فرهنگ (هنر ، شعر ، ادبیات و ...) همه برای ترویج زیبایی ، دانایی و خوبی هستند

زیبایی و دانایی هر دو خوب هستند و خوب بودن برای همه ممکن است. خوب و شاد باشید

صفحه اصلی >> Cultural Part - بخش فرهنگي >> گلچین - صفحه 16


دل ، چیزی به عظمت دل نیست که خدای، با آن عظمت در دل دارد جای


گلچین - صفحه 16
دل ، چیزی به عظمت دل نیست که خدای، با آن عظمت در دل دارد جای
در راه خدا دو کعبه آمد حاصل، یک کعبه صورت است و یک کعبه دل
تا بتوانی زیارت دلها کن، کافزون ز هزار کعبه باشد یک دل (انصاری)
طواف کعبه دل کن اگر دلی داری ، دلست کعبه معنی تو گل چه پنداری
هزار بار پیاده طواف کعبه کنی ، قبول حق نشود گر دلی بیازاری (مولانا)
تأمل در آیینه ی دل کنی ، صفائی بتدریج حاصل کنی (سعدی)
ای دل تو در این واقعه دمسازی کن، وی جان به موافقت سراندازی کن
ای صبر تو پای غم نداری بگریز، ای عقل تو کودکی برو بازی کن (مولانا)
مپندار اگر طاعتی کرده‌ای، که نزلی بدین حضرت آورده‌ای
به احسانی آسوده کردن دلی، به از الف رکعت به هر منزلی (سعدی)
تو ز دل غافلی و بی خبری، دگرست آن دل و تو خود دگری
باطن تو حقیقت دل تست،هرچه جز باطن تو باطل تست (سنایی)
دلا بسوز که سوز تو کارها بکند،نیازِ نیم شبی دفعِ صد بلا بکند
تو با خدای خود انداز کار و دل خوش دار،که رحم اگر نکند مدّعی، خدا بکند (حافظ)
دانی چرا دل می شکند هر از گاهی، چون شکسته پاک است ز هر گناهی
دل پاک که منزلگه خداوند است، تا نشکنی بت من نشود بارگاه الهی (قلم)
گلچین (2016/12/17-23:00)



اندیشه پاک
بوی گل و بانگ مرغ برخاست هنگام نشاط و روز صحراست
ما را سر باغ و بوستان نیست هر جا که تویی تفرج آن جاست *
گویند نظر به روی خوبان نَهیَست نه این نظر که ما راست **
چشم چپ خویشتن برآرم تا چشم نبیندت بجز راست
هر آدمیی که مُهر مهرت # در وی نگرفت سنگ خاراست
نالیدن بی‌حساب سعدی ## گویند خلاف رای داناست
از ورطه ما خبر ندارد *# آسوده که بر کنار دریاست

* سعدی در شعر دیگری همین معنی را میگوید که
هر کس به تماشایی رفتند به صحرایی، ما را که تو منظوری خاطر نرود جایی
** حافظ هم درباره نظربازی عرفا (قبلا نیز به آن اشاره شده منظور دیدن آثار روی زیبای خداست) اینگونه میگوید
در نظربازیِ ما بی‌خبران حیران‌اند، من چُنین‌ام که نمودم؛ دگر ایشان دانند
# و سعدی اینجا تاکید میکند که هرکس این زیبایی های وجود را ببیند و پی به وجود آن زیبا نبرد او سنگدل شده و از مرتبه آدم بودن دور گشته
## سعدی از عشق گفتن های خود را که مورد طعنه عاقلان زمانش بوده بیان میکند که مشکل را از دنیای متفاوت آنها میداند که در اصطلاح عرفانی آنها در باغ نیستند و خبر از دنیای داخل باغ معرفت ندارند
*# که به آنها گاه میگوید ما کجاییم در این بحر تفکر تو کجایی و طبیعتا او که آسوده بر ساحل عقل خام خود نشسته از حال عاشق غرق شده در دریای تفکر خبر ندارد
برای همین درجایی بجای ورطه از غرقه نیز استفاده شده که در معنی تغییر چندانی ایجاد نمیکند
664662مشاهده متن کاملسعدی شیرازی (2019/03/19-02:30)


368
زیبایی ، حقیقت ، خوبی
سازمان محک - موسسه خیریه حمایت از کودکان مبتلا به سرطان زیبایی ، حقیقت ، خوبی