فرهنگ (هنر ، شعر ، ادبیات و ...) همه برای ترویج زیبایی ، دانایی و خوبی هستند

زیبایی و دانایی هر دو خوب هستند و خوب بودن برای همه ممکن است. خوب و شاد باشید

صفحه اصلی >> Cultural Part - بخش فرهنگي

بس بگردید و بگردد روزگار


اندیشه پاک
بس بگردید و بگردد روزگار دل به دنیا درنبندد هوشیار
ای که دستت می‌رسد کاری بکن پیش از آن کز تو نیاید هیچ کار
آنچه دیدی بر قرار خود نماند وینچه بینی هم نماند بر قرار
نام نیکو گر بماند ز آدمی به کزو ماند سرای زرنگار
صورت زیبای ظاهر هیچ نیست ای برادر سیرت زیبا بیار
بس بگردید و بگردد روزگار (متن کامل)سعدی شیرازی (2013/05/01-19:30)


اندیشه پاک
زنده کدامست بر هوشیار آن که بمیرد به سر کوی یار *
عاشق دیوانه سرمست را پند خردمند نیاید به کار **
سر که به کشتن بنهی پیش دوست بِه که بگشتن بنهی در دیار ***
شربت زهر ار تو دهی نیست تلخ کوه احد گر تو نهی نیست بار #
بندی مهر تو نیابد خلاص غرقه عشق تو نبیند کنار ##
درد نهانی دل تنگم بسوخت لاجرمم عشق ببود آشکار ###
در دلم آرام تصور مکن وز مژه‌ام خواب توقع مدار *#
بر سر پا عذر نباشد قبول تا ننشینی ننشیند غبار *##
دل چه محل دارد و دینار چیست مدعیم گر نکنم جان نثار #*
سعدی اگر زخم خوری غم مخور فخر بود داغ خداوندگار #**

همانطور که قبلا گفته شد عرفا کمتر چیزی را تکرار میکنند مگر لازم و ضروری و مهم باشد اما در حقیقت سخن تمام عرفا بیان یک مفهوم و یک حقیقت است که برای پرهیز از ملول شدن مخاطب برای آن مفهوم هربار جامه و لباسی نو دوخته و آنرا به طالب حقیقت ارائه کردند و در این شعر از پادشاهِ سخن، شیخ اجل سعدی شیرازی میتوان تکرار مفاهیم را در ظاهری جدید به وضوح مشاهده کرد
نکته این است آن حقیقت بینهایت جلوه دارد و باید از آن بینهایت صورت و ظاهر به باطن آن مفهوم رسید چراکه حتما آنقدر مهم است که تمام بزرگان جهان تمام عمر خود را برای بیان آن صرف کردند هرکس به شیوه خود و اینکه گفته می شود تمام عمر اولا اغراق نیست ثانیا عمری که در خدمت آن مفهوم و به عشق او نبوده هدر شده و به حساب نمی آید
* مفهوم زنده شدن در عشق:
مرده بدم زنده شدم... دولت عشق آمد و من دولت پاینده شدم (مولانا)
هرگز نمیرد آن که دلش زنده‌شد به عشق (حافظ)
** برتری عشق حقیقت بین نسبت به عقل ظاهربین و تشبیه آن به دیوانگی
حیلت رها کن عاشقا دیوانه شو دیوانه شو (مولانا)
که عاشق را زیان دارد مقالات خردمندی (حافظ)
*** مفهوم بهتر بودن جان دادن در راه حضرت دوست تا زنده بودن بی او
زیر شمشیرِ غمش رقص‌کنان باید رفت (حافظ)
بی همگان به سر شود بی‌تو به سر نمی‌شود (مولوی)
# شیرینی زهر یا لذت تحمل سختیها در راه عشق:
به حلاوت بخورم زهر که شاهد ساقیست (سعدی)
## گرفتاری و عدم خلاصی از دام عشق دوست:
هر که دلارام دید از دلش آرام رفت، چشم ندارد خلاص هر که در این دام رفت (سعدی)
### آشکاری حقیقت و عشق برای خدا:
هزار جهد بکردم که سر عشق بپوشم، نبود بر سر آتش مُیسّرم که نجوشم (سعدی)
*# مفهوم بیداری عاشق از خواب غفلت:
ما را همه شب نمی‌برد خواب، ای خفته روزگار دریاب (سعدی)
*## مفهوم نشاندن غبار یا زدودن دل از آلودگی دنیا برای دیدن حقیقت:
جمال یار ندارد نقاب و پرده ولی، غبار ره بنشان تا نظر توانی کرد (حافظ)
#* تاکید به جان نثاری در عشق و تفاوت عاقل مدعی و عاشق حقیقی:
جور از حبیب خوشتر کز مدعی رعایت (حافظ)
#** مفهوم ارزش داغ دل و برخلاف رویه عرفا آوردن نام خدا برای مشخص شدن منظور از یار در سخن عارفان
البته اینها تنها نمونه ای از تشابه بیان و مفهوم مشترک در سخن عارفان است و کل بخش فرهنگی به بیان همین موضوع و مفهوم اختصاص دارد و هرچند به قول سنایی در وصف نیاید در فهم نگنجد ولی هدف خدمت به اوست و هرچند تلاش و کوششی ناچیز است ولی به قول مولانا
دوست دارد یار این آشفتگی، کوشش بیهوده به از خفتگی
629627مشاهده متن کاملسعدی شیرازی (2018/04/23-04:30)


زیبایی ، حقیقت ، خوبی
سازمان محک - موسسه خیریه حمایت از کودکان مبتلا به سرطان زیبایی ، حقیقت ، خوبی