فرهنگ (هنر ، شعر ، ادبیات و ...) همه برای ترویج زیبایی ، دانایی و خوبی هستند

زیبایی و دانایی هر دو خوب هستند و خوب بودن برای همه ممکن است. خوب و شاد باشید

صفحه اصلی >> Cultural Part - بخش فرهنگي >> حافظ شیرازی - صفحه 91


عمریست تا من در طلب هر روز گامی می‌زنم


حافظ شیرازی - صفحه 91
عمریست تا من در طلب هر روز گامی می‌زنم دست شفاعت هر زمان در نیک نامی می‌زنم *
بی ماه مهرافروز خود تا بگذرانم روز خود دامی به راهی می‌نهم مرغی به دامی می‌زنم
اورنگ کو گلچهر کو نقش وفا و مهر کو حالی من اندر عاشقی داو تمامی می‌زنم
تا بو که یابم آگهی از سایه سرو سهی گلبانگ عشق از هر طرف بر خوش خرامی می‌زنم
هر چند کان آرام دل دانم نبخشد کام دل نقش خیالی می‌کشم فال دوامی می‌زنم
دانم سر آرد غصه را رنگین برآرد قصه را این آه خون افشان که من هر صبح و شامی می‌زنم **
با آن که از وی غایبم و از می چو حافظ تایبم در مجلس روحانیان گه گاه جامی می‌زنم
* در مورد نیک نامی سخنها بسیار است و مثلا سعدی نیز در شعر معروفی می گوید
نام نیکو گر بماند ز آدمی ، به کزو ماند سرای زرنگار
و یا خود حافظ در شعر دیگری می فرماید
در کوی نیک نامی ما را گذر ندادند ، گر تو نمی‌پسندی تغییر کن قضا را
از نظر حافظ نیک نامی آنقدر مهم است که حافظ می گوید قضا و تقدیر مرا تغییر ده تا در شمار نیکنامان قرار بگیرم و این چند نکته را از نظر حافظ بیان می کند.
اولا به نظر حافظ سرنوشت انسانها از قبل نوشته نشده و انسان با اختیار می تواند حتی از طریق دعا طلب تغییر در سرنوشت را داشته باشد برای همین یکی از مهمترین ستونهای شعر حافظ که روی آن خیلی تاکید می کند همت است که در این باره گویند هر حیوانی همتش به اندازه ی قدرتش است ولی انسان قدرتش به اندازه همت اوست که توجه شما را به این گلچین از ابیات مربوط به همت جلب می کنم
ثانیا نهایت خواسته حافظ در دنیا طلب نیک نامی است و این توصیه همه فرهنگها و مذاهب است که باید بدانیم نیک نامی کالایی نیست که در بازار بتوان آنرا خرید و به راحتی بدست آید خود حافظ در طلب نیکنامی اینگونه عمل کرده:
وفا کنیم و ملامت کشیم و خوش باشیم ، که در طریقت ما کافریست رنجیدن
** برای همین یکی دیگر از ارکان شعر حافظ عدم نومیدی از رحمت الهی است و اصرار بر خوب و نیک ماندن است
هان مشو نومید چون واقف نه‌ای از سر غیب ، باشد اندر پرده بازی‌های پنهان غم مخور
که همواره اشاره می کند اگر از راه خوبان خارج نشویم فال ما این است که سرانجام غصه به سرخواهد آمد و قصه به خوبی و نیکنامی به پایان می رسد
((در مورد سرنوشت مطلب مهم مرتبط دیگری هست که داخل پرانتز به آن می پردازیم.
با استناد به عهد ازل که یکی دیگر از ارکان شعر حافظ است، ممکن است این سوال پیش آید پس قسمت و تقدیر چیست که حافظ به آن اشاره می کند؟! مثل
چو قسمتِ ازلی بی حضورِ ما کردند ، گر اندکی نه به‌وفقِ رضاست، خُرده مگیر
این سوال مهمی است که چون حافظ ، حافظ قرآن است با استناد به آیات قرآن می توان پاسخ داد که:
