فرهنگ (هنر ، شعر ، ادبیات و ...) همه برای ترویج زیبایی ، دانایی و خوبی هستند

زیبایی و دانایی هر دو خوب هستند و خوب بودن برای همه ممکن است. خوب و شاد باشید

صفحه اصلی >> Cultural Part - بخش فرهنگي >> سعدی شیرازی - صفحه 2


بس بگردید و بگردد روزگار


سعدی شیرازی - صفحه 2
بس بگردید و بگردد روزگار دل به دنیا درنبندد هوشیار
ای که دستت می‌رسد کاری بکن پیش از آن کز تو نیاید هیچ کار
اینکه در شهنامه‌هاآورده‌اند رستم و رویینه‌تن اسفندیار
تا بدانند این خداوندان ملک کز بسی خلقست دنیا یادگار
اینهمه رفتند و مای شوخ چشم هیچ نگرفتیم از ایشان اعتبار
ای که وقتی نطفه بودی بی‌خبر وقت دیگر طفل بودی شیرخوار
مدتی بالا گرفتی تا بلوغ سرو بالایی شدی سیمین عذار
همچنین تا مرد نام‌آور شدی فارس میدان و صید و کارزار
آنچه دیدی بر قرار خود نماند وینچه بینی هم نماند بر قرار
دیر و زود این شکل و شخص نازنین خاک خواهد بودن و خاکش غبار
گل بخواهد چید بی‌شک باغبان ور نچیند خود فرو ریزد ز بار
اینهمه هیچست چون می‌بگذرد تخت و بخت و امر و نهی و گیر و دار
نام نیکو گر بماند ز آدمی به کزو ماند سرای زرنگار
سال دیگر را که می‌داند حساب؟ یا کجا رفت آنکه با ما بود پار؟
خفتگان بیچاره در خاک لحد خفته اندر کله‌ی سر سوسمار
صورت زیبای ظاهر هیچ نیست ای برادر سیرت زیبا بیار
هیچ دانی تا خرد به یا روان من بگویم گر بداری استوار
آدمی را عقل باید در بدن ورنه جان در کالبد دارد حمار
پیش از آن کز دست بیرونت برد گردش گیتی زمام اختیار
گنج خواهی، در طلب رنجی ببر خرمنی می‌بایدت، تخمی بکار
چون خداوندت بزرگی داد و حکم خرده از خردان مسکین درگذار
چون زبردستیت بخشید آسمان زیردستان را همیشه نیک دار
عذرخواهان را خطاکاری ببخش زینهاری را به جان ده زینهار
شکر نعمت را نکویی کن که حق دوست دارد بندگان حقگزار
لطف او لطفیست بیرون از عدد فضل او فضلیست بیرون از شمار
گر به هر مویی زبانی باشدت شکر یک نعمت نگویی از هزار
نام نیک رفتگان ضایع مکن تا بماند نام نیکت پایدار
ملک بانان را نشاید روز و شب گاهی اندر خمر و گاهی در خمار
کام درویشان و مسکینان بده تا همه کارت برآرد کردگار
با غریبان لطف بی‌اندازه کن تا رود نامت به نیک در دیار
زور بازو داری و شمشیر تیز گر جهان لشکر بگیرد غم مدار
از درون خستگان اندیشه کن وز دعای مردم پرهیزگار
منجنیق آه مظلومان به صبح سخت گیرد ظالمان را در حصار
با بدان بد باش و با نیکان نکو جای گل گل باش و جای خار خار
دیو با مردم نیامیزد مترس بل بترس از مردمان دیوسار
هر که دد یا مردم بد پرورد دیر زود از جان برآرندش دمار
با بدان چندانکه نیکویی کنی قتل مار افسا نباشد جز به مار
ای که داری چشم عقل و گوش هوش پند من در گوش کن چون گوشوار
نشکند عهد من الا سنگدل نشنود قول من الا بختیار
سعدیا چندانکه می‌دانی بگوی حق نباید گفتن الا آشکار
هر کرا خوف و طمع در کار نیست از ختا باکش نباشد وز تتار
دولت نوئین اعظم شهریار باد تا باشد بقای روزگار
خسرو عادل امیر نامور انکیانو سرور عالی تبار
دیگران حلوا به طرغو آورند من جواهر می‌کنم بر وی نثار
پادشاهان را ثنا گویند و مدح من دعایی می‌کنم درویش‌وار
یارب الهامش به نیکویی بده وز بقای عمر برخوردار دار
جاودان از دور گیتی کام دل در کنارت باد و دشمن بر کنار
سعدی شیرازی (2013/05/01-19:30)



