فرهنگ (هنر ، شعر ، ادبیات و ...) همه برای ترویج زیبایی ، دانایی و خوبی هستند

زیبایی و دانایی هر دو خوب هستند و خوب بودن برای همه ممکن است. خوب و شاد باشید

صفحه اصلی >> Cultural Part - بخش فرهنگي >> مولانا - صفحه 2


بنمای رخ که باغ و گلستانم آرزوست


مولانا - صفحه 2
بنمای رخ که باغ و گلستانم آرزوست بگشای لب که قند فراوانم آرزوست
ای آفتاب حسن برون آ دمی ز ابر کان چهره مشعشع تابانم آرزوست
بشنیدم از هوای تو آواز طبل باز باز آمدم که ساعد سلطانم آرزوست
گفتی ز ناز بیش مرنجان مرا برو آن گفتنت که بیش مرنجانم آرزوست
وان دفع گفتنت که برو شه به خانه نیست وان ناز و باز و تندی دربانم آرزوست
در دست هر کی هست ز خوبی قراضه‌هاست آن معدن ملاحت و آن کانم آرزوست
این نان و آب چرخ چو سیل‌ست بی‌وفا من ماهیم نهنگم عمانم آرزوست
یعقوب وار وااسفاها همی‌زنم دیدار خوب یوسف کنعانم آرزوست
والله که شهر بی‌تو مرا حبس می‌شود آوارگی و کوه و بیابانم آرزوست
زین همرهان سست عناصر دلم گرفت شیر خدا و رستم دستانم آرزوست
جانم ملول گشت ز فرعون و ظلم او آن نور روی موسی عمرانم آرزوست
زین خلق پرشکایت گریان شدم ملول آن‌های هوی و نعره مستانم آرزوست
گویاترم ز بلبل اما ز رشک عام مهرست بر دهانم و افغانم آرزوست
دی شیخ با چراغ همی‌گشت گرد شهر کز دیو و دد ملولم و انسانم آرزوست
گفتند یافت می‌نشود جسته‌ایم ما گفت آن که یافت می‌نشود آنم آرزوست
هر چند مفلسم نپذیرم عقیق خرد کان عقیق نادر ارزانم آرزوست
پنهان ز دیده‌ها و همه دیده‌ها از اوست آن آشکار صنعت پنهانم آرزوست
خود کار من گذشت ز هر آرزو و آز از کان و از مکان پی ارکانم آرزوست
گوشم شنید قصه ایمان و مست شد کو قسم چشم صورت ایمانم آرزوست
یک دست جام باده و یک دست جعد یار رقصی چنین میانه میدانم آرزوست
می‌گوید آن رباب که مردم ز انتظار دست و کنار و زخمه عثمانم آرزوست
من هم رباب عشقم و عشقم ربابی‌ست وان لطف‌های زخمه رحمانم آرزوست
باقی این غزل را ای مطرب ظریف زین سان همی‌شمار که زین سانم آرزوست
بنمای شمس مفخر تبریز رو ز شرق من هدهدم حضور سلیمانم آرزوست
مولانا (2013/05/24-12:00)



اندیشه پاک
رمضان
خور و خواب و خشم و شهوت، شَغَبَست و جَهل و ظُلمت حَیَوان خبر ندارد ز جهان آدمیت *
طَیَران مرغ دیدی تو ز پای‌بند شهوت به در آی تا ببینی طیران آدمیت #
* حکیم سعدی بزرگ در این بیت از شعر معروف
تن آدمی شریفست به جان آدمیت
بدون اشاره مستقیم به ماه رمضان فلسفه روزه و میهمانی خدا در این ماه را بیان کرده که سوال بسیاری است که روزه چیست و چرا؟
پاسخهای مثبت و منفی بسیاری در این مورد داده شده که مثلا روزه همدردی با محرومان است و برای بدن مفید است یا خیر... که با احترام به تمام نظرات باید گفت که نظر سعدی و عرفا چیز دیگری است
ظاهر روزه اینگونه است که خوردن و آشامیدن و... برای روزه دار منع شده که خلاصه آن میشود، منع میل باطنی انسان یا همان شهوت از چیزهایی حتی حلال در روزهای معلوم به امر حق و برای خدا و این تفاوت انسان و حیوان است
حافظ نیز همین معنی را اینگونه میگوید
خواب و خورت ز مرتبه خویش دور کرد ، آن گه رسی به خویش که بی خواب و خور شوی
حیوان هنگام گرسنگی و تشنگی و خواب...(هوس و شهوت) اگر غذا و آب و شرایط...(مورد هوس) در اختیارش باشد قادر به کنترل خود نیست ولی انسان قادر به مهار نفس است و روزه تمرینی برای این است که اگر امر حق باشد با وجود نیاز میتواند همچون نماز بر خواست حق سجده کند و کار درست را انجام دهد
در اصل روزه چه برای بدن مفید باشد و چه نه، اصلا روزه برای تقویت یا آزار بدن طراحی نشده بلکه هدفش تقویت روح و روان انسان است که مالک و سوار بر بدن است که سعدی با اشاره به همین موضوع تفاوت انسان و حیوان میگوید حیوان از این جهان و توان انسانی خبر ندارد
و اگر انسان تسلیم دائم در برابر دعوت شهوت ها باشد با حیوان هیچ فرقی ندارد و متاسفانه گاه حتی بدتر از حیوان هم میتواند عمل کند چون حیوان بعد از سیر شدن و رفع شهوت طمع به بیشتر نمیکند ولی انسان طمع نیز دارد که خود از گناهان کبیره است
درحقیقت روزه تمرین تسلیم دربرابر حق است و نمیتواند کسی ادعای روزه داری کند و حق دیگران را در رمضان و سایر ماه ها رعایت نکند و میهمانی خدا در این ماه بهره مندی از سفره رحمت و معرفت و حق شناسی است که برای روح و روان انسان گسترده شده و نه بدن او، که باز سعدی در همین شعر با اشاره به این موضوع میگوید
اگر این درنده‌خویی ز طبیعتت بمیرد ، همه عمر زنده باشی به روان آدمیت
همانطور که گفته شد روزه برای روح و روان است با هدف تقویت اراده بر خواستهای غریزی و حیوانی که میفرماید اگر این درنده خویی حیوانی در آدم از بین برود روح و روان او جاودانگی را خواهد آموخت زیرا از ظلمت سلطه بدن زودتر از مرگ رها میشود و به فراتر از بدن راه میابد
که در این راه میتوان به جایی رسید و چشمی پیدا که بجز خدا نبیند، بِنِگر که تا چه حدست مکان آدمیت
یا به قول شیخ محمود
دلی کز معرفت نور و صفا دید ، ز هر چیزی که دید اول خدا دید
# سعدی در ادامه میفرماید همانگونه که مرغان و پرندگان اگر پایبند و اسیر شهوت پهن شده در دام نگردند، میتوانند در آسمان آزادانه پرواز کنند، آدمیزاد و انسان نیز با رهایی از بند شهوت ناحق میتواند در آسمان معرفت حق پرواز کند و بجایی برسد که زبان قادر به بیان آن نیست
668666مشاهده متن کاملگلچین (2019/05/24-02:30)


11
زیبایی ، حقیقت ، خوبی
سازمان محک - موسسه خیریه حمایت از کودکان مبتلا به سرطان زیبایی ، حقیقت ، خوبی