فرهنگ (هنر ، شعر ، ادبیات و ...) همه برای ترویج زیبایی ، دانایی و خوبی هستند

زیبایی و دانایی هر دو خوب هستند و خوب بودن برای همه ممکن است. خوب و شاد باشید

صفحه اصلی >> Cultural Part - بخش فرهنگي >> قرآن ترجمه الهی قمشه ای

قرآن ترجمه الهی قمشه ای

سوره 112

سوره مبارکه الاخاص (توحید)

صفحه 604
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِيمِ
به نام خداوند بخشنده مهربان
قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ (1)
بگو : حقيقت اين است که خدا يگانه است . (1)
اللَّهُ الصَّمَدُ (2)
خداست که هر چيزى به او نيازمند است و خود از همه چيز بى نياز است . (2)
لَمْ يَلِدْ وَلَمْ يُولَدْ (3)
از اين روى نه فرزندى آورده و نه زاده کسى است . (3)
وَلَمْ يَكُنْ لَهُ كُفُوًا أَحَدٌ (4)
و هيچ کس همتا و همانند او نبوده است . (4)
سوره 113

سوره مبارکه الفلق

 
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِيمِ
به نام خداوند بخشنده مهربان
قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ الْفَلَقِ (1)
بگو : پناه مى برم به خداوندگارِ سپيده دم که تاريکى را مى شکافد ، (1)
مِنْ شَرِّ مَا خَلَقَ (2)
از شرِّ هر صاحب شرّى که آفريده است ، (2)
وَمِنْ شَرِّ غَاسِقٍ إِذَا وَقَبَ (3)
و از شرِّ شب آن گاه که با تاريکى اش درآيد ، (3)
وَمِنْ شَرِّ النَّفَّاثَاتِ فِي الْعُقَدِ (4)
و از شرِّ زنان جادوگر که هنگام افسون کردن مردمان ، در گره هاى جادو سخت مى دمند ، (4)
وَمِنْ شَرِّ حَاسِدٍ إِذَا حَسَدَ (5)
و از شرّ هر حسود آن گاه که حسد ورزد . (5)
سوره 114

سوره مبارکه الناس

 
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِيمِ
به نام خداوند بخشنده مهربان
قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ النَّاسِ (1)
بگو : پناه مى برم به پروردگار مردم ، (1)
مَلِكِ النَّاسِ (2)
پادشاه مردم ، (2)
إِلَٰهِ النَّاسِ (3)
معبود به حق مردم ، (3)
مِنْ شَرِّ الْوَسْوَاسِ الْخَنَّاسِ (4)
از شرِّ آن وسوسه گرى که چون خدا از ياد رود بازآيد و وسوسه کند ، و چون خدا ياد شود باز رود و نهان گردد . (4)
الَّذِي يُوَسْوِسُ فِي صُدُورِ النَّاسِ (5)
همان که در سينه هاى مردم وسوسه مى کند ، (5)
مِنَ الْجِنَّةِ وَالنَّاسِ (6)
چه از جنّيان و چه از آدميان . (6)
صفحه آخرصفحه بعدصفحه 604صفحه قبلصفحه اول
(کلمات داخل پرانتز توسط مترجم اضافه شده)


انتخاب ترجمهانتخاب سورهبرو به صفحه 

اندیشه پاک
حاجیان آمدند با تعظیمشاکر از رحمت خدای رحیم
مر مرا در میان قافله بوددوستی مخلص و عزیز و کریم
گفتم او را «بگو که چون رستیزین سفر کردن به رنج و به بیم
عارف حق شدی و منکر خویشبه تو از معرفت رسید نسیم؟»
کردی از صدق و اعتقاد و یقینخویشی خویش را به حق تسلیم؟»
گفت « از این باب هر چه گفتی تومن ندانسته‌ام صحیح و سقیم»
گفتم «ای دوست پس نکردی حجنشدی در مقام محو مقیم
رفته‌ای مکه دیده، آمده بازمحنت بادیه خریده به سیم
گر تو خواهی که حج کنی، پس از ایناین چنین کن که کردمت تعلیم»
ناصرخسرو داستانی را تعریف می کند که حاجیان از سفر حج بازگشتند و او به استقبال دوستی در میان آنان می رود و از وی احوال حجش را جویا می شود که آیا به حقیقت حج رفته و یا ظاهرا فقط رفته مکه و بازگشته که به طور خلاصه به او می گوید آیا خود را قربانی امر خدا کردی که اگر نکردی حج نرفتی بلکه با زحمت و صرف هزینه رفته ای مکه را دیده ای و همچون قبل رفتنت باز گشته ای
مشاهده ابیات مرتبط با موضوع حج از سایر بزرگان نظیر: مولانا ، انصاری ، شیخ بهایی و نظامی
512510مشاهده متن کاملناصرخسرو




زیبایی ، حقیقت ، خوبی
سازمان محک - موسسه خیریه حمایت از کودکان مبتلا به سرطان زیبایی ، حقیقت ، خوبی