فرهنگ (هنر ، شعر ، ادبیات و ...) همه برای ترویج زیبایی ، دانایی و خوبی هستند

زیبایی و دانایی هر دو خوب هستند و خوب بودن برای همه ممکن است. خوب و شاد باشید

صفحه اصلی >> Cultural Part - بخش فرهنگي >> قرآن ترجمه الهی قمشه ای

قرآن ترجمه الهی قمشه ای

سوره 86

سوره مبارکه الطارق

صفحه 591
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِيمِ
به نام خداوند بخشنده مهربان
وَالسَّمَاءِ وَالطَّارِقِ (1)
سوگند به آسمان و آن آشکار شونده در شب ، (1)
وَمَا أَدْرَاكَ مَا الطَّارِقُ (2)
و چه چيز تو را آگاه کرده است که آن آشکار شونده در شب چيست ؟ (2)
النَّجْمُ الثَّاقِبُ (3)
آن ستاره درخشان است ، (3)
إِنْ كُلُّ نَفْسٍ لَمَّا عَلَيْهَا حَافِظٌ (4)
سوگند به اينها که هيچ کس نيست مگر اين که نگهبانى بر او گمارده شده است که اعمال نيک و بد او را ثبت مى کند . (4)
فَلْيَنْظُرِ الْإِنْسَانُ مِمَّ خُلِقَ (5)
انسان براى اين که رستاخيز را باور کند بايد بنگرد که از چه چيز آفريده شده است . (5)
خُلِقَ مِنْ مَاءٍ دَافِقٍ (6)
او از آبى جهنده آفريده شده است . (6)
يَخْرُجُ مِنْ بَيْنِ الصُّلْبِ وَالتَّرَائِبِ (7)
که از ميان پشت و استخوان هاى سينه بيرون مى آيد . (7)
إِنَّهُ عَلَىٰ رَجْعِهِ لَقَادِرٌ (8)
قطعاً خداوندى که او را از اين مادّه آفريده است ، مى تواند او را پس از مرگ به صورت نخست بازگرداند ، (8)
يَوْمَ تُبْلَى السَّرَائِرُ (9)
در روزى که نهان ها ( عقايد و باورها و آثار کردارها ) سنجيده شود و خالص از ناخالص جدا گردد . (9)
فَمَا لَهُ مِنْ قُوَّةٍ وَلَا نَاصِرٍ (10)
پس براى او هيچ نيرويى نيست که عذاب را از خود دور کند و ياورى نيز ندارد که عذاب را از او بگرداند . (10)
وَالسَّمَاءِ ذَاتِ الرَّجْعِ (11)
سوگند به آسمان که با طلوع و غروب ستارگان باز مى گردد ، (11)
وَالْأَرْضِ ذَاتِ الصَّدْعِ (12)
و سوگند به زمين که با رويش گياهان مى شکافد ، (12)
إِنَّهُ لَقَوْلٌ فَصْلٌ (13)
که قرآن سخنى است که حق را از باطل جدا مى سازد . (13)
وَمَا هُوَ بِالْهَزْلِ (14)
و آن سخنى شوخى نيست . (14)
إِنَّهُمْ يَكِيدُونَ كَيْدًا (15)
کافران سخت نيرنگ مى کنند تا بدين وسيله نور خدا را خاموش کنند ، (15)
وَأَكِيدُ كَيْدًا (16)
و من نيز با مهلت دادن به آنان ، خامشان مى کنم تا در گمراهى بمانند و به کيفر کردارشان گرفتار آيند . (16)
فَمَهِّلِ الْكَافِرِينَ أَمْهِلْهُمْ رُوَيْدًا (17)
حال که چنين است کافران را مهلت ده; اندک زمانى به آنان فرصت ده . (17)
سوره 87

سوره مبارکه الاعلى

 
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِيمِ
به نام خداوند بخشنده مهربان
سَبِّحِ اسْمَ رَبِّكَ الْأَعْلَى (1)
منزّه شمار نام پروردگارت را که از همگان برتر است; (1)
الَّذِي خَلَقَ فَسَوَّىٰ (2)
همان که موجودات را آفريد و اجزاى آنها را هماهنگ ساخت . (2)
وَالَّذِي قَدَّرَ فَهَدَىٰ (3)
و آن که براى آفريدگان حدّى معيّن کرد و آنها را به آنچه برايشان تقدير کرده است هدايت نمود . (3)
وَالَّذِي أَخْرَجَ الْمَرْعَىٰ (4)
و آن که علوفه چراگاه ها را رويانيد ، (4)
فَجَعَلَهُ غُثَاءً أَحْوَىٰ (5)
سپس آن را خشک و تيره گون ساخت . (5)
سَنُقْرِئُكَ فَلَا تَنْسَىٰ (6)
به زودى تو را بر خواندن قرآن و دانش آن توانا خواهيم ساخت به گونه اى که آن را فراموش نمى کنى . (6)
إِلَّا مَا شَاءَ اللَّهُ ۚ إِنَّهُ يَعْلَمُ الْجَهْرَ وَمَا يَخْفَىٰ (7)
ولى بدان که اين وعده سلب قدرت از خدا نمى کند و اگر خدا بخواهد ـ که البته نخواهد خواست ـ آن را فراموش مى کنى . به يقين او آشکار و آنچه را نهان مى شود مى داند . (7)
وَنُيَسِّرُكَ لِلْيُسْرَىٰ (8)
و تو را چنان استعدادى مى دهيم که آسان ترين راه را براى فراخوانىِ مردم برگزينى . (8)
فَذَكِّرْ إِنْ نَفَعَتِ الذِّكْرَىٰ (9)
پس اگر تذکر و اندرز براى کسانى سود بخشد ، آنان را يادآورى کن و اندرز ده . (9)
سَيَذَّكَّرُ مَنْ يَخْشَىٰ (10)
به زودى آن کس که از خدا بيم دارد متذکّر خواهد شد . (10)
وَيَتَجَنَّبُهَا الْأَشْقَى (11)
و آن کس که تيره بخت ترين است و در دل از خدا بيمى ندارد ، از تذکار قرآن دورى خواهد گزيد ، (11)
الَّذِي يَصْلَى النَّارَ الْكُبْرَىٰ (12)
همو که به بزرگترين آتش درمى آيد و در آن ماندگار مى شود . (12)
ثُمَّ لَا يَمُوتُ فِيهَا وَلَا يَحْيَىٰ (13)
آن گاه نه در آن مى ميرد تا عذاب نبيند و نه از آن رهايى مى يابد تا به حياتى آسوده رسد . (13)
قَدْ أَفْلَحَ مَنْ تَزَكَّىٰ (14)
قطعاً نيکبخت شد کسى که خود را از پليدى ها و وابستگى هاى مادّى پاک ساخت ، (14)
وَذَكَرَ اسْمَ رَبِّهِ فَصَلَّىٰ (15)
و نام پروردگارش را ياد کرد و نماز گزارد . (15)
صفحه آخرصفحه بعدصفحه 591صفحه قبلصفحه اول
(کلمات داخل پرانتز توسط مترجم اضافه شده)


