فرهنگ (هنر ، شعر ، ادبیات و ...) همه برای ترویج زیبایی ، دانایی و خوبی هستند

زیبایی و دانایی هر دو خوب هستند و خوب بودن برای همه ممکن است. خوب و شاد باشید

صفحه اصلی >> Cultural Part - بخش فرهنگي >> قرآن ترجمه فولادوند

قرآن ترجمه فولادوند

سوره 82

سوره مبارکه الانفطار

صفحه 587
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِيمِ
به نام خداوند بخشنده مهربان
إِذَا السَّمَاءُ انْفَطَرَتْ (1)
هنگامي که آسمان شکافته شود. (1)
وَإِذَا الْكَوَاكِبُ انْتَثَرَتْ (2)
و هنگامي که ستارگان آسمان فرو ريزند. (2)
وَإِذَا الْبِحَارُ فُجِّرَتْ (3)
و هنگامي که آب درياها روان گردد (تا به هم پيوسته همه يک دريا شود). (3)
وَإِذَا الْقُبُورُ بُعْثِرَتْ (4)
و هنگامي که قبرها زير و رو شود (و خلايق از آنها بر انگيخته شوند). (4)
عَلِمَتْ نَفْسٌ مَا قَدَّمَتْ وَأَخَّرَتْ (5)
آن هنگام است که هر شخصي به هر چه مقدّم و مؤخّر انجام داده همه را بداند (شايد مراد از مقدم عملي است که پيش از رفتن از دنيا براي آخرت به جاي آورده، و مؤخر آن اعمالي که پس از مرگ به او مي‌رسد مانند باقيات صالحات و اعمال خيري که وصيت کرده و وقف و صدقات جاري و فرزند صالح يا کتاب علمي و سنّت حسنه). (5)
يَا أَيُّهَا الْإِنْسَانُ مَا غَرَّكَ بِرَبِّكَ الْكَرِيمِ (6)
اي انسان، چه باعث شد که به خداي کريم بزرگوار خود مغرور گشتي (و نافرماني او کردي). (6)
الَّذِي خَلَقَكَ فَسَوَّاكَ فَعَدَلَكَ (7)
آن خدايي که تو را به وجود آورد و به صورتي تمام و کامل بياراست و به اعتدال (اندام و تناسب قوا) برگزيد. (7)
فِي أَيِّ صُورَةٍ مَا شَاءَ رَكَّبَكَ (8)
و حال آنکه به هر صورتي که خواستي (جز اين صورت زيبا هم) خلق توانستي کرد. (8)
كَلَّا بَلْ تُكَذِّبُونَ بِالدِّينِ (9)
چنين نيست (که شما کافران پنداشتيد که معاد و قيامتي نيست) بلکه شما (از جهل) روز جزا را تکذيب مي‌کنيد. (9)
وَإِنَّ عَلَيْكُمْ لَحَافِظِينَ (10)
البته نگهبانها بر (مراقبت احوال) شما مأمورند. (10)
كِرَامًا كَاتِبِينَ (11)
که آنها نويسندگان (اعمال شما و فرشته) مقرب خدايند. (11)
يَعْلَمُونَ مَا تَفْعَلُونَ (12)
شما هر چه کنيد همه را مي‌دانند. (12)
إِنَّ الْأَبْرَارَ لَفِي نَعِيمٍ (13)
همانا نيکو کاران عالم در بهشت پر نعمت متنعّمند. (13)
وَإِنَّ الْفُجَّارَ لَفِي جَحِيمٍ (14)
و بدکاران در آتش دوزخ معذبند. (14)
يَصْلَوْنَهَا يَوْمَ الدِّينِ (15)
روز جزا به آن دوزخ در افتند. (15)
وَمَا هُمْ عَنْهَا بِغَائِبِينَ (16)
و هيچ از آن آتش دور نتوانند بود. (16)
وَمَا أَدْرَاكَ مَا يَوْمُ الدِّينِ (17)
و تو چگونه به روز با عظمت جزا (اي بشر امروز کاملا) آگاه تواني شد؟ (17)
ثُمَّ مَا أَدْرَاكَ مَا يَوْمُ الدِّينِ (18)
باز هم عظمت آن روز جزا را چگونه تواني دانست؟ (18)
يَوْمَ لَا تَمْلِكُ نَفْسٌ لِنَفْسٍ شَيْئًا ۖ وَالْأَمْرُ يَوْمَئِذٍ لِلَّهِ (19)
آن روز هيچ کس براي کسي قادر بر هيچ کار نيست و تنها حکم و فرمان در آن روز با خداي يکتاست. (19)
سوره 83