اندیشه پاک
رمضان
خور و خواب و خشم و شهوت، شَغَبَست و جَهل و ظُلمت حَیَوان خبر ندارد ز جهان آدمیت *
طَیَران مرغ دیدی تو ز پای‌بند شهوت به در آی تا ببینی طیران آدمیت #
* حکیم سعدی بزرگ در این بیت از شعر معروف
تن آدمی شریفست به جان آدمیت
بدون اشاره مستقیم به ماه رمضان فلسفه روزه و میهمانی خدا در این ماه را بیان کرده که سوال بسیاری است که روزه چیست و چرا؟
پاسخهای مثبت و منفی بسیاری در این مورد داده شده که مثلا روزه همدردی با محرومان است و برای بدن مفید است یا خیر... که با احترام به تمام نظرات باید گفت که نظر سعدی و عرفا چیز دیگری است
ظاهر روزه اینگونه است که خوردن و آشامیدن و... برای روزه دار منع شده که خلاصه آن میشود، منع میل باطنی انسان یا همان شهوت از چیزهایی حتی حلال در روزهای معلوم به امر حق و برای خدا و این تفاوت انسان و حیوان است
حافظ نیز همین معنی را اینگونه میگوید
خواب و خورت ز مرتبه خویش دور کرد ، آن گه رسی به خویش که بی خواب و خور شوی
حیوان هنگام گرسنگی و تشنگی و خواب...(هوس و شهوت) اگر غذا و آب و شرایط...(مورد هوس) در اختیارش باشد قادر به کنترل خود نیست ولی انسان قادر به مهار نفس است و روزه تمرینی برای این است که اگر امر حق باشد با وجود نیاز (حتی ظاهرا حلال) میتواند همچون نماز بر خواست حق سجده کند و کار درست را انجام دهد
در اصل روزه چه برای بدن مفید باشد و چه نه، اصلا برای تقویت یا آزار بدن طراحی نشده بلکه هدفش تقویت روح و روان انسان است که مالک و سوار بر بدن است که سعدی با اشاره به همین موضوع تفاوت انسان و حیوان میگوید حیوان از این جهان و توان انسانی خبر ندارد
و اگر انسان تسلیم دائم در برابر دعوت شهوت ها باشد با حیوان هیچ فرقی ندارد و متاسفانه گاه حتی بدتر از حیوان هم میتواند عمل کند چون حیوان بعد از سیر شدن و رفع شهوت طمع به بیشتر نمیکند ولی انسان طمع نیز دارد که خود از گناهان کبیره است
درحقیقت روزه تمرین تسلیم دربرابر حق است و نمیتواند کسی ادعای روزه داری کند و حق دیگران را در رمضان و سایر ماه ها رعایت نکند و میهمانی خدا در این ماه بهره مندی از سفره رحمت و معرفت و حق شناسی است که برای روح و روان انسان گسترده شده و نه بدن او، که باز سعدی در همین شعر با اشاره به این موضوع میگوید
اگر این درنده‌خویی ز طبیعتت بمیرد ، همه عمر زنده باشی به روان آدمیت
همانطور که گفته شد هدف روزه تقویت اراده روح انسان دربرابر خواستهای غریزی و حیوانی است که میفرماید اگر این درنده خویی حیوانی در آدم از بین برود روح و روان او جاودانگی را خواهد آموخت زیرا از ظلمت سلطه بدن زودتر از مرگ رها میشود و به فراتر از بدن راه میابد
که در این راه میتوان به جایی رسید و چشمی پیدا که بجز خدا نبیند، بِنِگر که تا چه حدست مکان آدمیت
یا به قول شیخ محمود
دلی کز معرفت نور و صفا دید ، ز هر چیزی که دید اول خدا دید
# سعدی در ادامه میفرماید همانگونه که مرغان و پرندگان اگر پایبند و اسیر شهوت پهن شده در دام نگردند، میتوانند در آسمان آزادانه پرواز کنند، آدمیزاد و انسان نیز با رهایی از بند شهوت ناحق میتواند در آسمان معرفت حق پرواز کند و بجایی برسد که زبان قادر به بیان آن نیست
668666مشاهده متن کاملگلچین (2019/05/24-02:30)


7
زیبایی ، حقیقت ، خوبی
سازمان محک - موسسه خیریه حمایت از کودکان مبتلا به سرطان زیبایی ، حقیقت ، خوبی