فرهنگ (هنر ، شعر ، ادبیات و ...) همه برای ترویج زیبایی ، دانایی و خوبی هستند

زیبایی و دانایی هر دو خوب هستند و خوب بودن برای همه ممکن است. خوب و شاد باشید

صفحه اصلی >> Cultural Part - بخش فرهنگي >> قرآن ترجمه فولادوند

قرآن ترجمه فولادوند

سوره 28

سوره مبارکه القصص

صفحه 396
إِنَّ الَّذِي فَرَضَ عَلَيْكَ الْقُرْآنَ لَرَادُّكَ إِلَىٰ مَعَادٍ ۚ قُلْ رَبِّي أَعْلَمُ مَنْ جَاءَ بِالْهُدَىٰ وَمَنْ هُوَ فِي ضَلَالٍ مُبِينٍ (85)
(اي رسول ما، يقين دان که) آن خدايي که (احکام) قرآن را بر تو فرض گردانيد (و ابلاغ آن را وظيفه تو قرار داد) البته تو را به جايگاه خود (مکه يا بهشت ابد) باز خواهد گرداند. (تو با مردم) بگو که خداي من به حال آن که محقق در هدايت و آن که در ضلالت آشکار است (از هر کس) داناتر است. (85)
وَمَا كُنْتَ تَرْجُو أَنْ يُلْقَىٰ إِلَيْكَ الْكِتَابُ إِلَّا رَحْمَةً مِنْ رَبِّكَ ۖ فَلَا تَكُونَنَّ ظَهِيرًا لِلْكَافِرِينَ (86)
و تو خود اميد آنکه اين کتاب بزرگ (قرآن) بر تو نازل شود نداشتي جز آنکه لطف و رحمت خدا تو را به رسالت برگزيد، پس (به شکرانه اين رحمت) هيچ گاه به کافران نصرت و ياري مکن. (86)
وَلَا يَصُدُّنَّكَ عَنْ آيَاتِ اللَّهِ بَعْدَ إِذْ أُنْزِلَتْ إِلَيْكَ ۖ وَادْعُ إِلَىٰ رَبِّكَ ۖ وَلَا تَكُونَنَّ مِنَ الْمُشْرِكِينَ (87)
و زنهار! کافران تو را از (تبليغ) آيات خدا پس از آنکه بر تو نازل شد منع نکنند، و (هميشه خلق را) به سوي پروردگارت دعوت کن و از مشرکان (و هم عقيدت و خوي آنان) مباش. (87)
وَلَا تَدْعُ مَعَ اللَّهِ إِلَٰهًا آخَرَ ۘ لَا إِلَٰهَ إِلَّا هُوَ ۚ كُلُّ شَيْءٍ هَالِكٌ إِلَّا وَجْهَهُ ۚ لَهُ الْحُكْمُ وَإِلَيْهِ تُرْجَعُونَ (88)
و هرگز با خداي يکتا ديگري را به خدايي مخوان، که جز او هيچ خدايي نيست، هر چيزي جز ذات پاک الهي هالک الذّات و نابود است، فرمان با او و رجوع شما به سوي اوست. (88)
سوره 29

