فرهنگ (هنر ، شعر ، ادبیات و ...) همه برای ترویج زیبایی ، دانایی و خوبی هستند

زیبایی و دانایی هر دو خوب هستند و خوب بودن برای همه ممکن است. خوب و شاد باشید

صفحه اصلی >> Cultural Part - بخش فرهنگي >> قرآن ترجمه الهی قمشه ای

قرآن ترجمه الهی قمشه ای

سوره 4

سوره مبارکه النساء

صفحه 77
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِيمِ
به نام خداوند بخشنده مهربان
يَا أَيُّهَا النَّاسُ اتَّقُوا رَبَّكُمُ الَّذِي خَلَقَكُمْ مِنْ نَفْسٍ وَاحِدَةٍ وَخَلَقَ مِنْهَا زَوْجَهَا وَبَثَّ مِنْهُمَا رِجَالًا كَثِيرًا وَنِسَاءً ۚ وَاتَّقُوا اللَّهَ الَّذِي تَسَاءَلُونَ بِهِ وَالْأَرْحَامَ ۚ إِنَّ اللَّهَ كَانَ عَلَيْكُمْ رَقِيبًا (1)
اى مردم ، درباره همنوعان خود از پروردگارتان پروا کنيد و حقوق يکديگر را پاس داريد ; همان کسى که شما را از يک تن ( آدم ) آفريد و همسرش را از نوع او خلق کرد ، و از آن دو ، مردان و زنان بسيارى را پراکنده ساخت . آرى ، از خدايى که او را بزرگ و عزتمند مى دانيد و به نام او از يکديگر درخواست مى کنيد ، پروا بداريد و از ]پايمال کردن حقوق[ خويشاوندان خود نيز پروا کنيد و همبستگى ميان خود و آنان را محترم شمريد ، که خدا بر شما نگهبان است و اعمال شما را براى پاداش و جزا محفوظ مى دارد . (1)
وَآتُوا الْيَتَامَىٰ أَمْوَالَهُمْ ۖ وَلَا تَتَبَدَّلُوا الْخَبِيثَ بِالطَّيِّبِ ۖ وَلَا تَأْكُلُوا أَمْوَالَهُمْ إِلَىٰ أَمْوَالِكُمْ ۚ إِنَّهُ كَانَ حُوبًا كَبِيرًا (2)
و اموال يتيمان را به آنان بدهيد ، و اموال نامرغوب خود را با اموال مرغوب آنان جا به جا نکنيد ، و اموالشان را با ضميمه کردن به اموال خود ، مخوريد که آن گناهى بزرگ است . (2)
وَإِنْ خِفْتُمْ أَلَّا تُقْسِطُوا فِي الْيَتَامَىٰ فَانْكِحُوا مَا طَابَ لَكُمْ مِنَ النِّسَاءِ مَثْنَىٰ وَثُلَاثَ وَرُبَاعَ ۖ فَإِنْ خِفْتُمْ أَلَّا تَعْدِلُوا فَوَاحِدَةً أَوْ مَا مَلَكَتْ أَيْمَانُكُمْ ۚ ذَٰلِكَ أَدْنَىٰ أَلَّا تَعُولُوا (3)
و اگر بيم داريد که در صورت ازدواج با دختران يتيم عدل و انصاف را رعايت نکنيد ، از ديگر زنان که مورد پسند شمايند ، دو تا يا سه تا يا چهار تا به همسرى گيريد ، و اگر بيم داريد که نتوانيد ميان چند همسر به عدالت رفتار کنيد ، تنها يک زن را به ازدواج خويش درآوريد يا به کنيزانى که مالک آنانيد بسنده کنيد . اين براى ستم نکردن به آنان و رعايت حقوقشان نزديک ترين راه است . (3)
وَآتُوا النِّسَاءَ صَدُقَاتِهِنَّ نِحْلَةً ۚ فَإِنْ طِبْنَ لَكُمْ عَنْ شَيْءٍ مِنْهُ نَفْسًا فَكُلُوهُ هَنِيئًا مَرِيئًا (4)
مهر زنان را که هديه اى است ، به آنان بدهيد . پس اگر چيزى از آن را با رضايت خاطر به شما بخشيدند ، آن را بخوريد . گوارا و نوش جانتان خواهد بود . (4)
وَلَا تُؤْتُوا السُّفَهَاءَ أَمْوَالَكُمُ الَّتِي جَعَلَ اللَّهُ لَكُمْ قِيَامًا وَارْزُقُوهُمْ فِيهَا وَاكْسُوهُمْ وَقُولُوا لَهُمْ قَوْلًا مَعْرُوفًا (5)
و اموال يتيمان را که در اختيار شماست و خدا اموال را سبب برپايى زندگى شما مردم قرار داده است به کم خردانشان ندهيد که آن را تباه مى سازند ، بلکه از درآمد آن به ايشان خوراک و پوشاک دهيد و با آنان به نيکى سخن گوييد . (5)
وَابْتَلُوا الْيَتَامَىٰ حَتَّىٰ إِذَا بَلَغُوا النِّكَاحَ فَإِنْ آنَسْتُمْ مِنْهُمْ رُشْدًا فَادْفَعُوا إِلَيْهِمْ أَمْوَالَهُمْ ۖ وَلَا تَأْكُلُوهَا إِسْرَافًا وَبِدَارًا أَنْ يَكْبَرُوا ۚ وَمَنْ كَانَ غَنِيًّا فَلْيَسْتَعْفِفْ ۖ وَمَنْ كَانَ فَقِيرًا فَلْيَأْكُلْ بِالْمَعْرُوفِ ۚ فَإِذَا دَفَعْتُمْ إِلَيْهِمْ أَمْوَالَهُمْ فَأَشْهِدُوا عَلَيْهِمْ ۚ وَكَفَىٰ بِاللَّهِ حَسِيبًا (6)
و يتيمان را بيازماييد تا آن گاه که به حدّ ازدواج برسند ; پس اگر در آنان بصيرتى يافتيد که مى توانند براساس آن در مصرف مال خردورزى کنند ، اموالشان را به آنان بدهيد و آن را به اسراف ( بى آن که حق و حقوقى در آن داشته باشيد ) مخوريد ، و مبادا از ترس اين که چون بزرگ شوند و شما را از تصرف در اموالشان باز دارند ، اينک فرصت را مغتنم شمرده از آن بهره بردارى کنيد . و اگر اموالشان را در تجارت به کار مى بريد ، هر که توانگر است ، از گرفتن کارمزد خوددارى کند ، و هر که بينواست ، به قدر متعارف از آن بخورد . و هنگامى که اموالشان را به آنان بازمى گردانيد بر آنان گواه بگيريد ، و خدا حسابرسى کافى است . (6)
صفحه آخرصفحه بعدصفحه 77صفحه قبلصفحه اول
(کلمات داخل پرانتز توسط مترجم اضافه شده)