انتخاب ترجمهانتخاب سورهبرو به صفحه 

اندیشه پاک
من ندانستم از اول که تو بی مهر و وفایی عهد نابستن از آن به که ببندی و نپایی *
دوستان عیب کنندم که چرا دل به تو دادم باید اول به تو گفتن که چنین خوب چرایی **
ای که گفتی مرو اندر پی خوبان زمانه ما کجاییم در این بحر تفکر تو کجایی ***
آن نه خالست و زنخدان و سر زلف پریشان که دل اهل نظر برد که سریست خدایی #
پرده بردار که بیگانه خود این روی نبیند ## تو بزرگی و در آیینه کوچک ننمایی
حلقه بر در نتوانم زدن از دست رقیبان این توانم که بیایم به محلت به گدایی ###
عشق و درویشی و انگشت نمایی و ملامت همه سهلست تحمل نکنم بار جدایی *#
روز صحرا و سماعست و لب جوی و تماشا در همه شهر دلی نیست که دیگر بربایی *##
گفته بودم چو بیایی غم دل با تو بگویم #* چه بگویم که غم از دل برود چون تو بیایی
شمع را باید از این خانه به دربردن و کشتن تا به همسایه نگوید که تو در خانه مایی #**
سعدی آن نیست که هرگز ز کمندت بگریزد که بدانست که دربند تو خوشتر که رهایی **##
خلق گویند برو دل به هوای دگری ده ##** نکنم خاصه در ایام اتابک دو هوایی

این شعر بسیار زیبا از سعدی به این علت انتخاب شده که به نقل از خود عرفا بیان شود که این همه زیبایی در سخن ایشان برای چه بوجود آمده و برای چه وجود زیباتری صرف شده
همچنین مشخص شود که هر بیت و مصرع و کلمه در سخن عرفا بی معنی و بی دلیل نیست چه اینکه در پشت هر بیت این شعر جاودانه دریایی از معرفت نهان است که گفتن و نگفتن از آن هر دو اشتباه است
اگر بگوییم حق مطلب ادا نمیشود و اگر نگوییم به حقیقت کوتاهی شده, باشد که جرعه ای از این دریا قسمت ما شود
* نخست اشاره مجدد به عهد ازل که همانطور که قبلا گفته شد از ارکان سخن عرفا بویژه ارکان شعر حافظ است
عرفا به این عهد از زوایای گوناگون اشاره میکنند و این داستان تک بعدی نیست و از صورت زیبای شعر عرفا باید به معنی زیباتر آن برسیم که این صورت زیبا دامیست برای بدست آوردن دل ما و بردن ما به آنجا که عارف میخواهد
و سخن ایشان لایه های بسیار برای افراد با درکهای متفاوت دارد مثلا در سطحی پند بیت اول این است که اگر قرار است به قولی وفا نکنی بهتر است قول ندهی
** اما در سطح بالاتری از مفهوم در بیت دوم وقتی که میگوید چنین خوب چرایی مشخص میکند نمیشود خوب باشی و بی مهر و وفا هم باشی پس اگر خداوند خوب است پس مهر و وفا هم دارد و اگر ما مهر و وفای او را احساس نمیکنیم برای این است که ما مناسب این مهر و وفا و به حق مهر و وفایی که میان من و توست عمل نکردیم
آن یار یگانه با بوجود آوردن ما از سر مهر و محبت ثابت کرده که مهربان است حال ما هم که عهد بستیم که او خدای ماست باید ثابت کنیم که ما آدمیم و خدا داریم ولی متاسفانه ما اکثرا طوری رفتار میکنیم که انگار خدا نداریم و این بی وفایی نخست از سوی ماست
از این منظر که نگاه کنیم شاید بیت اول را خدا در حق ما میگوید که وقتی او با آن همه محبت ما را آفرید پس چرا ما بی مهر و وفاییم؟!
(بحث درباره این شعر طولانی است به ادامه مطلب مراجعه نمایید)
662660مشاهده متن کاملسعدی شیرازی (2018/12/05-03:00)




زیبایی ، حقیقت ، خوبی
سازمان محک - موسسه خیریه حمایت از کودکان مبتلا به سرطان زیبایی ، حقیقت ، خوبی