فرهنگ (هنر ، شعر ، ادبیات و ...) همه برای ترویج زیبایی ، دانایی و خوبی هستند

زیبایی و دانایی هر دو خوب هستند و خوب بودن برای همه ممکن است. خوب و شاد باشید

صفحه اصلی >> Cultural Part - بخش فرهنگي >> شیخ محمود شبستری - صفحه 1
صفحه1234>>>


به نام آن که جان را فکرت آموخت


شیخ محمود شبستری - صفحه 1
به نام آن که جان را فکرت آموخت چراغ دل به نور جان برافروخت
ز فضلش هر دو عالم گشت روشن ز فیضش خاک آدم گشت گلشن
توانایی که در یک طرفةالعین ز کاف و نون پدید آورد کونین *
چو قاف قدرتش دم بر قلم زد هزاران نقش بر لوح عدم زد
از آن دم گشت پیدا هر دو عالم وز آن دم شد هویدا جان آدم
در آدم شد پدید این عقل و تمییز که تا دانست از آن اصل همه چیز
چو خود را دید یک شخص معین تفکر کرد تا خود چیستم من
ز جزوی سوی کلی یک سفر کرد وز آنجا باز بر عالم گذر کرد
جهان را دید امر اعتباری چو واحد گشته در اعداد ساری
جهان خلق و امر از یک نفس شد که هم آن دم که آمد باز پس شد
ولی آن جایگه آمد شدن نیست شدن چون بنگری جز آمدن نیست
به اصل خویش راجع گشت اشیا همه یک چیز شد پنهان و پیدا
تعالی الله قدیمی کو به یک دم کند آغاز و انجام دو عالم
جهان خلق و امر اینجا یکی شد یکی بسیار و بسیار اندکی شد
همه از وهم توست این صورت غیر که نقطه دایره است از سرعت سیر
یکی خط است از اول تا به آخر بر او خلق جهان گشته مسافر
در این ره انبیا چون ساربانند دلیل و رهنمای کاروانند
وز ایشان سید ما گشته سالار هم او اول هم او آخر در این کار
احد در میم احمد گشت ظاهر در این دور اول آمد عین آخر
ز احمد تا احد یک میم فرق است جهانی اندر آن یک میم غرق است
بر او ختم آمده پایان این راه در او منزل شده «ادعوا الی الله»
مقام دلگشایش جمع جمع است جمال جانفزایش شمع جمع است
شده او پیش و دلها جمله از پی گرفته دست دلها دامن وی
در این ره اولیا باز از پس و پیش نشانی داده‌اند از منزل خویش
به حد خویش چون گشتند واقف سخن گفتند در معروف و عارف
یکی از بحر وحدت گفت انا الحق یکی از قرب و بعد و سیر زورق
یکی را علم ظاهر بود حاصل نشانی داد از خشکی ساحل
یکی گوهر برآورد و هدف شد یکی بگذاشت آن نزد صدف شد
یکی در جزو و کل گفت این سخن باز یکی کرد از قدیم و محدث آغاز
یکی از زلف و خال و خط بیان کرد شراب و شمع و شاهد را عیان کرد
یکی از هستی خود گفت و پندار یکی مستغرق بت گشت و زنار
سخنها چون به وفق منزل افتاد در افهام خلایق مشکل افتاد
کسی را کاندر این معنی است حیران ضرورت می‌شود دانستن آن
* خداوند بارها در قرآن از عبارت "کن فیکون" استفاده نموده برای بیان نهایت عظمت و قدرت خود که برای انجام کاری حتی لازم به بیان هم ندارد و به محض اراده نمودن آن امر انجام خواهد شد که در آیات زیادی نظیر آنچه در زیر آمده این را بیان نموده
سوره بقره آیه 117، آل‏عمران آیه 47، آل‏عمران آیه 59، مريم آیه 35، غافر آیه 68، يس آیه 82، نحل آیه 40، انعام آیه 73 و ... که عطار هم همین موضوع آفرینش با دو حرف کاف و نون (کُن) را اینگونه بیان می کند
وز دو حرف آورد نه طارم پدید
شیخ محمود شبستری (2013/10/27-23:30)



اندیشه پاک
شب قدر
روی تو چو بدر آمد امشب شب قدر آمد ای شاه همه خوبان زنهار مَخُسب امشب (مولانا)
چه مبارک سحری بود و چه فرخنده شبی آن شب قدر که این تازه براتم دادند (حافظ)
اى دوست روزهاى تنعم به روزه باش باشد که در افتد شب قدر وصال دوست (سعدی)
امشب شب قدر آمد خامش شو و خدمت کن تا هر دل اللهى ز الله ولهى یابد (مولانا)
آن شب قدری که گویند اهل خلوت امشب است یا رب این تاثیر دولت از کدامین کوکب است (حافظ)
* در قبل بارها به شب قدر اشاره شده ولی شبی که برتر از هزار ماه است ابعاد مختلفی دارد که هرچه درباره آن سخن گفته شود کم است
ظاهرا این شب قدر در ماه رمضان است اما فقط از بعد ظاهری هم اگر دقت کنیم با توجه به کوتاهی سال قمری و چرخش ماه های آن در سال شمسی این شب هر شبی از سال میتواند باشد
حکمت این چرخش ماه رمضان و شب قدر همین است که ما صورت شب قدر را بت نسازیم که در زمان خاصی رخ میدهد و خارج از آن نیست همانطور که از چکیده سخن عرفا و بزرگان مشخص است
شب قدر شبی است که در آن روح انسان از مرتبه خود بالاتر رود و به خدا نزدیکتر شود و برای دوستی و نزدیکی به خدا باید به او خدمت کرد و چون خدا بی نیاز است ما از طریق خدمت به دیگران میتوانیم به او نزدیک شویم
670668مشاهده متن کاملگلچین (2019/05/28-04:00)


47
زیبایی ، حقیقت ، خوبی
سازمان محک - موسسه خیریه حمایت از کودکان مبتلا به سرطان زیبایی ، حقیقت ، خوبی