فرهنگ (هنر ، شعر ، ادبیات و ...) همه برای ترویج زیبایی ، دانایی و خوبی هستند
زیبایی و دانایی هر دو خوب هستند و خوب بودن برای همه ممکن است. خوب و شاد باشید
صفحه اصلی
>>
Cultural Part - بخش فرهنگي
>>
گلچین
- صفحه 22
درباره بخش فرهنگی
بخش فرهنگی
قرآن
حافظ شیرازی
مولانا
سعدی شیرازی
گلچین
نظامی
عطار
عمر خیام
شیخ بهایی
ابوسعید ابوالخیر
بابا طاهر
هاتف اصفهانی
سنایی
شیخ محمود شبستری
فردوسی
رودکی
قلم
امیر خسرو دهلوی
فروغی بسطامی
شمس تبریزی
سید محمد حسین طباطبایی
مجذوب تبریزی
رهی معیری
خواجه عبدالله انصارى
محیی الدین ابن عربی
جامی
ناصرخسرو
صغیر اصفهانی
صفحه
<<
<
17
18
19
20
21
22
23
24
25
26
>
>>
آب در کوزه و ما تشنه لبان می گردیم، یار در خانه و ما گرد جهان می گردیم
گلچین - صفحه 22
آب در کوزه و ما تشنه لبان می گردیم، یار در خانه و ما گرد جهان می گردیم
آب در کوزه و ما تشنه لبان می گردیم
یار در خانه و ما گرد جهان می گردیم
(مولانا)
سالها دل طلب جام جم از ما میکرد
وآن چه خود داشت ز بیگانه تمنا میکرد
گوهری کز صدف کُوْن و مکان بیرون است
طلب از گمشدگانِ لبِ دریا میکرد
بیدلی در همه احوال خدا با او بود
او نمیدیدش و از دور «خدایا» میکرد
(
حافظ
)
عمرها در پی مقصود به جان گردیدیم
دوست در خانه و ما گرد جهان گردیدیم
خود سراپرده قدرش ز مکان بیرون بود
آن که ما در طلبش جمله مکان گردیدیم
(
سعدی
)
آیه 16 سوره ق
: "
خداوند می فرماید: ما به انسان از رگ گردن نزدیکتریم
"
شیخ اجل سعدی شیرازی در جای دیگری عین آیه را آورده و آشکار تر به این اشاره می کند که می گوید
دوست نزدیکتر از من به من است ، وین عجبتر که من از وی دورم
انسان از قدیم چند آرزوی دست نیافتنی داشته که هنوز هم دارد و برخی برای رسیدن به آنها تمام عمر خود را داده اند و جهان را گشته اند و چه کارها کرده اند و چه ها که نکرده اند و آن آرزوها عبارتند از:
مهر گیاه، کیمیا، آب حیات یا اکسیر جوانی و نوشدارو و جام جهان بین
مهرگیاه را هرکس بخورد محبوب همه می شود(شهرت طلبی)، کیمیا فلز کم ارزش مس را به طلای گران بها تبدیل می کند(ثروت و قدرت طلبی) و آب حیات و نوشدارو همان طلب عمر جاودان است و جام جهان بین یا آینه سکندر در اصل خبرداشتن از غیب و آینده است
به گفته این بزرگان و عارفان در دوستی خدا (یعنی عشق حقیقی به خوبی و خوبان) تمام این آرزوهای ناممکن انسان ممکن می شوند و این آرزو در مورد خود این عزیزان محقق شده مثلا جاودانگی نصیب همه بزرگان جهان شده که خود در مورد خود اینگونه گفته اند
از فردوسی:
نمیرم از این پس که من زنده ام ، که تخم سخن را پرا کنده ام
تا حافظ:
هرگز نمیرد آن که دلش زندهشد به عشق ، ثبت است بر جَریده عالَم دوام ما
همچنین این بزرگان همه محبوب همه و مایه افتخار جهان هستند و مثلا حالا بر سر مولانا در جهان دعواست که یکی گوید او افغانی است چون در بلخ به دنیا آمده و یکی گوید او ترک است چون قبرش در ترکیه است و غافل از این هستند که حقیقت او در قلب ما به دنیا آمده که هرگز نمرده و نمیرد و تا ابد زنده است
مرده بدم زنده شدم گریه بدم خنده شدم ، دولت عشق آمد و من دولت پاینده شدم
و دیگر اینکه همه جام جهان بین یا همان دل پاک و عاشق داشته اند که اکنون به حافظ لقب لسان الغیب داده اند و فال حافظ رواج دارد چون حافظ به حقیقت اسرار غیب دست یافته بوده که به طور خلاصه فال همه را این گونه می گوید
اگر خوب باشیم سرانجام خوشبخت می شویم و هرگز نباید از خدا و خوبی نامید شویم و ...
