فرهنگ (هنر ، شعر ، ادبیات و ...) همه برای ترویج زیبایی ، دانایی و خوبی هستند
زیبایی و دانایی هر دو خوب هستند و خوب بودن برای همه ممکن است. خوب و شاد باشید
صفحه اصلی
>>
Cultural Part - بخش فرهنگي
>>
Deutsch Übersetzung des Koran
درباره بخش فرهنگی
بخش فرهنگی
قرآن
حافظ شیرازی
مولانا
سعدی شیرازی
گلچین
نظامی
عطار
عمر خیام
شیخ بهایی
ابوسعید ابوالخیر
بابا طاهر
هاتف اصفهانی
سنایی
شیخ محمود شبستری
فردوسی
رودکی
قلم
امیر خسرو دهلوی
فروغی بسطامی
شمس تبریزی
سید محمد حسین طباطبایی
مجذوب تبریزی
رهی معیری
خواجه عبدالله انصارى
محیی الدین ابن عربی
جامی
ناصرخسرو
صغیر اصفهانی
Deutsch Übersetzung des Koran
Chapter 2
سوره مبارکه البقرة
The Cow, Baghare
Page 49
۞ وَإِنْ كُنْتُمْ عَلَىٰ سَفَرٍ وَلَمْ تَجِدُوا كَاتِبًا فَرِهَانٌ مَقْبُوضَةٌ ۖ فَإِنْ أَمِنَ بَعْضُكُمْ بَعْضًا فَلْيُؤَدِّ الَّذِي اؤْتُمِنَ أَمَانَتَهُ وَلْيَتَّقِ اللَّهَ رَبَّهُ ۗ وَلَا تَكْتُمُوا الشَّهَادَةَ ۚ وَمَنْ يَكْتُمْهَا فَإِنَّهُ آثِمٌ قَلْبُهُ ۗ وَاللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ عَلِيمٌ
(283)
Und wenn ihr auf einer Reise seid und keinen Schreiber findet, dann soll ein Pfand in Empfang genommen werden. Und wenn einer von euch dem anderen (etwas) anvertraut, dann soll der, dem es anvertraut wurde, das ihm Anvertraute zurückgeben und Allah, seinen Herrn, fürchten. Und unterdrückt das Zeugnis nicht. Und wer es verbirgt, dessen Herz ist wahrlich mit Schuld befleckt. Und Allah ist dessen kundig, was ihr tut.
(283)
لِلَّهِ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الْأَرْضِ ۗ وَإِنْ تُبْدُوا مَا فِي أَنْفُسِكُمْ أَوْ تُخْفُوهُ يُحَاسِبْكُمْ بِهِ اللَّهُ ۖ فَيَغْفِرُ لِمَنْ يَشَاءُ وَيُعَذِّبُ مَنْ يَشَاءُ ۗ وَاللَّهُ عَلَىٰ كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ
(284)
Allah gehört das, was in den Himmeln und was in der Erde ist. Und ob ihr kundtut, was in euren Seelen ist, oder es geheimhaltet, Allah wird euch dafür zur Rechenschaft ziehen. Dann verzeiht Er, wem Er will, und bestraft, wen Er will. Und Allah hat Macht über alle Dinge.
(284)
آمَنَ الرَّسُولُ بِمَا أُنْزِلَ إِلَيْهِ مِنْ رَبِّهِ وَالْمُؤْمِنُونَ ۚ كُلٌّ آمَنَ بِاللَّهِ وَمَلَائِكَتِهِ وَكُتُبِهِ وَرُسُلِهِ لَا نُفَرِّقُ بَيْنَ أَحَدٍ مِنْ رُسُلِهِ ۚ وَقَالُوا سَمِعْنَا وَأَطَعْنَا ۖ غُفْرَانَكَ رَبَّنَا وَإِلَيْكَ الْمَصِيرُ
(285)
Der Gesandte glaubt an das, was ihm von seinem Herrn herabgesandt worden ist, ebenso die Gläubigen; sie alle glauben an Allah und an Seine Engel und an Seine Bücher und an Seine Gesandten. Wir machen keinen Unterschied zwischen Seinen Gesandten. Und sie sagen: "Wir hören und gehorchen. Gewähre uns Deine Vergebung, unser Herr, und zu Dir ist die Heimkehr.
