش هم ندارد در حالی که پیر خِرد آنها را قبلا آزموده و تازه به مرزی رسیده که حتی نمیتواند به هیچ خامی توضیح دهد برای همین تنها آرزو میکند که پیر شوی، باشد که بدانی....
بدانی که مهمترین مسائلی که اشک طفل را در می آورد در نظر پیر، گریه برای اسباب بازیست
** بدانی که تو همچون برگی لرزان در برابر بادهای مخالف روزگاری که بی یاری آن یار ماه رو از لرزش و ترس و اضطراب هرگز خارج نمی شود
بدانی که هر زیبایی ماه گونه ای و ماه رویی که در اجزای زمین دیده ای نشان از وجود تابش آن مه نهان در افلاک است و بی نور او انعکاسی در عالم پدید نمی آمد که ماه رخی پدید آید و دیده شود
# بدانی که باید بجنبی و تلاش کنی و به قیمت خون دل و دیده از مسیر رضایت آن ماه و آن یار خارج نگردیم باشد که به یاری ما بیاید که ما طفلی نیازمند در چرخش روزگاریم
## بدانیم که اگر او یاری کند این دردی که ناگهان در دل ما می افتد و درددل ما در این روزگار است در اصل نشان این است که ما باردار شدیم به معرفتی که آن پیر عالم برای ما خواسته و باید چون مادران (نه ماه) در درد صبر کنیم تا زمان زایمان آن نوری که در دل ما ایجاد شده که یاری او خواهد رسید
در تاریک ترین لحظه روزگار و تاریخ همواره نور رحمت او تابیده فقط انسان باید درد بارداری را با صبر تحمل کند تا بداند ما هم چون از آن ماهیم پس ما هم ماهیم نه بلکه هرچه از آن شاه جهان بیشتر بدانیم بیشتر شبیه او خواهیم شد چراکه در اوج آشنایی و دوستی، دوستان یکی می شوند
{البته تاکید باید کرد که منظور از پیر ، پیر خِرد است
پیر، پیرِ عقل باشد ای پسر، نه سپیدی موی اندر ریش و سر (مولانا)
که حتی افراد مسن و ظاهرا پیری هستند که خام و طفل مانده اند و حتی متاسفانه تا آخر عمر با غم گذشته و ترس از آینده زندگی میکنند و به خیال خام خود فکر میکنند که خوشبخت هم شده اند در حالی که حتی نمیدانند خوشبختی چیست
چشمی که جمال تو ندیدست چه دیدست، افسوس بر اینان که به غفلت گذرانند (سعدی)}
644642مشاهده متن کاملمولانا (2018/07/04-04:00)


425
زیبایی ، حقیقت ، خوبی
سازمان محک - موسسه خیریه حمایت از کودکان مبتلا به سرطان زیبایی ، حقیقت ، خوبی