فرهنگ (هنر ، شعر ، ادبیات و ...) همه برای ترویج زیبایی ، دانایی و خوبی هستند

زیبایی و دانایی هر دو خوب هستند و خوب بودن برای همه ممکن است. خوب و شاد باشید

صفحه اصلی >> Cultural Part - بخش فرهنگي >> قرآن ترجمه الهی قمشه ای

قرآن ترجمه الهی قمشه ای

سوره 76

سوره مبارکه الانسان

صفحه 580
وَمِنَ اللَّيْلِ فَاسْجُدْ لَهُ وَسَبِّحْهُ لَيْلًا طَوِيلًا (26)
و پاسى از شب را نماز بگزار و در آن پروردگارت را سجده کن ، و شب هنگام که زمانى طولانى است ، او را تسبيح گوى و به پاکى ياد کن . (26)
إِنَّ هَٰؤُلَاءِ يُحِبُّونَ الْعَاجِلَةَ وَيَذَرُونَ وَرَاءَهُمْ يَوْمًا ثَقِيلًا (27)
اينان که گنهکار و کفرپيشه اند سراى زودگذر دنيا را دوست دارند و جز به آن نمى انديشند و روزى گران را که پيش روى خود دارند وامى گذارند و از آن غفلت مىورزند . (27)
نَحْنُ خَلَقْنَاهُمْ وَشَدَدْنَا أَسْرَهُمْ ۖ وَإِذَا شِئْنَا بَدَّلْنَا أَمْثَالَهُمْ تَبْدِيلًا (28)
آنان گمان نکنند که اگر با دل بستن به دنيا با خدا مخالفت مى کنند بر او چيره شده اند ، زيرا ماييم که آنان را آفريده و پيوند مفاصل و اندامشان را استوار ساخته ايم ، و هرگاه بخواهيم آنان را از بين مى بريم و امثالشان را چنان که بايد جايگزينشان مى کنيم . (28)
إِنَّ هَٰذِهِ تَذْكِرَةٌ ۖ فَمَنْ شَاءَ اتَّخَذَ إِلَىٰ رَبِّهِ سَبِيلًا (29)
اينها همه مايه يادآورى است ، پس هر که بخواهد راهى به سوى پروردگارش برگيرد و به قرب او نايل آيد ، اين راه را برمى گزيند . (29)
وَمَا تَشَاءُونَ إِلَّا أَنْ يَشَاءَ اللَّهُ ۚ إِنَّ اللَّهَ كَانَ عَلِيمًا حَكِيمًا (30)
ولى بدانيد که شما چيزى را اراده نمى کنيد مگر اين که خدا آن را اراده کند ، همانا خدا دانا و حکيم است . (30)
يُدْخِلُ مَنْ يَشَاءُ فِي رَحْمَتِهِ ۚ وَالظَّالِمِينَ أَعَدَّ لَهُمْ عَذَابًا أَلِيمًا (31)
از اين رو هر که را بخواهد به رحمت خود درمى آورد ، و اين را تنها براى مؤمنان و تقواپيشگان خواسته است; اما براى ستمکاران ( کافران و گنه پيشگان ) عذابى دردناک آماده کرده است . (31)
سوره 77

