فرهنگ (هنر ، شعر ، ادبیات و ...) همه برای ترویج زیبایی ، دانایی و خوبی هستند

زیبایی و دانایی هر دو خوب هستند و خوب بودن برای همه ممکن است. خوب و شاد باشید

صفحه اصلی >> Cultural Part - بخش فرهنگي >> قرآن ترجمه الهی قمشه ای

قرآن ترجمه الهی قمشه ای

سوره 17

سوره مبارکه الاسراء

صفحه 293
وَبِالْحَقِّ أَنْزَلْنَاهُ وَبِالْحَقِّ نَزَلَ ۗ وَمَا أَرْسَلْنَاكَ إِلَّا مُبَشِّرًا وَنَذِيرًا (105)
ما قرآن را به حق نازل کرده ايم و به حق نازل شده و باطلى در آن راه نيافته است . و تو را ـ اى پيامبر ـ تنها نويددهنده و اخطارکننده فرستاديم ، پس تو را نسزد چيزى از آن بکاهى يا چيزى بر آن بيفزايى . (105)
وَقُرْآنًا فَرَقْنَاهُ لِتَقْرَأَهُ عَلَى النَّاسِ عَلَىٰ مُكْثٍ وَنَزَّلْنَاهُ تَنْزِيلًا (106)
آرى ، قرآن را به مقتضاى نيازها و رويدادها بخش بخش و به صورتى که خوانده شود فرو فرستاديم تا آن را با درنگ بر مردم تلاوت کنى ، و آن را به تدريج فرو فرستاديم . (106)
قُلْ آمِنُوا بِهِ أَوْ لَا تُؤْمِنُوا ۚ إِنَّ الَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ مِنْ قَبْلِهِ إِذَا يُتْلَىٰ عَلَيْهِمْ يَخِرُّونَ لِلْأَذْقَانِ سُجَّدًا (107)
بگو : به آن ايمان بياوريد يا ايمان نياوريد ، در حقانيت آن تأثيرى ندارد . قطعاً کسانى که پيش از نزول قرآن از معارف الهى برخوردار شده اند ، هنگامى که قرآن بر آنان تلاوت شود ، سجده کنان ، بر چانه هاى خود بر زمين مى افتند . (107)
وَيَقُولُونَ سُبْحَانَ رَبِّنَا إِنْ كَانَ وَعْدُ رَبِّنَا لَمَفْعُولًا (108)
و مى گويند : منزّه است پروردگار ما . او قيامت را برپا خواهد کرد ، زيرا وعده پروردگار ما قطعاً انجام شدنى است . (108)
وَيَخِرُّونَ لِلْأَذْقَانِ يَبْكُونَ وَيَزِيدُهُمْ خُشُوعًا ۩ (109)
آرى ، گريه کنان بر چانه هاى خود به روىْ مى افتند و قرآن آنان را فروتنى مى افزايد . (109)
قُلِ ادْعُوا اللَّهَ أَوِ ادْعُوا الرَّحْمَٰنَ ۖ أَيًّا مَا تَدْعُوا فَلَهُ الْأَسْمَاءُ الْحُسْنَىٰ ۚ وَلَا تَجْهَرْ بِصَلَاتِكَ وَلَا تُخَافِتْ بِهَا وَابْتَغِ بَيْنَ ذَٰلِكَ سَبِيلًا (110)
بگو : خدا را با نام « اللّه » بخوانيد يا با نام « رحمان » تفاوت نمى کند ; هر کدام را بخوانيد از نيکوترين نام هاست و نيکوترين نام ها همه از آن اوست . و نماز خود را با صداى بلند مخوان و آن را بسيار آهسته نيز مخوان ، بلکه ميان اين دو راهى بجوى . (110)
وَقُلِ الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي لَمْ يَتَّخِذْ وَلَدًا وَلَمْ يَكُنْ لَهُ شَرِيكٌ فِي الْمُلْكِ وَلَمْ يَكُنْ لَهُ وَلِيٌّ مِنَ الذُّلِّ ۖ وَكَبِّرْهُ تَكْبِيرًا (111)
و بگو : ستايش همه از آنِ خداوند است ; همان کسى که فرزندى براى خود نگرفته و در فرمانروايى شريکى ندارد و در تدبير جهان هستى درمانده نيست تا نياز به ياورى داشته باشد . خدا را سپاس گوى و او را چنان که شايسته است به بزرگى ياد کن . (111)
سوره 18