سوره مبارکه العنكبوت

 
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِيمِ
به نام خداوند بخشنده مهربان
الم (1)
الم (اين حرف اشاره به اسماء الهي يا اسراري بين خدا و رسول اوست). (1)
أَحَسِبَ النَّاسُ أَنْ يُتْرَكُوا أَنْ يَقُولُوا آمَنَّا وَهُمْ لَا يُفْتَنُونَ (2)
آيا مردم چنين پنداشتند که به صرف اينکه گفتند ما ايمان (به خدا) آورده‌ايم رهاشان کنند و هيچ امتحانشان نکنند؟ (2)
وَلَقَدْ فَتَنَّا الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ ۖ فَلَيَعْلَمَنَّ اللَّهُ الَّذِينَ صَدَقُوا وَلَيَعْلَمَنَّ الْكَاذِبِينَ (3)
و محققا ما اممي را که پيش از اينان بودند به امتحان و آزمايش آورديم، و همانا خدا دروغگويان و راستگويان را کاملا مي‌شناسد. (3)
أَمْ حَسِبَ الَّذِينَ يَعْمَلُونَ السَّيِّئَاتِ أَنْ يَسْبِقُونَا ۚ سَاءَ مَا يَحْكُمُونَ (4)
آيا آنان که کار زشت و اعمال ناشايسته مرتکب مي‌شوند پنداشتند که بر ما سبقت گيرند (و از عقاب ما خلاصي يابند)؟ بسيار بد حکم مي‌کنند. (4)
مَنْ كَانَ يَرْجُو لِقَاءَ اللَّهِ فَإِنَّ أَجَلَ اللَّهِ لَآتٍ ۚ وَهُوَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ (5)
هر کس که به لقاء خدا (و مشاهده جمال و وصول به رحمت و جنّت او) اميدوار و مشتاق است (بداند که) هنگام اجل و وعده معين خدا البته فرا رسد و او (به گفتار و کردار خلق) شنوا و داناست. (5)
وَمَنْ جَاهَدَ فَإِنَّمَا يُجَاهِدُ لِنَفْسِهِ ۚ إِنَّ اللَّهَ لَغَنِيٌّ عَنِ الْعَالَمِينَ (6)
و هر که (در راه ايمان) جهد و کوشش کند به سود خود کند که خدا از (طاعت و عبادت) عالميان البته بي‌نياز است. (6)
صفحه آخرصفحه بعدصفحه 396صفحه قبلصفحه اول
(کلمات داخل پرانتز توسط مترجم اضافه شده)


انتخاب ترجمهانتخاب سورهبرو به صفحه 

اندیشه پاک
بوی گل و بانگ مرغ برخاست هنگام نشاط و روز صحراست
ما را سر باغ و بوستان نیست هر جا که تویی تفرج آن جاست *
گویند نظر به روی خوبان نَهیَست نه این نظر که ما راست **
چشم چپ خویشتن برآرم تا چشم نبیندت بجز راست
هر آدمیی که مُهر مهرت # در وی نگرفت سنگ خاراست
نالیدن بی‌حساب سعدی ## گویند خلاف رای داناست
از ورطه ما خبر ندارد *# آسوده که بر کنار دریاست

* سعدی در شعر دیگری همین معنی را میگوید که
هر کس به تماشایی رفتند به صحرایی، ما را که تو منظوری خاطر نرود جایی
** حافظ هم درباره نظربازی عرفا (قبلا نیز به آن اشاره شده منظور دیدن آثار روی زیبای خداست) اینگونه میگوید
در نظربازیِ ما بی‌خبران حیران‌اند، من چُنین‌ام که نمودم؛ دگر ایشان دانند
# و سعدی اینجا تاکید میکند که هرکس این زیبایی های وجود را ببیند و پی به وجود آن زیبا نبرد او سنگدل شده و از مرتبه آدم بودن دور گشته
## سعدی از عشق گفتن های خود را که مورد طعنه عاقلان زمانش بوده بیان میکند که مشکل را از دنیای متفاوت آنها میداند که در اصطلاح عرفانی آنها در باغ نیستند و خبر از دنیای داخل باغ معرفت ندارند
*# که به آنها گاه میگوید ما کجاییم در این بحر تفکر تو کجایی و طبیعتا او که آسوده بر ساحل عقل خام خود نشسته از حال عاشق غرق شده در دریای تفکر خبر ندارد
برای همین درجایی بجای ورطه از غرقه نیز استفاده شده که در معنی تغییر چندانی ایجاد نمیکند
664662مشاهده متن کاملسعدی شیرازی (2019/03/19-02:30)




زیبایی ، حقیقت ، خوبی
سازمان محک - موسسه خیریه حمایت از کودکان مبتلا به سرطان زیبایی ، حقیقت ، خوبی