سوره مبارکه المرسلات

 
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِيمِ
به نام خداوند بخشنده مهربان
وَالْمُرْسَلَاتِ عُرْفًا (1)
سوگند به فرشتگان وحى که پى در پى فرستاده مى شوند ، (1)
فَالْعَاصِفَاتِ عَصْفًا (2)
و آن گاه که فرستاده شوند همچون بادى توفنده راه مى پويند ، (2)
وَالنَّاشِرَاتِ نَشْرًا (3)
و سوگند به آن فرشتگانى که صحيفه هاى وحى را براى پيامبر مى گشايند ، (3)
فَالْفَارِقَاتِ فَرْقًا (4)
و آن گاه که بگشايند ، جدا ساختن حق را از باطل و حلال را از حرام آغاز مى کنند ، (4)
فَالْمُلْقِيَاتِ ذِكْرًا (5)
و سپس صحيفه هاى وحى را به صورت قرآن که يادآور است بر پيامبر مى افکنند ، (5)
عُذْرًا أَوْ نُذْرًا (6)
تا اتمام حُجّتى باشد يا اخطار و هشدارى; (6)
إِنَّمَا تُوعَدُونَ لَوَاقِعٌ (7)
به اينها سوگند که آنچه به شما وعده داده مى شود ( رستاخيز و جزا و پاداش ) قطعاً تحقّق خواهد يافت . (7)
فَإِذَا النُّجُومُ طُمِسَتْ (8)
پس آن گاه که ستارگان تاريک شوند و محو گردند ، (8)
وَإِذَا السَّمَاءُ فُرِجَتْ (9)
و آن گاه که آسمان بشکافد و دو پاره گردد ، (9)
وَإِذَا الْجِبَالُ نُسِفَتْ (10)
و آن گاه که کوه ها از جاى برکنده شوند و روان گردند ، (10)
وَإِذَا الرُّسُلُ أُقِّتَتْ (11)
و آن گاه که براى پيامبران وقتى تعيين شود تا براى اداى شهادت حضور يابند ، بر اثر شگفتى و هراس آن هنگام خواهند پرسيد ، (11)
لِأَيِّ يَوْمٍ أُجِّلَتْ (12)
اين رخدادها براى چه روزى به تأخير افتاده است ؟ (12)
لِيَوْمِ الْفَصْلِ (13)
براى روز داورى . (13)
وَمَا أَدْرَاكَ مَا يَوْمُ الْفَصْلِ (14)
و چه چيز تو را آگاه کرده است که روز داورى چيست ؟ (14)
وَيْلٌ يَوْمَئِذٍ لِلْمُكَذِّبِينَ (15)
آن روز واى بر تکذيب کنندگان ! (15)
أَلَمْ نُهْلِكِ الْأَوَّلِينَ (16)
آيا اقوام نخستين را به سبب اين که رستاخيز را دروغ انگاشتند هلاک نکرديم ؟ (16)
ثُمَّ نُتْبِعُهُمُ الْآخِرِينَ (17)
سپس امّت هاى بعدى را در پى آنان نابود مى کنيم . (17)
كَذَٰلِكَ نَفْعَلُ بِالْمُجْرِمِينَ (18)
زيرا ما با همه مجرمان اين گونه رفتار مى کنيم . (18)
وَيْلٌ يَوْمَئِذٍ لِلْمُكَذِّبِينَ (19)
آن روز واى بر تکذيب کنندگان ! (19)
صفحه آخرصفحه بعدصفحه 580صفحه قبلصفحه اول
(کلمات داخل پرانتز توسط مترجم اضافه شده)


انتخاب ترجمهانتخاب سورهبرو به صفحه 

اندیشه پاک
شوخی مکن ای یار که صاحب نظرانند بیگانه و خویش از پس و پیشت نگرانند
کس نیست که پنهان نظری با تو ندارد من نیز بر آنم که همه خلق بر آنند *
اهل نظرانند که چشمی به ارادت با روی تو دارند و دگر بی بصرانند
هر کس غم دین دارد و هر کس غم دنیا بعد از غم رویت غم بیهوده خورانند **
ساقی بده آن کوزه خمخانه به درویش کان‌ها که بمردند گل کوزه گرانند
چشمی که جمال تو ندیدست چه دیدست افسوس بر اینان که به غفلت گذرانند #
سعدی به جفا ترک محبت نتوان گفت بر در بنشینم اگر از خانه برانند ##
* این شعر آسمانی راز پنهانی دل هر مومن و کافری را آشکار میکند که همه خلق و هرکه هر مرامی که دارد هرچند حتی اگر ادعای کفر کند باز در نهان راز و نیازی با آن یگانه دارد و به قول سعدی به او نظر دارد
تنها تفاوت در نظربازی هاست یکی از او طلب منفعت و چیزی دارد و یکی خود او را می خواهد ولی سعدی میفرماید هرکه از او غیر او بخواهد بی بصیرت است که در جای دیگری هم چنین می فرماید
جز دوست نخواهم کرد از دوست تمنایی
** برای تاکید به این موضوع اشاره میکند غم دین و دنیا در مقایسه با غم بلای دوری روی ماه آن یگانه دوست، غم بیهوده ای بیش نیست

