فرهنگ (هنر ، شعر ، ادبیات و ...) همه برای ترویج زیبایی ، دانایی و خوبی هستند
زیبایی و دانایی هر دو خوب هستند و خوب بودن برای همه ممکن است. خوب و شاد باشید
صفحه اصلی
>> Cultural Part - بخش فرهنگي
درباره بخش فرهنگی
بخش فرهنگی
قرآن
حافظ شیرازی
مولانا
سعدی شیرازی
گلچین
نظامی
عطار
عمر خیام
شیخ بهایی
ابوسعید ابوالخیر
بابا طاهر
هاتف اصفهانی
سنایی
شیخ محمود شبستری
فردوسی
رودکی
قلم
امیر خسرو دهلوی
فروغی بسطامی
شمس تبریزی
سید محمد حسین طباطبایی
مجذوب تبریزی
رهی معیری
خواجه عبدالله انصارى
محیی الدین ابن عربی
جامی
ناصرخسرو
صغیر اصفهانی
خُمهاست از آن باده خمهاست از این باده
مولانا
خُمهاست از آن باده خمهاست از این باده
ای ساقی جان پر کن آن ساغر پیشین را
آن راه زن دل را آن راه بر دین را
زان می که ز دل خیزد با روح درآمیزد
مخمور کند جوشش مر چشم خدابین را
*
آن باده انگوری مر امت عیسی را
و این باده منصوری مر امت یاسین را **
خمها است از آن باده خمها است از این باده
تا نشکنی آن خم را هرگز نچشی این را
***
آن باده بجز یک دم دل را نکند بیغم
هرگز نکشد غم را هرگز نکند کین را #
یک قطره از این ساغر کار تو کند چون زر
جانم به فدا باشد این ساغر زرین را
این حالت اگر باشد اغلب به سحر باشد
آن را که براندازد او بستر و بالین را
##
زنهار که یار بد از وسوسه نفریبد
تا نشکنی از سستی مر عهد سلاطین را ###
گر زخم خوری بر رو رو زخم دگر میجو
رستم چه کند در صف دسته گل و نسرین را
#*
* مولانا در این شعر به وضوح معنی
شراب
در شعر عرفا را بیان نموده تا تکلیف کسانی که به نفع هوس خود آنرا باده انگوری و کلا
مشروبات الکلی
عنوان میکنند، مشخص شود. که شراب معرفت از کجا می آید از چه درست میشود چه خاصیتی دارد و ...
اولا این شراب از دل عارف میجوشد و روح را تحت تاثیر قرار میدهد و مهمترین خاصیتش این است که
چشم خدابین و خداجو
را مست و بینا میکند آنچنان که به قول سعدی صاحب این چشم
رسد (آدمی) به جایی که بجز خدا نبیند
** مولانا با اشاره به قرآن و
سوره یاسین
میگوید این باده معرفت برای امت یاسین و مومنین است
*** و تا از انواع شرابهای هوس انگیز دنیا گذر نکنیم هرگز قادر به نوشیدن شراب معرفت نخواهیم بود که این مفهوم در معنی سوره یاسین مستتر است که پیش چشم منکران حجاب است درحالی که شراب آگاهی، حجاب را از پیش چشمها میبرد
# تمام شرابهای دنیا از باده انگوری تا شراب قدرت و ثروت و غرور و ... که انسان را از شان و منش انسانی خارج میکنند همه با هم هرگز قادر نیستند غم را برای همیشه از بین ببرند در اصل غم را از بین نمیبرند بلکه آگاهی (به غم) را کم میکنند در حالی که شراب آگاهی موضوع غم را حل میکند
(ای غم) حلقهٔ
غین
تو تنگ،
میمت
از آن تنگتر، تنگ متاع تو را
عشق
خریدار نیست
(مولانا)
## البته این
شراب آگاهی و معرفت
مثل سایر شرابها ارزان و در دسترس نیست که بتوان آنرا در بازار دنیا به راحتی تهیه کرد و طبیعی است آنچه بزرگترین مشکل تمام بشر یعنی غم را از بین میبرد و کینه را پاک میکند و عشق می آفریند قطعا بهایی کمتر از سالها عمر و جان عارف
نداشته و ندارد و نخواهد داشت
مولانا باز با اشاره به قرآن (
آیه 78 اسرا
،
آیه 18 ذاریات
و
سوره مزمل
) که به اهمیت دعای سحرگاه اشاره دارد میگوید این حالت مستی اغلب سحرها بوجود می آید و حافظ هم میفرماید
هر گنج سعادت
که خدا داد به حافظ ، از یمن
دعای شب و وِرد سحری
بود
و در یکی از معروفترین اشعارش حجت را تمام میکند و میگوید
دوش
وقت سحر
از
غصه
نجاتم دادند، واندر
آن ظلمت شب آب حیاتم
دادند
چه مبارک
