فرهنگ (هنر ، شعر ، ادبیات و ...) همه برای ترویج زیبایی ، دانایی و خوبی هستند
زیبایی و دانایی هر دو خوب هستند و خوب بودن برای همه ممکن است. خوب و شاد باشید
صفحه اصلی
>> Cultural Part - بخش فرهنگي
درباره بخش فرهنگی
بخش فرهنگی
قرآن
حافظ شیرازی
مولانا
سعدی شیرازی
گلچین
نظامی
عطار
عمر خیام
شیخ بهایی
ابوسعید ابوالخیر
بابا طاهر
هاتف اصفهانی
سنایی
شیخ محمود شبستری
فردوسی
رودکی
قلم
امیر خسرو دهلوی
فروغی بسطامی
شمس تبریزی
سید محمد حسین طباطبایی
مجذوب تبریزی
رهی معیری
خواجه عبدالله انصارى
محیی الدین ابن عربی
جامی
ناصرخسرو
صغیر اصفهانی
صفحه
<<
<
305
306
307
308
309
310
311
312
313
314
315
>
>>
آفرین جان آفرین پاک را
اندیشه پاک
آفرین جان آفرین پاک را
آنکه جان بخشید و ایمان خاک را
*
کرد در شش روز هفت انجم پدید
وز دو حرف آورد نه طارم پدید **
عنکبوتی را به حکمت دام داد
صدر عالم را درو آرام داد
***
بست موری را کمر چون موی سر
کرد او را با سلیمان در کمر #
درنگر اول که با آدم چه کرد
عمرها بر وی در آن ماتم چه کرد
##
بازبنگر نوح را غرقاب کار
تا چه برد از کافران سالی هزار ###
باز ابراهیم را بین دل شده
منجنیق و آتشش منزل شده
عطار حقیقتا شاعری الهی است که این شعر او سراسر از قرآن وام گرفته و گلچینی و خلاصه ای از قرآن و سوره انبیا و ...است که به اختصار به برخی اشاره می شود
* اشاره به آفرینش انسان که خداوند تن او را از خاک که نماد ماده است و روح و جان او را از وجود خویش عطا کرد در
سوره مومنون آيه 12
،
سوره رحمان آيه 14
،
سوره انعام آيه 2
و
سوره روم آيه 20
آمده
** اشاره به آفرینش جهان در 6 روز یا دوران که در انجیل هم اشاره شده و در قرآن در آیات زیر آمده
سوره اعراف آیه ۵۴
،
سوره فرقان آیه ۵۹
،
سوره حديد آیه ۴
،
سوره هود آیه ۷
،
سوره سجده آیه ۴
،
سوره يونس آیه ۳
،
سوره قاف آیه ۳۸
همچنین برای بیان نهایت عظمت و قدرت خداوند اشاره به آیه "کن فیکون" می کند که بارها در قرآن در
سوره بقره آیه 117
،
آلعمران آیه 47
و
آیه 59
،
مريم آیه 35
،
غافر آیه 68
،
يس آیه 82
،
نحل آیه 40
،
انعام آیه 73
و ... آمده و می فرماید "خداوند وقتی اراده به وجود چیزی می کند، تنها می گوید
باش
و آن بی درنگ
موجود می شود
"
شیخ محمود هم همین موضوع آفرینش با دو حرف کاف و نون (کُن) را اینگونه می گوید
توانایی که در یک طرفه العین، ز کاف و نون پدید آورد کونین
*** اشاره به
سوره عنکبوت
و به داستان نجات پیامبر و همراهش در غار بوسیله تار عنکبوت که در
سوره توبه آیه 40
آمده
# اشاره به
آیه 18 سوره نمل (مورچه)
و داستان کنایه مورچه به حضرت سلیمان و سپاه او
## اشاره به ماجرای حضرت آدم و اخراج او از بهشت در
سوره بقره آیات 34 تا 39
### در ادامه بعد از اشاره به حضرت آدم که اولین پیامبر بود در هر بیت به نام یکی از پیامبران که بیشتر نامشان در
آیه 163 سوره نسا
و
آیه 84 سوره انعام
در قرآن آمده می پردازد، پیامبرانی نظیر،
نوح
،
ابراهیم
،
اسماعیل
،
یعقوب، یوسف
،
ایوب
،
یونس
،
موسی
،
داود، سلیمان، یحیی
،
عیسی
و ... که در ادامه نیز به بیان حکمت های قرآنی می پردازد
عجیب یک شعر و این همه بیان و این عظمت و عجیب تر اینکه مشخص نیست چطور برخی این شاعران بزرگ الهی را بدون ادراک قضاوت می کنند و بیان و سخن رازآلود آنان را با حرف عوام مقایسه می کنند
آفرین جان آفرین پاک را
(متن کامل)
عطار
(2017/11/25-03:30)
اندیشه پاک
با ما منشین اگر نه بدنام شوی
ما عاشق و رند و مست و عالم سوزیم
با ما منشین اگر نه بدنام شوی
(حافظ)
عیب می جمله چو گفتی، هنرش نیز بگو
نفی حکمت مکن از بهر
دلِ عامی
چند (
حافظ
)
گر مرید راه عشقی ترک
بدنامی
مکن
شیخ صنعان خرقه رهن خانه خمار داشت (
حافظ
)
عشق را بنیاد بر بد نامیست
هرک ازین سر سرکشد از خامیست (
عطار
)
بدنامی
در عشق و معرفت به هم گره خورده و این نیاز به توضیح دارد چراکه عوام از صورت واژه ی