# و به حقیقتی اشاره میکند که جز اهل معرفت و آنان که حداقل سایه آن جمال الهی را با چشم دل دیده اند کسی متوجه نمی شود که واقعا چه میگوید و شاید خیال کند که این یک اغراق شاعرانه است درحالی که اصلا به هیچ وجه و هرگز چنین نیست و متاسفانه نمیتوان حقیقت این مطلب را در کلام بیان کرد که تمام آرزوی های تمام بشریت در گذشته و حال و آینده به اندازه یک نظر روی او را دیدن نیست و برای همین سعدی میفرماید چشمی که روی تو را ندیده است چه دیده است؟!!
و اینجا با توجه به (ضمیر دوم شخص) تو باید باز به این موضوع اشاره کرد که خود این شعر از ابتدا تا انتها مثل سایر اشعار شاعران الهی مناجات و راز و نیاز سعدی با آن یگانه است که از ابتدا خود را در حضور او احساس میکند و او دیگر برایش غائب و سوم شخص نیست بلکه حاضر و دوم شخص است و به سبب صمیمیت، حضرت دوست را تو خطاب میکند نه شما و همچون دوستان صمیمی برای انجام این کار نیاز به اجازه هم نیست و تنها هرکه در دوستی آن یگانه اینقدر صمیمی شود که از او به شما و از شما به تو برسد اینرا درک میکند

## سعدی در ادامه میفرماید که عاشق حقیقی او در طلب عشق و محبت هرچقدر جفا و بی وفایی ببیند دلیل بر ترک عاشقی نمیشود و اگر از عشق دست بکشد یعنی از اول عاشق نبوده و هوس خامی داشته که همان بهتر جفا دیده و این موضوع برایش آشکار شده، چون متاسفانه اگر برعکس حضرت دوست وفا کند و ما جفا کنیم در زمان جهل درک نمیکنیم که چه کردیم! ولی به محض اینکه به پختگی برسیم و قدر عشق حقیقی را بدانیم تازه متوجه میشویم که چه ظلمی به خود کرده ایم پس بهتر آن است که در جفای ظاهری او که آن هم عین وفاست بر در خانه عشق صبر کنیم تا تمام اندیشه های خام ما در آتش عشق بسوزد و هیچ نماند جز محبت تو
(و اگر بخواهیم صادقانه بگوییم در اوج معرفت در جایی نزدیک به مقام سعدی همین در وجود بودن ما عین وفا از سوی اوست و متاسفانه باز همین من بودن ما در برابر حق و حقیقت عین جفا از ماست
و جهنم پس مرگ جایی است که ما او را با چشم دل میبینیم و درک میکنیم که چه خیانتی به او نه به خود کرده ایم که در طلب او و حقیقت نبوده ایم و بهشت هم در حضور او و با او و در رضایت او بودن است که این در همین جهان هم امکان پذیر است برای کسی که او را حاضر و تو ببیند به قول خود سعدی
رسد آدمی به جایی که بجز خدا نبیند ، بنگر که تا چه حدست مکان آدمیت)
646644مشاهده متن کاملسعدی شیرازی (2018/07/22-04:30)




زیبایی ، حقیقت ، خوبی
سازمان محک - موسسه خیریه حمایت از کودکان مبتلا به سرطان زیبایی ، حقیقت ، خوبی