همانطور که خداوند خطاب به پیامبر در آیات 23 و 24 سوره کهف اشاره می کند
و تو هرگز درباره چيزي مگو که من اين کار را فردا خواهم کرد، مگر آنکه بگويي (ان شاء اللّه) اگر خدا بخواهد
(البته منظور فقط بیان واژه ها بر لب نیست بلکه این باید در دل و در عمل باشد چه بسا کسی به زبان انشاالله بگوید ولی در دلش چیز دیگری باشد)
این یعنی خواست خداوند هر روز و هر لحظه قابل تغییر است و بارها در قرآن اشاره شده که با دعا به درگاه خدا اتفاقی رخ داده و یا خداوند تغییری ایجاد کرده که اگر سرنوشت و قسمت از قبل تعیین شده و غیر قابل تغییر باشد پس با این تفکر تمامی دعاها و تصمیمات انسان بی فایده و بی ارزش خواهد بود
که حکیم عمر خیام نیز بر این تفکر طعنه بسیار زده و معتقدان به قسمت باید مراقب باشند که دچار این اشتباه نگردند که فکر کنند هر اتفاقی در زندگی آنها رخ داده قسمت آنها بوده بلکه برعکس ممکن است اتفاقی رخ داده که قسمت و خواست خداوند برای آنها نبوده که این نیز باز در آیه 79 سوره نسا آمده:
هر خيرى به تو رسد از جانب خداست و هر ناگوارى به تو رسد از خود توست
به طور خلاصه با توجه به تاکید قرآن به انشاالله و تفکر کافی و توکل به خدا به هنگام تصمیمات و صبر دربرابر مشکلات می توان گفت: در اصل بجز مسائل خارج از حیطه اختیار انسان مثل جنسیت و ملیت و ... ، قسمت انسان اتفاقهایی است که در راه حق و درست و مورد رضای خدا در زندگی هر کس رخ می دهد که اگر حتی تلخ باشد با صبر و یاد و کمک خدا سپری خواهد شد و انسان در نهایت از لذت زندگی در رضایت خدا بهره مند می شود
و متاسفانه آنچه در خارج از راه خدا به ما می رسد قسمت ما نیست بلکه کیفر ماست که آن نیز انشاالله با توبه و صبر و جبران اشتباه مرتفع خواهد شد و این قطعا خواست خدا نیست که ما قدرت اختیار خود را انکار کنیم و کم همتی خود را قسمت بدانیم و برای همین حافظ اینقدر به همت بلند تاکید می کند
و اگر دقت کنیم حافظ به صبر و تحمل در برابر مشکلات تاکید دارد مثلا:
دور گردون گر دو روزی بر مراد ما نرفت، دایما یک سان نباشد حال دوران غم مخور
در حقیقت حافظ همت را برای به مقصد رساندن بار امانت الهی می خواهد که در عهد الست به عهده گرفته ایم و با خدا پیمان بستیم که او خدای ما باشد و ما انشاالله آدم باشیم و عهد ازل به معنی بی اختیار بودن ما نیست
خداوند در ازل قسمت خیری برای ما خواست که ما را بدون درخواست ما بوجود آورد که عده ای به اشتباه فکر می کنند ما از عدم بوجود آمده ایم در حالی که خداوند ما را از وجود خودش به وجود آورد برای همین باید مناسب آن وجود عزیز رفتار کنیم تا انشاالله لیاقت این بخشش الهی را داشته باشیم
[این مفهوم در قانون بیست و نهم شمس تبریزی هم بیان شده]
))
{این توضیح نیز لازم است که این مطلب بسیار گسترده تر از آن است که در چند سطر کاملا بیان شود و گاه انسان عمری صرف می کند تا همین قسمت را آن هم فقط در مورد خودش درک کند، فقط امیدواریم این اشارات برای عزیزان مفید باشد}
حافظ شیرازی (2017/08/05-01:00)