بدنامی
که چیز بدی است فکر می کنند خدای نکرده عرفا به بدی توصیه کرده اند، در حالی که اتفاقا منظور همین است که کسی که سالک راه عشق و حقیقت است نباید به
بدنامی در نظر عوام
توجه کند که:
اولا همیشه عوام هستند و از سر خامی عمل دیگران را قضاوت می کنند در حالی که
قضاوت تنها به عهده خداست
ثانیا حتی در بُعد اجتماعی اگر عاشق مثلا از ترس از دست دادن غرور و یا بدنامی در عشق کوتاهی کند چیزی جز پشیمانی بدست نمی آورد ولی متاسفانه تا پشیمانی را تجربه نکند این را نمی فهمد مگر به نصایح بزرگان تاریخ از جمله همین عطار و حافظ و سعدی ... گوش کند و با مواجه با ترس خود از پشیمانی دوری کند. حالا در بعد ماورای تصور انسان در اوج معرفت باید دید کوتاهی در عشق حق چه میزان حسرت و پشیمانی به دنبال خواهد داشت (که اصلا جهنم همین است که از درون ما را می سوزاند) و برای همین عرفا تاکید می کنند از بدنامی در نظر عوام نترسید و پای در وادی عاشقی و حقیقت بگذارید اگر مرد و زن این راهید وگرنه به عاقلی و بازی خود مشغول باشید که
ای عقل تو کودکی برو بازی کن
(مولانا)
ثالثا ما باید تکلیف خود را مشخص کنیم که ما چند خدا داریم اگر یک خدا داریم که از دل ما آگاه است باید به او پاسخگو باشیم و هر کاری که مطابق با
دلداری و پرهیز از دل آزاری
است انجام دهیم که تنها خود و خدا از دل خویش آگاهیم ولی از
دل پر غرض عامی
و برخی از مردم آگاه نیستیم که چه غرضی در سر می پرورد که باید بین دلداری
خدای باطن بین
و دلداری عوام ظاهر بین یکی را انتخاب کنیم و اتفاقا اگر حقیقتا عاقل باشیم و آینده نگر باید
دل صاحب دل
را بدست آوریم و نه هیچ چیز دیگر و در این راه اگر تمام روزهای عمر خود را هم بدهیم مولانا نسخه آنرا تجویز کرده که
روزها گر رفت گو: رو باک نیست، تو بمان، ای آن که چون تو پاک نیست
اما چهارم و از همه مهمتر در
آیه 53 سوره زمر
خداوند می فرماید
"
مبادا از رحمت خدا نااميد شويد، چرا که خدا همه گناهان حتى شرک را در صورتى که توبه کنيد مى آمرزد
"
آن مهربانی که اینگونه حتی شرک را می بخشد آیا واقعا می شود بدنامی در نظر عوام را به رضای او ترجیح داد که کدام بدنامی بالاتر از شرک؟! و خدا را شکر که او هست این قرآن هست که حقایق را بازگو کند و تنها
حافظ حقیقی قرآن
این نکته ها می دانسته که در سخن خود اینگونه حقایق را بازگو کرده
اگر شراب خوری جرعهای فشان بر خاک، از آن گناه که نفعی رسد به غیر چه باک
خاک همین عوام هستند که حافظ شراب معرفت به آنها پیش کش کرده و آن گناه هم منظور همین بدنامی است که اگر بدور از خودخواهی و برای دیگران باشد قضاوتش باخداست و در طول تاریخ چه کسانی که در مقطعی بدنام شدند ولی گذر زمان حقایق را آشکار کرد و به خواست خدا به جاودانگان پیوستند از جمله منصور حلاج و شیخ اشراق
حتی تمامی پیامبران در ابتدای دعوت خود به نوعی از
بدنامی در نظر عوام
دچار شدند از تهمت دیوانگی تا دروغگویی و ... و همچنین امام حسین (ع) و امام علی (ع) هم به هنگام شهادت حکومت ظالم سعی در بدنام کردنشان داشت تا ظلم خود را توجیه کند و باید گفت تنها بدنامی و
گناهی که خداوند هرگز نمی بخشد ظلم و ستم است
چراکه حق الناس است و باید هشیار بود که دقیقا نقطه مقابل سخن حافظ است که می گوید "از آن گناه که نفعی رسد به غیر چه باک" و ظلم در حقیقت نفعی است که به ظالم می رسد در عوض ستمی که به مظلوم می شود برای بررسی بیشتر به
گلچینی از آیات قرآن در مورد ظلم
توجه نمایید
خلاصه اینکه عوام ظاهر بین اصلا نمی دانند گناه و صواب حقیقی چیست و گاه امثال حُر عمری در گناه و به باطل زندگی می کنند و به خیال خام خود فکر هم می کنند که بر حق هستند تا لطف خدا باز شامل حال کدام حر از ما شود که در بیابان عالم حکیمی سر راهش قرار دهد تا او را به شراب معرفتی نجات دهد و تازه به حق بازگرداند
609
607
607
مشاهده متن کامل
گلچین (2018/02/22-03:00)