فرهنگ (هنر ، شعر ، ادبیات و ...) همه برای ترویج زیبایی ، دانایی و خوبی هستند

زیبایی و دانایی هر دو خوب هستند و خوب بودن برای همه ممکن است. خوب و شاد باشید

صفحه اصلی >> Cultural Part - بخش فرهنگي >> مولانا - صفحه 38


طواف کعبه دل کن اگر دلی داری


مولانا - صفحه 38
طواف کعبه دل کن اگر دلی داری دلست کعبه معنی تو گل چه پنداری
طواف کعبه صورت حقت بدان فرمود که تا به واسطه آن دلی به دست آری
هزار بار پیاده طواف کعبه کنی قبول حق نشود گر دلی بیازاری
بده تو ملکت و مال و دلی به دست آور که دل ضیا دهدت در لحد شب تاری
هزار بدره زرگر بری به حضرت حق حقت بگوید دل آر اگر به ما آری
که سیم و زر بر ما لاشیست بی مقدار دلست مطلب ما گر مرا طلبکاری
ز عرش و کرسی و لوح قلم فزون باشد دل خراب که آن را کهی بنشماری
مدار خوار دلی را اگر چه خوار بود که بس عزیر عزیزست دل در آن خواری
دل خراب چو منظرگه اله بود زهی سعادت جانی که کرد معماری
عمارت دل بیچاره دو صدپاره ز حج و عمره به آید به حضرت باری
کنوز گنج الهی دل خراب بود که در خرابه بود دفن گنج بسیاری
کمر به خدمت دل ها ببند چاکروار که برگشاید در تو طریق اسراری
گرت سعادت و اقبال گشت مطلوبت شوی تو طالب دل ها و کبر بگذاری
چو همعنان تو گردد عنایت دل ها شود ینابع حکمت ز قلب تو جاری
روان شود ز لسانت چو سیل آب حیات دمت بود چو مسیحا دوای بیماری
برای یک دل موجود گشت هر دو جهان شنو تو نکته لولاک از لب قاری
وگر نه کون و مکان را وجود کی بودی ز مهر و ماه و ز ارض و سمای زنگاری
خموش وصف دل اندر بیان نمی گنجد اگر به هر سر مویی دو صد زبان داری
گلچین اشعار با موضوع عظمت دل
مولانا (2016/09/29-01:30)



اندیشه پاک
بوی گل و بانگ مرغ برخاست هنگام نشاط و روز صحراست
ما را سر باغ و بوستان نیست هر جا که تویی تفرج آن جاست *
گویند نظر به روی خوبان نَهیَست نه این نظر که ما راست **
چشم چپ خویشتن برآرم تا چشم نبیندت بجز راست
هر آدمیی که مُهر مهرت # در وی نگرفت سنگ خاراست
نالیدن بی‌حساب سعدی ## گویند خلاف رای داناست
از ورطه ما خبر ندارد *# آسوده که بر کنار دریاست

* سعدی در شعر دیگری همین معنی را میگوید که
هر کس به تماشایی رفتند به صحرایی، ما را که تو منظوری خاطر نرود جایی
** حافظ هم درباره نظربازی عرفا (قبلا نیز به آن اشاره شده منظور دیدن آثار روی زیبای خداست) اینگونه میگوید
در نظربازیِ ما بی‌خبران حیران‌اند، من چُنین‌ام که نمودم؛ دگر ایشان دانند
# و سعدی اینجا تاکید میکند که هرکس این زیبایی های وجود را ببیند و پی به وجود آن زیبا نبرد او سنگدل شده و از مرتبه آدم بودن دور گشته
## سعدی از عشق گفتن های خود را که مورد طعنه عاقلان زمانش بوده بیان میکند که مشکل را از دنیای متفاوت آنها میداند که در اصطلاح عرفانی آنها در باغ نیستند و خبر از دنیای داخل باغ معرفت ندارند
*# که به آنها گاه میگوید ما کجاییم در این بحر تفکر تو کجایی و طبیعتا او که آسوده بر ساحل عقل خام خود نشسته از حال عاشق غرق شده در دریای تفکر خبر ندارد
برای همین درجایی بجای ورطه از غرقه نیز استفاده شده که در معنی تغییر چندانی ایجاد نمیکند
664662مشاهده متن کاملسعدی شیرازی (2019/03/19-02:30)


327
زیبایی ، حقیقت ، خوبی
سازمان محک - موسسه خیریه حمایت از کودکان مبتلا به سرطان زیبایی ، حقیقت ، خوبی