سوره مبارکه الكهف

 
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِيمِ
به نام خداوند بخشنده مهربان
الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي أَنْزَلَ عَلَىٰ عَبْدِهِ الْكِتَابَ وَلَمْ يَجْعَلْ لَهُ عِوَجًا ۜ (1)
ستايش همه از آنِ خداوند است ; همان کسى که اين کتاب آسمانى را بر بنده اش محمّد فرو فرستاد و در آن هيچ کژى و انحرافى قرار نداد . (1)
قَيِّمًا لِيُنْذِرَ بَأْسًا شَدِيدًا مِنْ لَدُنْهُ وَيُبَشِّرَ الْمُؤْمِنِينَ الَّذِينَ يَعْمَلُونَ الصَّالِحَاتِ أَنَّ لَهُمْ أَجْرًا حَسَنًا (2)
کتابى که مايه برپايى جوامع انسانى است ، تا کافران و گنهکاران را به عذابى سخت که از جانب خداست بيم دهد و به مؤمنانى که کارهاى شايسته مى کنند نويد دهد که براى آنان پاداشى نيکو ( بهشت ) خواهد بود . (2)
مَاكِثِينَ فِيهِ أَبَدًا (3)
و براى هميشه در آن ماندگارند . (3)
وَيُنْذِرَ الَّذِينَ قَالُوا اتَّخَذَ اللَّهُ وَلَدًا (4)
و تا کسانى را که گفتند : خدا فرزندى برگرفته است ، هشدار دهد . (4)
صفحه آخرصفحه بعدصفحه 293صفحه قبلصفحه اول
(کلمات داخل پرانتز توسط مترجم اضافه شده)


انتخاب ترجمهانتخاب سورهبرو به صفحه 

اندیشه پاک
بوی گل و بانگ مرغ برخاست هنگام نشاط و روز صحراست
ما را سر باغ و بوستان نیست هر جا که تویی تفرج آن جاست *
گویند نظر به روی خوبان نَهیَست نه این نظر که ما راست **
چشم چپ خویشتن برآرم تا چشم نبیندت بجز راست
هر آدمیی که مُهر مهرت # در وی نگرفت سنگ خاراست
نالیدن بی‌حساب سعدی ## گویند خلاف رای داناست
از ورطه ما خبر ندارد *# آسوده که بر کنار دریاست

* سعدی در شعر دیگری همین معنی را میگوید که
هر کس به تماشایی رفتند به صحرایی، ما را که تو منظوری خاطر نرود جایی
** حافظ هم درباره نظربازی عرفا (قبلا نیز به آن اشاره شده منظور دیدن آثار روی زیبای خداست) اینگونه میگوید
در نظربازیِ ما بی‌خبران حیران‌اند، من چُنین‌ام که نمودم؛ دگر ایشان دانند
# و سعدی اینجا تاکید میکند که هرکس این زیبایی های وجود را ببیند و پی به وجود آن زیبا نبرد او سنگدل شده و از مرتبه آدم بودن دور گشته
## سعدی از عشق گفتن های خود را که مورد طعنه عاقلان زمانش بوده بیان میکند که مشکل را از دنیای متفاوت آنها میداند که در اصطلاح عرفانی آنها در باغ نیستند و خبر از دنیای داخل باغ معرفت ندارند
*# که به آنها گاه میگوید ما کجاییم در این بحر تفکر تو کجایی و طبیعتا او که آسوده بر ساحل عقل خام خود نشسته از حال عاشق غرق شده در دریای تفکر خبر ندارد
برای همین درجایی بجای ورطه از غرقه نیز استفاده شده که در معنی تغییر چندانی ایجاد نمیکند
664662مشاهده متن کاملسعدی شیرازی (2019/03/19-02:30)




زیبایی ، حقیقت ، خوبی
سازمان محک - موسسه خیریه حمایت از کودکان مبتلا به سرطان زیبایی ، حقیقت ، خوبی