فرهنگ (هنر ، شعر ، ادبیات و ...) همه برای ترویج زیبایی ، دانایی و خوبی هستند

زیبایی و دانایی هر دو خوب هستند و خوب بودن برای همه ممکن است. خوب و شاد باشید

صفحه اصلی >> Cultural Part - بخش فرهنگي >> English Translation of Quran

English Translation of Quran

Chapter 112

سوره مبارکه الاخلاص (توحید)
Sincere Religion, The Unity, Fidelity

Page 604
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِيمِ
In the name of Allah (God), the Beneficent, the Merciful.
قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ (1)
Say: He is Allah, the One! (1)
اللَّهُ الصَّمَدُ (2)
Allah, the eternally Besought of all! (2)
لَمْ يَلِدْ وَلَمْ يُولَدْ (3)
He begetteth not nor was begotten. (3)
وَلَمْ يَكُنْ لَهُ كُفُوًا أَحَدٌ (4)
And there is none comparable unto Him. (4)
Chapter 113

سوره مبارکه الفلق
Daybreak, The Dawn, Falaq

 
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِيمِ
In the name of Allah (God), the Beneficent, the Merciful.
قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ الْفَلَقِ (1)
Say: I seek refuge in the Lord of the Daybreak (1)
مِنْ شَرِّ مَا خَلَقَ (2)
From the evil of that which He created; (2)
وَمِنْ شَرِّ غَاسِقٍ إِذَا وَقَبَ (3)
From the evil of the darkness when it is intense, (3)
وَمِنْ شَرِّ النَّفَّاثَاتِ فِي الْعُقَدِ (4)
And from the evil of malignant witchcraft, (4)
وَمِنْ شَرِّ حَاسِدٍ إِذَا حَسَدَ (5)
And from the evil of the envier when he envieth. (5)
Chapter 114

سوره مبارکه الناس
The People, The Men, Naass

 
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِيمِ
In the name of Allah (God), the Beneficent, the Merciful.
قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ النَّاسِ (1)
Say: I seek refuge in the Lord of mankind, (1)
مَلِكِ النَّاسِ (2)
The King of mankind, (2)
إِلَٰهِ النَّاسِ (3)
The god of mankind, (3)
مِنْ شَرِّ الْوَسْوَاسِ الْخَنَّاسِ (4)
From the evil of the sneaking whisperer, (4)
الَّذِي يُوَسْوِسُ فِي صُدُورِ النَّاسِ (5)
Who whispereth in the hearts of mankind, (5)
مِنَ الْجِنَّةِ وَالنَّاسِ (6)
Of the jinn and of mankind. (6)
Last PageNext PagePage 604Previous PageFirst Page
(The words in brackets added by translator)


Select a TranslationSelect a ChapterGo to Page 

اندیشه پاک
بوی گل و بانگ مرغ برخاست هنگام نشاط و روز صحراست
ما را سر باغ و بوستان نیست هر جا که تویی تفرج آن جاست *
گویند نظر به روی خوبان نَهیَست نه این نظر که ما راست **
چشم چپ خویشتن برآرم تا چشم نبیندت بجز راست
هر آدمیی که مُهر مهرت # در وی نگرفت سنگ خاراست
نالیدن بی‌حساب سعدی ## گویند خلاف رای داناست
از ورطه ما خبر ندارد *# آسوده که بر کنار دریاست

* سعدی در شعر دیگری همین معنی را میگوید که
هر کس به تماشایی رفتند به صحرایی، ما را که تو منظوری خاطر نرود جایی
** حافظ هم درباره نظربازی عرفا (قبلا نیز به آن اشاره شده منظور دیدن آثار روی زیبای خداست) اینگونه میگوید
در نظربازیِ ما بی‌خبران حیران‌اند، من چُنین‌ام که نمودم؛ دگر ایشان دانند
# و سعدی اینجا تاکید میکند که هرکس این زیبایی های وجود را ببیند و پی به وجود آن زیبا نبرد او سنگدل شده و از مرتبه آدم بودن دور گشته
## سعدی از عشق گفتن های خود را که مورد طعنه عاقلان زمانش بوده بیان میکند که مشکل را از دنیای متفاوت آنها میداند که در اصطلاح عرفانی آنها در باغ نیستند و خبر از دنیای داخل باغ معرفت ندارند
*# که به آنها گاه میگوید ما کجاییم در این بحر تفکر تو کجایی و طبیعتا او که آسوده بر ساحل عقل خام خود نشسته از حال عاشق غرق شده در دریای تفکر خبر ندارد
برای همین درجایی بجای ورطه از غرقه نیز استفاده شده که در معنی تغییر چندانی ایجاد نمیکند
664662مشاهده متن کاملسعدی شیرازی (2019/03/19-02:30)




زیبایی ، حقیقت ، خوبی
سازمان محک - موسسه خیریه حمایت از کودکان مبتلا به سرطان زیبایی ، حقیقت ، خوبی