(285)
لَا يُكَلِّفُ اللَّهُ نَفْسًا إِلَّا وُسْعَهَا ۚ لَهَا مَا كَسَبَتْ وَعَلَيْهَا مَا اكْتَسَبَتْ ۗ رَبَّنَا لَا تُؤَاخِذْنَا إِنْ نَسِينَا أَوْ أَخْطَأْنَا ۚ رَبَّنَا وَلَا تَحْمِلْ عَلَيْنَا إِصْرًا كَمَا حَمَلْتَهُ عَلَى الَّذِينَ مِنْ قَبْلِنَا ۚ رَبَّنَا وَلَا تُحَمِّلْنَا مَا لَا طَاقَةَ لَنَا بِهِ ۖ وَاعْفُ عَنَّا وَاغْفِرْ لَنَا وَارْحَمْنَا ۚ أَنْتَ مَوْلَانَا فَانْصُرْنَا عَلَى الْقَوْمِ الْكَافِرِينَ
(286)
Allah fordert von keiner Seele etwas über das hinaus, was sie zu leisten vermag. Ihr wird zuteil, was sie erworben hat, und über sie kommt, was sie sich zuschulden kommen läßt. Unser Herr, mache uns nicht zum Vorwurf, wenn wir (etwas) vergessen oder Fehler begehen. Unser Herr, und erlege uns keine Bürde auf, so wie Du sie jenen aufgebürdet hast, die vor uns waren. Unser Herr, und lade uns nichts auf, wofür wir keine Kraft haben. Und verzeihe uns und vergib uns und erbarme Dich unser. Du bist unser Beschützer. So hilf uns gegen das Volk der Ungläubigen!"
(286)
Last Page
Next Page
Page 49
Previous Page
First Page
(The words in brackets added by translator)
Select a Translation
Select a Chapter
Go to Page
قرآن ترجمه المیزان
قرآن ترجمه راهنما
قرآن ترجمه انصاریان
قرآن ترجمه آیتی
قرآن ترجمه فولادوند
قرآن ترجمه مکارم شیرازی
English Translation of Quran
Deutsch Übersetzung des Koran
Traduction française du Coran
قرآن ترجمه الهی قمشه ای
Go to Page Number
1. The Opening (Praise), Fatiha
2. The Cow, Baghare
3. The House of or The Family of Imran, Ale Emraan
4. The Women, Nesaa
5. The Food,The Table, Ma'ede
6. The Cattle , An'am
7. The Heights, The Norms, Araaf
8. The Spoils, Anfal
9. The Repentance , Tobe
10. Younis
11. Hood
12. Joseph
13. The Thunder
14. Ibrahim
15. The Stone,The Rock
16. The Bees
17. The Night Journey, Isra
18. The Cave
19. Mary
20. Ta Ha
21. The Prophets
22. The Pilgrimage, Hajj
23. The Believers
24. The Light, Noor
25. The Criterion, Salvation
26. The Poets
27. The Ant
28. The Stories
29. The Spider
30. The Romans, The Greeks
31. Lokman, Luqman
32. The Prostration, Sajdah
33. The Confederates, Parties
34. Sheba, Saba
35. The Originator, Creator
36. YS , Ya Sin
37. The Rangers, Saaffaat
38. Saad (ص)
39. The Companies, The Troops, Zomor
40. The Forgiving, Ghaafer
41. The Distinguished, Distinctly Explained, Separated, Foselat
42. The Counsel, Shura
43. Ornaments, Decoration, zokhrof
44. Smoke, The Drought, dokhaan
45. Hobbling, The Kneeling, Gatheh, Gaassie
46. The Sand-Dunes, The Sandhills, Ahghaaf
47. Muhammad , Mohammed
48. The Victory, Open
49. Apartments, The Chambers, Closets, Hojaraat
50. Qaf , Ghaaf (ق)
51. The Scatterers, Almariaat, Zaarriiat
52. The Mount, The Mountain, Toor
53. The Star
54. The Moon
55. The All-Merciful, The Beneficent, Rahman
56. The Terror, The Event, The Incident, Vaghe'e
57. The Iron, Hadid
58. The Dispute, Argument, Mojadele