انتخاب ترجمهانتخاب سورهبرو به صفحه 

اندیشه پاک
حاجیان آمدند با تعظیمشاکر از رحمت خدای رحیم
مر مرا در میان قافله بوددوستی مخلص و عزیز و کریم
گفتم او را «بگو که چون رستیزین سفر کردن به رنج و به بیم
عارف حق شدی و منکر خویشبه تو از معرفت رسید نسیم؟»
کردی از صدق و اعتقاد و یقینخویشی خویش را به حق تسلیم؟»
گفت « از این باب هر چه گفتی تومن ندانسته‌ام صحیح و سقیم»
گفتم «ای دوست پس نکردی حجنشدی در مقام محو مقیم
رفته‌ای مکه دیده، آمده بازمحنت بادیه خریده به سیم
گر تو خواهی که حج کنی، پس از ایناین چنین کن که کردمت تعلیم»
ناصرخسرو داستانی را تعریف می کند که حاجیان از سفر حج بازگشتند و او به استقبال دوستی در میان آنان می رود و از وی احوال حجش را جویا می شود که آیا به حقیقت حج رفته و یا ظاهرا فقط رفته مکه و بازگشته که به طور خلاصه به او می گوید آیا خود را قربانی امر خدا کردی که اگر نکردی حج نرفتی بلکه با زحمت و صرف هزینه رفته ای مکه را دیده ای و همچون قبل رفتنت باز گشته ای
مشاهده ابیات مرتبط با موضوع حج از سایر بزرگان نظیر: مولانا ، انصاری ، شیخ بهایی و نظامی
512510مشاهده متن کاملناصرخسرو




زیبایی ، حقیقت ، خوبی
سازمان محک - موسسه خیریه حمایت از کودکان مبتلا به سرطان زیبایی ، حقیقت ، خوبی