اندیشه پاک
من ندانستم از اول که تو بی مهر و وفایی عهد نابستن از آن به که ببندی و نپایی *
دوستان عیب کنندم که چرا دل به تو دادم باید اول به تو گفتن که چنین خوب چرایی **
ای که گفتی مرو اندر پی خوبان زمانه ما کجاییم در این بحر تفکر تو کجایی ***
آن نه خالست و زنخدان و سر زلف پریشان که دل اهل نظر برد که سریست خدایی #
پرده بردار که بیگانه خود این روی نبیند ## تو بزرگی و در آیینه کوچک ننمایی
حلقه بر در نتوانم زدن از دست رقیبان این توانم که بیایم به محلت به گدایی ###
عشق و درویشی و انگشت نمایی و ملامت همه سهلست تحمل نکنم بار جدایی *#
روز صحرا و سماعست و لب جوی و تماشا در همه شهر دلی نیست که دیگر بربایی *##
گفته بودم چو بیایی غم دل با تو بگویم #* چه بگویم که غم از دل برود چون تو بیایی
شمع را باید از این خانه به دربردن و کشتن تا به همسایه نگوید که تو در خانه مایی #**
سعدی آن نیست که هرگز ز کمندت بگریزد که بدانست که دربند تو خوشتر که رهایی **##
خلق گویند برو دل به هوای دگری ده ##** نکنم خاصه در ایام اتابک دو هوایی

این شعر بسیار زیبا از سعدی به این علت انتخاب شده که به نقل از خود عرفا بیان شود که این همه زیبایی در سخن ایشان برای چه بوجود آمده و برای چه وجود زیباتری صرف شده
همچنین مشخص شود که هر بیت و مصرع و کلمه در سخن عرفا بی معنی و بی دلیل نیست چه اینکه در پشت هر بیت این شعر جاودانه دریایی از معرفت نهان است که گفتن و نگفتن از آن هر دو اشتباه است
اگر بگوییم حق مطلب ادا نمیشود و اگر نگوییم به حقیقت کوتاهی شده, باشد که جرعه ای از این دریا قسمت ما شود
* نخست اشاره مجدد به عهد ازل که همانطور که قبلا گفته شد از ارکان سخن عرفا بویژه ارکان شعر حافظ است
عرفا به این عهد از زوایای گوناگون اشاره میکنند و این داستان تک بعدی نیست و از صورت زیبای شعر عرفا باید به معنی زیباتر آن برسیم که این صورت زیبا دامیست برای بدست آوردن دل ما و بردن ما به آنجا که عارف میخواهد
و سخن ایشان لایه های بسیار برای افراد با درکهای متفاوت دارد مثلا در سطحی پند بیت اول این است که اگر قرار است به قولی وفا نکنی بهتر است قول ندهی
** اما در سطح بالاتری از مفهوم در بیت دوم وقتی که میگوید چنین خوب چرایی مشخص میکند نمیشود خوب باشی و بی مهر و وفا هم باشی پس اگر خداوند خوب است پس مهر و وفا هم دارد و اگر ما مهر و وفای او را احساس نمیکنیم برای این است که ما مناسب این مهر و وفا و به حق مهر و وفایی که میان من و توست عمل نکردیم
آن یار یگانه با بوجود آوردن ما از سر مهر و محبت ثابت کرده که مهربان است حال ما هم که عهد بستیم که او خدای ماست باید ثابت کنیم که ما آدمیم و خدا داریم ولی متاسفانه ما اکثرا طوری رفتار میکنیم که انگار خدا نداریم و این بی وفایی نخست از سوی ماست
از این منظر که نگاه کنیم شاید بیت اول را خدا در حق ما میگوید که وقتی او با آن همه محبت ما را آفرید پس چرا ما بی مهر و وفاییم؟!
(بحث درباره این شعر طولانی است به ادامه مطلب مراجعه نمایید)
662660مشاهده متن کاملسعدی شیرازی (2018/12/05-03:00)


501
زیبایی ، حقیقت ، خوبی
سازمان محک - موسسه خیریه حمایت از کودکان مبتلا به سرطان زیبایی ، حقیقت ، خوبی