فرهنگ (هنر ، شعر ، ادبیات و ...) همه برای ترویج زیبایی ، دانایی و خوبی هستند

زیبایی و دانایی هر دو خوب هستند و خوب بودن برای همه ممکن است. خوب و شاد باشید

صفحه اصلی >> Cultural Part - بخش فرهنگي >> گلچین - صفحه 19


پر طاووس قشنگ است ، به كركس ندهند


گلچین - صفحه 19
پر طاووس قشنگ است ، به كركس ندهند معرفت بار گرانیست ، به هركس ندهند *
معرفت راه رهائیست ، به هر نفس ندهند معرفت بذر نشكفته عشقیست ، به نارس ندهند
معرفت علمیست كه شناسد ، كس ز ناكس این علم گران را در عالم عرفان ، به نا كس ندهند
شعر از سید ذبیح ا...قاسمی (رهام)
* "معرفت دُر گرانیست به هر کس ندهند، پر طاووس قشنگ است به کرکس ندهند"
این نیز گفته شده ولی در اینجا مایل به بیان آیه ای از قرآن هستم که هم می تواند ارزش معرفت را با بی نهایت دُر بیان کند و هم سنگینی بار مسئولیت عارف و صاحب معرفت را با سنگین ترین بارها برابر کند
خداوند در قرآن در سوره بقره آیه 269 می فرماید
"خداوند حکمت را به هر که بخواهد مى بخشد ، و به هر کس حکمت داده شود ، خير فراوان به او داده شده است ، و اين را جز صاحبان خرد درنمى يابند"
کسی که حکمت می داند را حکیم گویند مثل حکیم فردوسی و کسی که حکیم است به اوج شناخت و معرفت خداوند و درک هستی رسیده
نکته اینجاست که خداوند در رابطه با اهدای حکمت و معرفت از واژه خیر کثیر استفاده کرده و گفته این را جز صاحبان خرد درک نمی کنند
در واقع خداوند در این آیه عظمت و ارزش معرفت را بیان نموده که تا به آن نرسی ارزش آنرا درک نمی کنی که تا حتی میزان ارزش آن نیز در قالب کلمات قابل بیان نیست
وقتی چیزی تا این حد ارزشمند باشد اولا آسان و ارزان بدست نمی آید ثانیا کسی که به معرفت برسد با پرداخت هزینه ها مقدماتی فراهم کرده که راحت این بار سنگین را زمین نگذارد و تا پایان راه به دوش حمل کند
این همان بار امانت الهی است که حافظ می فرماید
"آسمان بار امانت نتوانست کشید ، قرعه کار به نام من دیوانه زدند"
این بار معرفت سنگین ترین بارها و این دُر معرفت با ارزشترین چیزهاست که حتی شاعران و حتی با اغراق قادر به توضیح آن نیستند
گلچین (2017/05/27-03:00)



اندیشه پاک
من ندانستم از اول که تو بی مهر و وفایی عهد نابستن از آن به که ببندی و نپایی *
دوستان عیب کنندم که چرا دل به تو دادم باید اول به تو گفتن که چنین خوب چرایی **
ای که گفتی مرو اندر پی خوبان زمانه ما کجاییم در این بحر تفکر تو کجایی ***
آن نه خالست و زنخدان و سر زلف پریشان که دل اهل نظر برد که سریست خدایی #
پرده بردار که بیگانه خود این روی نبیند ## تو بزرگی و در آیینه کوچک ننمایی
حلقه بر در نتوانم زدن از دست رقیبان این توانم که بیایم به محلت به گدایی ###
عشق و درویشی و انگشت نمایی و ملامت همه سهلست تحمل نکنم بار جدایی *#
روز صحرا و سماعست و لب جوی و تماشا در همه شهر دلی نیست که دیگر بربایی *##
گفته بودم چو بیایی غم دل با تو بگویم #* چه بگویم که غم از دل برود چون تو بیایی
شمع را باید از این خانه به دربردن و کشتن تا به همسایه نگوید که تو در خانه مایی #**
سعدی آن نیست که هرگز ز کمندت بگریزد که بدانست که دربند تو خوشتر که رهایی **##
خلق گویند برو دل به هوای دگری ده ##** نکنم خاصه در ایام اتابک دو هوایی

این شعر بسیار زیبا از سعدی به این علت انتخاب شده که به نقل از خود عرفا بیان شود که این همه زیبایی در سخن ایشان برای چه بوجود آمده و برای چه وجود زیباتری صرف شده
همچنین مشخص شود که هر بیت و مصرع و کلمه در سخن عرفا بی معنی و بی دلیل نیست چه اینکه در پشت هر بیت این شعر جاودانه دریایی از معرفت نهان است که گفتن و نگفتن از آن هر دو اشتباه است
اگر بگوییم حق مطلب ادا نمیشود و اگر نگوییم به حقیقت کوتاهی شده, باشد که جرعه ای از این دریا قسمت ما شود
* نخست اشاره مجدد به عهد ازل که همانطور که قبلا گفته شد از ارکان سخن عرفا بویژه ارکان شعر حافظ است
عرفا به این عهد از زوایای گوناگون اشاره میکنند و این داستان تک بعدی نیست و از صورت زیبای شعر عرفا باید به معنی زیباتر آن برسیم که این صورت زیبا دامیست برای بدست آوردن دل ما و بردن ما به آنجا که عارف میخواهد
و سخن ایشان لایه های بسیار برای افراد با درکهای متفاوت دارد مثلا در سطحی پند بیت اول این است که اگر قرار است به قولی وفا نکنی بهتر است قول ندهی
** اما در سطح بالاتری از مفهوم در بیت دوم وقتی که میگوید چنین خوب چرایی مشخص میکند نمیشود خوب باشی و بی مهر و وفا هم باشی پس اگر خداوند خوب است پس مهر و وفا هم دارد و اگر ما مهر و وفای او را احساس نمیکنیم برای این است که ما مناسب این مهر و وفا و به حق مهر و وفایی که میان من و توست عمل نکردیم
آن یار یگانه با بوجود آوردن ما از سر مهر و محبت ثابت کرده که مهربان است حال ما هم که عهد بستیم که او خدای ماست باید ثابت کنیم که ما آدمیم و خدا داریم ولی متاسفانه ما اکثرا طوری رفتار میکنیم که انگار خدا نداریم و این بی وفایی نخست از سوی ماست
از این منظر که نگاه کنیم شاید بیت اول را خدا در حق ما میگوید که وقتی او با آن همه محبت ما را آفرید پس چرا ما بی مهر و وفاییم؟!
(بحث درباره این شعر طولانی است به ادامه مطلب مراجعه نمایید)
662660مشاهده متن کاملسعدی شیرازی (2018/12/05-03:00)


449
زیبایی ، حقیقت ، خوبی
سازمان محک - موسسه خیریه حمایت از کودکان مبتلا به سرطان زیبایی ، حقیقت ، خوبی