سحری
بود و چه فرخنده
شبی
، آن
شب قدر
که این تازه براتم دادند
اینجا که اشاره به شب قدر و ماه رمضان در شعر حافظ شد باید گفت که در ماه مهمانی خدا وسیله پذیرایی از
روزه داران حقیقی
همین شراب عشق و معرفت است
زان
می عشق
کز او پخته شود هر خامی، گر چه
ماه رمضان
است بیاور جامی
هدف اصلی روزه از عدم خوردن و آشامیدن تحمل احساس گرسنگی و تشنگی نیست بلکه هدف تقویت خوی و روح انسانی است چون
تفاوت انسان و حیوان وحشی
در همین است که حیوان وقت گرسنگی و تشنگی و هر هوسی قادر به کنترل غریزه نیست حتی حیواناتی که اهلی و شرطی شده اند هم تا حدی خود را کنترل میکنند ولی انسان قادر به غلبه بر نیاز جسم و غریزه است اگر روح انسانیش از بین نرفته باشد و روزه برای تقویت اراده و روح انسان در برابر هوسهای جسمانی است
### انسانی که از شراب معرفت نوشیده و فهمیده که جسم فانی نیست بلکه از روح باقیست قادر است حتی بر غریزه حفظ جان خود و فرزند غلبه کند و جانش را برای آزادگی و انسانیت و حق و حقیقت بدهد مثل امام حسین (ع) و این
بسیار بسیار بسیار مهم
است چراکه در همان کربلا عده ای
فریب خورده
که با او میجنگیدند ظاهرا
روزه
بودند، و نباید فریب این روزه ظاهری را خورد و
عهدی که با سلطان ازل بستیم
را فراموش کرد که ما عهد کردیم انسان باشیم نه شیطان نه حیوان و... نه حتی فرشته!
دل مومن باید روزه باشد نه شکمش
، دل از هوسهای باطل باید شست و
از حق خوری پرهیز نمود
...
اهمیت
این موضوع در این است که نفس شیطانی میتواند چنان ما را بفریبد که در عین حال که ادعای دوستی امام حسین (ع) را داریم ولی خدای نکرده همزمان علیه او و حق و حقیقت باشیم و حتی روزه ظاهری بگیریم و در روز روشن سر حق را ببریم و برای مصالح خود دروغ بگوییم و... (خلاصه به ظاهر حسینی باشیم ولی در حقیقت یزیدی) برای همین مولانا در این شعر جاودانه تاکید میکند
زنهار که یار بد از وسوسه نفریبد
که شاید ما خود و دیگران را فریب دهیم ولی خدا و حقیقت را هرگز نمیشود فریب داد، نمی شود مثل
دیو
عمل کرد و خود را
انسان
نامید
#* مولانا در شعر دیگری که میفرماید
کجایید ای شهیدان خدایی ، بلاجویان دشت کربلایی
اشاره به واقعه کربلا میکند که امام حسین
بلاجو
بود و وقتی میگوید "رو زخم دیگری می جو" همین موضوع را مطرح میکند انسان اینگونه است که برای عشق به خوبی از بلا پرهیز نمیکند به قول حافظ
کجاست شیردلی کز بلا نپرهیزد
مولانا وقتی نام حضرت علی و رستم (ابرقهرمان داستانهای فردوسی) را در شعر خود می آورد به همین انسان کامل اشاره میکند که این دو برای دفاع از شرف انسانی خود از بلا پرهیز نمیکنند
زین همرهان سست عناصر دلم گرفت
شیر خدا و رستم دستانم آرزوست
... کز
دیو و دَد
ملولم و انسانم آرزوست
مولانا
(2018/05/17-03:30)
اندیشه پاک
با ما منشین اگر نه بدنام شوی
ما عاشق و رند و مست و عالم سوزیم
با ما منشین اگر نه بدنام شوی
(حافظ)
عیب می جمله چو گفتی، هنرش نیز بگو
نفی حکمت مکن از بهر
دلِ عامی
چند (
حافظ
)
گر مرید راه عشقی ترک
بدنامی
مکن
شیخ صنعان خرقه رهن خانه خمار داشت (
حافظ
)
عشق را بنیاد بر بد نامیست
هرک ازین سر سرکشد از خامیست (
عطار
)
بدنامی
در عشق و معرفت به هم گره خورده و این نیاز به توضیح دارد چراکه عوام از صورت واژه ی
بدنامی
که چیز بدی است فکر می کنند خدای نکرده عرفا به بدی توصیه کرده اند، در حالی که اتفاقا منظور همین است که کسی که سالک راه عشق و حقیقت است نباید به
بدنامی در نظر عوام
توجه کند که:
اولا همیشه عوام هستند و از سر خامی عمل دیگران را قضاوت می کنند در حالی که