59. The Mustering, The Banishment, Hashr
60. The Women Tested, Mumtahina
61. The Ranks, The Grade, Saf
62. Congregation Day, Friday, Jom'e
63. The Hypocrites
64. Mutual Fraud, Mutual Disillusion, Gain, Taghabon
65. The Divorce
66. The Forbidding, The prohibition, The Sanction, Tahrim
67. The Kingdom , Molk
68. The Pen
69. The Indubitable, The Infallible, Reality, Haaghghe
70. The Stairways, The Ways of Ascent, Maarij
71. Noah
72. The Demon, The Jinn, Gen
73. The Enwrapped , The Enshrouded One, Muzzammil
74. The Shrouded, The Cloaked One, Modasser
75. The Resurrection
76. Human, Man, Ensaan
77. The Emissaries, Posts, Morsalaat
78. The Tiding, The news, Nab'e
79. The Pluckers
80. He Frowned, The Frowned , Frown, Abas
81. The Darkening, The Folding up, Pelleting, Takvir
82. The Splitting, The Cleaving
83. The Stinters, The Defrauders, Mutaffifin
84. The Rending, The Sundering, SPLIT, Ensheghagh
85. The Constellations, Zodiac, Borooj
86. The Night-Star, Tariq
87. The Most High, Supreme
88. The Enveloper, The Overwhelming, Gashie
89. The Dawn, The Daybreak, Fajr
90. The Land, The City, Country, Balad
91. The Sun
92. The Night
93. The Forenoon, The Early Hours, Morn, Zohaa
94. The Expanding, Explanation
95. The Fig
96. The Blood-Clot, The Clot, Alagh
97. Power, The Majesty, Destiny, Ghadr, Qadr
98. The Clear Sign, The Clear Evidence, Evidence, Baiena
99. The Earthquake, Zelzele
100. The Chargers, The Coursers, Antiquities, Adeiaat
101. The Clatterer, The Calamity
102. Rivalry , Reproduction, Takasor
103. The Afternoon, Era, Asr
104. The Backbiter, The Slanderer, Hamza
105. The Elephant
106. Koraish, The Qureysh, Quraish
107. Charity, The Daily Necessaries, Ma'un
108. Abundance, Kawthar
109. The Unbelievers
110. Help, Succour, Victory, Nasr
111. Perish, The Perdition , Obliterans, Masd
112. Sincere Religion, The Unity, Fidelity
113. Daybreak, The Dawn, Falaq
114. The People, The Men, Naass
اندیشه پاک
با ما منشین اگر نه بدنام شوی
ما عاشق و رند و مست و عالم سوزیم
با ما منشین اگر نه بدنام شوی
(حافظ)
عیب می جمله چو گفتی، هنرش نیز بگو
نفی حکمت مکن از بهر
دلِ عامی
چند (
حافظ
)
گر مرید راه عشقی ترک
بدنامی
مکن
شیخ صنعان خرقه رهن خانه خمار داشت (
حافظ
)
عشق را بنیاد بر بد نامیست
هرک ازین سر سرکشد از خامیست (
عطار
)
بدنامی
در عشق و معرفت به هم گره خورده و این نیاز به توضیح دارد چراکه عوام از صورت واژه ی
بدنامی
که چیز بدی است فکر می کنند خدای نکرده عرفا به بدی توصیه کرده اند، در حالی که اتفاقا منظور همین است که کسی که سالک راه عشق و حقیقت است نباید به
بدنامی در نظر عوام
توجه کند که:
اولا همیشه عوام هستند و از سر خامی عمل دیگران را قضاوت می کنند در حالی که
قضاوت تنها به عهده خداست