سوره مبارکه المطففين

 
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِيمِ
به نام خداوند بخشنده مهربان
وَيْلٌ لِلْمُطَفِّفِينَ (1)
واي به حال کم فروشان. (1)
الَّذِينَ إِذَا اكْتَالُوا عَلَى النَّاسِ يَسْتَوْفُونَ (2)
آنان که چون به کيل (يا وزن) چيزي از مردم بستانند تمام بستانند. (2)
وَإِذَا كَالُوهُمْ أَوْ وَزَنُوهُمْ يُخْسِرُونَ (3)
و چون چيزي بدهند در کيل و وزن به مردم کم دهند. (3)
أَلَا يَظُنُّ أُولَٰئِكَ أَنَّهُمْ مَبْعُوثُونَ (4)
آيا آنها نمي‌دانند که (پس از مرگ براي مجازات) بر انگيخته مي‌شوند، (4)
لِيَوْمٍ عَظِيمٍ (5)
در روزي که آن بسيار روز بزرگي است؟ (5)
يَوْمَ يَقُومُ النَّاسُ لِرَبِّ الْعَالَمِينَ (6)
روزي که مردم تمام در حضور پروردگار عالم (براي حساب) مي‌ايستند. (6)
صفحه آخرصفحه بعدصفحه 587صفحه قبلصفحه اول
(کلمات داخل پرانتز توسط مترجم اضافه شده)


انتخاب ترجمهانتخاب سورهبرو به صفحه 

اندیشه پاک
بوی گل و بانگ مرغ برخاست هنگام نشاط و روز صحراست
ما را سر باغ و بوستان نیست هر جا که تویی تفرج آن جاست *
گویند نظر به روی خوبان نَهیَست نه این نظر که ما راست **
چشم چپ خویشتن برآرم تا چشم نبیندت بجز راست
هر آدمیی که مُهر مهرت # در وی نگرفت سنگ خاراست
نالیدن بی‌حساب سعدی ## گویند خلاف رای داناست
از ورطه ما خبر ندارد *# آسوده که بر کنار دریاست

* سعدی در شعر دیگری همین معنی را میگوید که
هر کس به تماشایی رفتند به صحرایی، ما را که تو منظوری خاطر نرود جایی
** حافظ هم درباره نظربازی عرفا (قبلا نیز به آن اشاره شده منظور دیدن آثار روی زیبای خداست) اینگونه میگوید
در نظربازیِ ما بی‌خبران حیران‌اند، من چُنین‌ام که نمودم؛ دگر ایشان دانند
# و سعدی اینجا تاکید میکند که هرکس این زیبایی های وجود را ببیند و پی به وجود آن زیبا نبرد او سنگدل شده و از مرتبه آدم بودن دور گشته
## سعدی از عشق گفتن های خود را که مورد طعنه عاقلان زمانش بوده بیان میکند که مشکل را از دنیای متفاوت آنها میداند که در اصطلاح عرفانی آنها در باغ نیستند و خبر از دنیای داخل باغ معرفت ندارند
*# که به آنها گاه میگوید ما کجاییم در این بحر تفکر تو کجایی و طبیعتا او که آسوده بر ساحل عقل خام خود نشسته از حال عاشق غرق شده در دریای تفکر خبر ندارد
برای همین درجایی بجای ورطه از غرقه نیز استفاده شده که در معنی تغییر چندانی ایجاد نمیکند
664662مشاهده متن کاملسعدی شیرازی (2019/03/19-02:30)




زیبایی ، حقیقت ، خوبی
سازمان محک - موسسه خیریه حمایت از کودکان مبتلا به سرطان زیبایی ، حقیقت ، خوبی