قضاوت تنها به عهده خداست
ثانیا حتی در بُعد اجتماعی اگر عاشق مثلا از ترس از دست دادن غرور و یا بدنامی در عشق کوتاهی کند چیزی جز پشیمانی بدست نمی آورد ولی متاسفانه تا پشیمانی را تجربه نکند این را نمی فهمد مگر به نصایح بزرگان تاریخ از جمله همین عطار و حافظ و سعدی ... گوش کند و با مواجه با ترس خود از پشیمانی دوری کند. حالا در بعد ماورای تصور انسان در اوج معرفت باید دید کوتاهی در عشق حق چه میزان حسرت و پشیمانی به دنبال خواهد داشت (که اصلا جهنم همین است که از درون ما را می سوزاند) و برای همین عرفا تاکید می کنند از بدنامی در نظر عوام نترسید و پای در وادی عاشقی و حقیقت بگذارید اگر مرد و زن این راهید وگرنه به عاقلی و بازی خود مشغول باشید که
ای عقل تو کودکی برو بازی کن
(مولانا)
ثالثا ما باید تکلیف خود را مشخص کنیم که ما چند خدا داریم اگر یک خدا داریم که از دل ما آگاه است باید به او پاسخگو باشیم و هر کاری که مطابق با
دلداری و پرهیز از دل آزاری
است انجام دهیم که تنها خود و خدا از دل خویش آگاهیم ولی از
دل پر غرض عامی
و برخی از مردم آگاه نیستیم که چه غرضی در سر می پرورد که باید بین دلداری
خدای باطن بین
و دلداری عوام ظاهر بین یکی را انتخاب کنیم و اتفاقا اگر حقیقتا عاقل باشیم و آینده نگر باید
دل صاحب دل
را بدست آوریم و نه هیچ چیز دیگر و در این راه اگر تمام روزهای عمر خود را هم بدهیم مولانا نسخه آنرا تجویز کرده که
روزها گر رفت گو: رو باک نیست، تو بمان، ای آن که چون تو پاک نیست
اما چهارم و از همه مهمتر در
آیه 53 سوره زمر
خداوند می فرماید
"
مبادا از رحمت خدا نااميد شويد، چرا که خدا همه گناهان حتى شرک را در صورتى که توبه کنيد مى آمرزد
"
آن مهربانی که اینگونه حتی شرک را می بخشد آیا واقعا می شود بدنامی در نظر عوام را به رضای او ترجیح داد که کدام بدنامی بالاتر از شرک؟! و خدا را شکر که او هست این قرآن هست که حقایق را بازگو کند و تنها
حافظ حقیقی قرآن
این نکته ها می دانسته که در سخن خود اینگونه حقایق را بازگو کرده
اگر شراب خوری جرعهای فشان بر خاک، از آن گناه که نفعی رسد به غیر چه باک
خاک همین عوام هستند که حافظ شراب معرفت به آنها پیش کش کرده و آن گناه هم منظور همین بدنامی است که اگر بدور از خودخواهی و برای دیگران باشد قضاوتش باخداست و در طول تاریخ چه کسانی که در مقطعی بدنام شدند ولی گذر زمان حقایق را آشکار کرد و به خواست خدا به جاودانگان پیوستند از جمله منصور حلاج و شیخ اشراق
حتی تمامی پیامبران در ابتدای دعوت خود به نوعی از
بدنامی در نظر عوام
دچار شدند از تهمت دیوانگی تا دروغگویی و ... و همچنین امام حسین (ع) و امام علی (ع) هم به هنگام شهادت حکومت ظالم سعی در بدنام کردنشان داشت تا ظلم خود را توجیه کند و باید گفت تنها بدنامی و
گناهی که خداوند هرگز نمی بخشد ظلم و ستم است
چراکه حق الناس است و باید هشیار بود که دقیقا نقطه مقابل سخن حافظ است که می گوید "از آن گناه که نفعی رسد به غیر چه باک" و ظلم در حقیقت نفعی است که به ظالم می رسد در عوض ستمی که به مظلوم می شود برای بررسی بیشتر به
گلچینی از آیات قرآن در مورد ظلم
توجه نمایید
خلاصه اینکه عوام ظاهر بین اصلا نمی دانند گناه و صواب حقیقی چیست و گاه امثال حُر عمری در گناه و به باطل زندگی می کنند و به خیال خام خود فکر هم می کنند که بر حق هستند تا لطف خدا باز شامل حال کدام حر از ما شود که در بیابان عالم حکیمی سر راهش قرار دهد تا او را به شراب معرفتی نجات دهد و تازه به حق بازگرداند
609
607
607
مشاهده متن کامل
گلچین (2018/02/22-03:00)