و همه کیمیاگری کردند و نه تنها مس خام وجود خود را به طلا و گوهر عرفان و کمال و پختگی تبدیل کردند بلکه بر دیگرانی هم که با سخن آنها خو بگیرند و در ارتباط باشند به مرور همین تاثیر را خواهند گذاشت
و به قول حافظ تمام این مقام و منزلت همه در اثر صبر و ایستادگی بر عشق به خوبی بدست آمده
من اگر کامروا گشتم و خوشدل چه عجب ، مستحق بودم و اینها به زکاتم دادند
نکته اینجاست که این آرزوها
به ظاهر
دست نیافتنی است ولی
به باطن
و به حقیقت نه تنها دست یافتنی است بلکه اصلا آرزو همین است و باقی آرزوها کم شده همین خواسته هاست
عارفان جهان در تمام عمر گران قدر خود سعی کردند که به ما راه دست یافتن به آن آرزوهای بعید را نشان دهند که به قول عطار همان گذر از
هفت شهر عشق
است
مشکل اینجاست که ما در اثر آموزش اشتباه کمی از حق دور شده ایم و همه چیز را آسان و ارزان می خواهیم با شعار هزینه کمتر و سود بیشتر. در حالی که حق این است که هرچه را خواهان آنیم باید بهایش را عینا پرداخت کنیم و بهای رسیدن به خدا و بدست آوردن عشق او که همان محقق شدن تمام آرزوهای تمام بشر در گذشته و حال و آینده است به همین میزان سنگین است و آموزش غلط ما را از انصاف دور کرده که بدانیم انصاف نیست که چیزی به این ارزشمندی را ارزان بدست آوریم
و اگر حتی خلاف قوانین عالم آن حقیقت خوشبختی و آن عشق جاودانه را آسان بدست آوریم، وجدان بیدار ما را رها نمی کند و مدام تذکر می دهد که لایق آن نیستیم و حقیقتا هیچ کسی در عالم لایق او نبوده و نیست به قول حافظ "
با هیچ کس نشانی زان دلستان ندیدم
" برای همین باید نی و نیست شد و از کسی بودن گذشت تا شاید آن یگانه نظری کند
آنان که خاک را به نظر کیمیا کنند ، آیا بُوَد که گوشه چشمی به ما کنند
و اولین قدم در راه او طالب شدن است و اولین کار خروج از ظاهرپرستی است که بشر امروز دچار آن است
غلام همت آن نازنینم ، که کار خیر بی روی و ریا کرد
گلچین
(2017/07/12-11:00)
اندیشه پاک
با ما منشین اگر نه بدنام شوی
ما عاشق و رند و مست و عالم سوزیم
با ما منشین اگر نه بدنام شوی
(حافظ)
عیب می جمله چو گفتی، هنرش نیز بگو
نفی حکمت مکن از بهر
دلِ عامی
چند (
حافظ
)
گر مرید راه عشقی ترک
بدنامی
مکن
شیخ صنعان خرقه رهن خانه خمار داشت (
حافظ
)
عشق را بنیاد بر بد نامیست
هرک ازین سر سرکشد از خامیست (
عطار
)
بدنامی
در عشق و معرفت به هم گره خورده و این نیاز به توضیح دارد چراکه عوام از صورت واژه ی
بدنامی
که چیز بدی است فکر می کنند خدای نکرده عرفا به بدی توصیه کرده اند، در حالی که اتفاقا منظور همین است که کسی که سالک راه عشق و حقیقت است نباید به
بدنامی در نظر عوام
توجه کند که:
اولا همیشه عوام هستند و از سر خامی عمل دیگران را قضاوت می کنند در حالی که
قضاوت تنها به عهده خداست
ثانیا حتی در بُعد اجتماعی اگر عاشق مثلا از ترس از دست دادن غرور و یا بدنامی در عشق کوتاهی کند چیزی جز پشیمانی بدست نمی آورد ولی متاسفانه تا پشیمانی را تجربه نکند این را نمی فهمد مگر به نصایح بزرگان تاریخ از جمله همین عطار و حافظ و سعدی ... گوش کند و با مواجه با ترس خود از پشیمانی دوری کند. حالا در بعد ماورای تصور انسان در اوج معرفت باید دید کوتاهی در عشق حق چه میزان حسرت و پشیمانی به دنبال خواهد داشت (که اصلا جهنم همین است که از درون ما را می سوزاند) و برای همین عرفا تاکید می کنند از بدنامی در نظر عوام نترسید و پای در وادی عاشقی و حقیقت بگذارید اگر مرد و زن این راهید وگرنه به عاقلی و بازی خود مشغول باشید که