ثانیا حتی در بُعد اجتماعی اگر عاشق مثلا از ترس از دست دادن غرور و یا بدنامی در عشق کوتاهی کند چیزی جز پشیمانی بدست نمی آورد ولی متاسفانه تا پشیمانی را تجربه نکند این را نمی فهمد مگر به نصایح بزرگان تاریخ از جمله همین عطار و حافظ و سعدی ... گوش کند و با مواجه با ترس خود از پشیمانی دوری کند. حالا در بعد ماورای تصور انسان در اوج معرفت باید دید کوتاهی در عشق حق چه میزان حسرت و پشیمانی به دنبال خواهد داشت (که اصلا جهنم همین است که از درون ما را می سوزاند) و برای همین عرفا تاکید می کنند از بدنامی در نظر عوام نترسید و پای در وادی عاشقی و حقیقت بگذارید اگر مرد و زن این راهید وگرنه به عاقلی و بازی خود مشغول باشید که
ای عقل تو کودکی برو بازی کن
(مولانا)
ثالثا ما باید تکلیف خود را مشخص کنیم که ما چند خدا داریم اگر یک خدا داریم که از دل ما آگاه است باید به او پاسخگو باشیم و هر کاری که مطابق با
دلداری و پرهیز از دل آزاری
است انجام دهیم که تنها خود و خدا از دل خویش آگاهیم ولی از
دل پر غرض عامی
و برخی از مردم آگاه نیستیم که چه غرضی در سر می پرورد که باید بین دلداری
خدای باطن بین
و دلداری عوام ظاهر بین یکی را انتخاب کنیم و اتفاقا اگر حقیقتا عاقل باشیم و آینده نگر باید
دل صاحب دل
را بدست آوریم و نه هیچ چیز دیگر و در این راه اگر تمام روزهای عمر خود را هم بدهیم مولانا نسخه آنرا تجویز کرده که
روزها گر رفت گو: رو باک نیست، تو بمان، ای آن که چون تو پاک نیست
اما چهارم و از همه مهمتر در
آیه 53 سوره زمر
خداوند می فرماید
"
مبادا از رحمت خدا نااميد شويد، چرا که خدا همه گناهان حتى شرک را در صورتى که توبه کنيد مى آمرزد
"
آن مهربانی که اینگونه حتی شرک را می بخشد آیا واقعا می شود بدنامی در نظر عوام را به رضای او ترجیح داد که کدام بدنامی بالاتر از شرک؟! و خدا را شکر که او هست این قرآن هست که حقایق را بازگو کند و تنها
حافظ حقیقی قرآن
این نکته ها می دانسته که در سخن خود اینگونه حقایق را بازگو کرده
اگر شراب خوری جرعهای فشان بر خاک، از آن گناه که نفعی رسد به غیر چه باک
خاک همین عوام هستند که حافظ شراب معرفت به آنها پیش کش کرده و آن گناه هم منظور همین بدنامی است که اگر بدور از خودخواهی و برای دیگران باشد قضاوتش باخداست و در طول تاریخ چه کسانی که در مقطعی بدنام شدند ولی گذر زمان حقایق را آشکار کرد و به خواست خدا به جاودانگان پیوستند از جمله منصور حلاج و شیخ اشراق
حتی تمامی پیامبران در ابتدای دعوت خود به نوعی از
بدنامی در نظر عوام
دچار شدند از تهمت دیوانگی تا دروغگویی و ... و همچنین امام حسین (ع) و امام علی (ع) هم به هنگام شهادت حکومت ظالم سعی در بدنام کردنشان داشت تا ظلم خود را توجیه کند و باید گفت تنها بدنامی و
گناهی که خداوند هرگز نمی بخشد ظلم و ستم است
چراکه حق الناس است و باید هشیار بود که دقیقا نقطه مقابل سخن حافظ است که می گوید "از آن گناه که نفعی رسد به غیر چه باک" و ظلم در حقیقت نفعی است که به ظالم می رسد در عوض ستمی که به مظلوم می شود برای بررسی بیشتر به
گلچینی از آیات قرآن در مورد ظلم
توجه نمایید
خلاصه اینکه عوام ظاهر بین اصلا نمی دانند گناه و صواب حقیقی چیست و گاه امثال حُر عمری در گناه و به باطل زندگی می کنند و به خیال خام خود فکر هم می کنند که بر حق هستند تا لطف خدا باز شامل حال کدام حر از ما شود که در بیابان عالم حکیمی سر راهش قرار دهد تا او را به شراب معرفتی نجات دهد و تازه به حق بازگرداند
609
607
607
مشاهده متن کامل
گلچین (2018/02/22-03:00)
نسخه قبلی نرم افزار قرآن در سايت حامي رايانه
دانلود قرآن و گزيده هايي از آيات قرآن