ای عقل تو کودکی برو بازی کن
(مولانا)
ثالثا ما باید تکلیف خود را مشخص کنیم که ما چند خدا داریم اگر یک خدا داریم که از دل ما آگاه است باید به او پاسخگو باشیم و هر کاری که مطابق با
دلداری و پرهیز از دل آزاری
است انجام دهیم که تنها خود و خدا از دل خویش آگاهیم ولی از
دل پر غرض عامی
و برخی از مردم آگاه نیستیم که چه غرضی در سر می پرورد که باید بین دلداری
خدای باطن بین
و دلداری عوام ظاهر بین یکی را انتخاب کنیم و اتفاقا اگر حقیقتا عاقل باشیم و آینده نگر باید
دل صاحب دل
را بدست آوریم و نه هیچ چیز دیگر و در این راه اگر تمام روزهای عمر خود را هم بدهیم مولانا نسخه آنرا تجویز کرده که
روزها گر رفت گو: رو باک نیست، تو بمان، ای آن که چون تو پاک نیست
اما چهارم و از همه مهمتر در
آیه 53 سوره زمر
خداوند می فرماید
"
مبادا از رحمت خدا نااميد شويد، چرا که خدا همه گناهان حتى شرک را در صورتى که توبه کنيد مى آمرزد
"
آن مهربانی که اینگونه حتی شرک را می بخشد آیا واقعا می شود بدنامی در نظر عوام را به رضای او ترجیح داد که کدام بدنامی بالاتر از شرک؟! و خدا را شکر که او هست این قرآن هست که حقایق را بازگو کند و تنها
حافظ حقیقی قرآن
این نکته ها می دانسته که در سخن خود اینگونه حقایق را بازگو کرده
اگر شراب خوری جرعهای فشان بر خاک، از آن گناه که نفعی رسد به غیر چه باک
خاک همین عوام هستند که حافظ شراب معرفت به آنها پیش کش کرده و آن گناه هم منظور همین بدنامی است که اگر بدور از خودخواهی و برای دیگران باشد قضاوتش باخداست و در طول تاریخ چه کسانی که در مقطعی بدنام شدند ولی گذر زمان حقایق را آشکار کرد و به خواست خدا به جاودانگان پیوستند از جمله منصور حلاج و شیخ اشراق
حتی تمامی پیامبران در ابتدای دعوت خود به نوعی از
بدنامی در نظر عوام
دچار شدند از تهمت دیوانگی تا دروغگویی و ... و همچنین امام حسین (ع) و امام علی (ع) هم به هنگام شهادت حکومت ظالم سعی در بدنام کردنشان داشت تا ظلم خود را توجیه کند و باید گفت تنها بدنامی و
گناهی که خداوند هرگز نمی بخشد ظلم و ستم است
چراکه حق الناس است و باید هشیار بود که دقیقا نقطه مقابل سخن حافظ است که می گوید "از آن گناه که نفعی رسد به غیر چه باک" و ظلم در حقیقت نفعی است که به ظالم می رسد در عوض ستمی که به مظلوم می شود برای بررسی بیشتر به
گلچینی از آیات قرآن در مورد ظلم
توجه نمایید
خلاصه اینکه عوام ظاهر بین اصلا نمی دانند گناه و صواب حقیقی چیست و گاه امثال حُر عمری در گناه و به باطل زندگی می کنند و به خیال خام خود فکر هم می کنند که بر حق هستند تا لطف خدا باز شامل حال کدام حر از ما شود که در بیابان عالم حکیمی سر راهش قرار دهد تا او را به شراب معرفتی نجات دهد و تازه به حق بازگرداند
609
607
607
مشاهده متن کامل
گلچین (2018/02/22-03:00)
491