فرهنگ (هنر ، شعر ، ادبیات و ...) همه برای ترویج زیبایی ، دانایی و خوبی هستند

زیبایی و دانایی هر دو خوب هستند و خوب بودن برای همه ممکن است. خوب و شاد باشید

صفحه اصلی >> Cultural Part - بخش فرهنگي >> قرآن ترجمه الهی قمشه ای

قرآن ترجمه الهی قمشه ای

سوره 7

سوره مبارکه الاعراف

صفحه 151
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِيمِ
به نام خداوند بخشنده مهربان
المص (1)
الف . لام . ميم . صاد . (1)
كِتَابٌ أُنْزِلَ إِلَيْكَ فَلَا يَكُنْ فِي صَدْرِكَ حَرَجٌ مِنْهُ لِتُنْذِرَ بِهِ وَذِكْرَىٰ لِلْمُؤْمِنِينَ (2)
اين قرآن کتابى گرانقدر است که به سوى تو فرو فرستاده شده است ، پس مبادا از ناحيه آن در سينه ات تنگى و فشارى باشد . خدا آن را فروفرستاده تا مردم را به وسيله آن هشدار دهى و براى مؤمنان مايه يادآورى باشد و مقام پروردگارشان را به آنان بشناساند . (2)
اتَّبِعُوا مَا أُنْزِلَ إِلَيْكُمْ مِنْ رَبِّكُمْ وَلَا تَتَّبِعُوا مِنْ دُونِهِ أَوْلِيَاءَ ۗ قَلِيلًا مَا تَذَكَّرُونَ (3)
اى مردم ، از آنچه از جانب پروردگارتان به سوى شما فروفرستاده شده است پيروى کنيد و تحت ولايت و سرپرستى او درآييد و از غير او پيروى نکنيد که سرپرست شما مى گردند . چه اندک درمى يابيد که پروردگار شما خداى يکتاست . (3)
وَكَمْ مِنْ قَرْيَةٍ أَهْلَكْنَاهَا فَجَاءَهَا بَأْسُنَا بَيَاتًا أَوْ هُمْ قَائِلُونَ (4)
و چه بسيار شهرهايى که آنها را تباه ساختيم و چنان بود که عذاب ما شب هنگام يا نيمروز در حالى که به خواب فرو رفته بودند ، به سراغشان آمد . (4)
فَمَا كَانَ دَعْوَاهُمْ إِذْ جَاءَهُمْ بَأْسُنَا إِلَّا أَنْ قَالُوا إِنَّا كُنَّا ظَالِمِينَ (5)
پس هنگامى که عذاب ما به آنان رسيد ، سخنشان جز اين نبود که گفتند : به يقين ما ستمکار بوديم . (5)
فَلَنَسْأَلَنَّ الَّذِينَ أُرْسِلَ إِلَيْهِمْ وَلَنَسْأَلَنَّ الْمُرْسَلِينَ (6)
پس قطعاً از مردمى که پيامبران به سوى آنان فرستاده شدند ، مى پرسيم که آيا ايمان آوردند و کارهاى شايسته کردند ، و از پيامبران نيز که به سوى آنان به رسالت آمدند خواهيم پرسيد . که آيا پيام خدا را ابلاغ نمودند (6)
فَلَنَقُصَّنَّ عَلَيْهِمْ بِعِلْمٍ ۖ وَمَا كُنَّا غَائِبِينَ (7)
آنگاه قطعاً از روى علم ، آنچه را که بر پيامبران و امّت هايشان گذشته است براى آنان حکايت مى کنيم ، و ما هيچ گاه غايب نبوده ايم ، بلکه شاهد اعمال و گفتار آنان بوده ايم . (7)
وَالْوَزْنُ يَوْمَئِذٍ الْحَقُّ ۚ فَمَنْ ثَقُلَتْ مَوَازِينُهُ فَأُولَٰئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ (8)
آن روز که قيامت برپا شود و زمان حساب فرارسد ، حق تنها وسيله سنجش است ; پس هر کس وزنه هاى اعمالش سنگين باشد آنان سعادتمندند . (8)
وَمَنْ خَفَّتْ مَوَازِينُهُ فَأُولَٰئِكَ الَّذِينَ خَسِرُوا أَنْفُسَهُمْ بِمَا كَانُوا بِآيَاتِنَا يَظْلِمُونَ (9)
و هر کس وزنه هاى اعمالش سبک باشد ، آنان کسانى اند که خود را زيانمند کرده اند ، چرا که از روى ستم آيات ما را انکار نموده اند . (9)
وَلَقَدْ مَكَّنَّاكُمْ فِي الْأَرْضِ وَجَعَلْنَا لَكُمْ فِيهَا مَعَايِشَ ۗ قَلِيلًا مَا تَشْكُرُونَ (10)
و همانا ما شما را در زمين سکونت داديم ، و براى شما در آن اسباب زندگى نهاديم . شما اندک سپاسگزارى مى کنيد . (10)
وَلَقَدْ خَلَقْنَاكُمْ ثُمَّ صَوَّرْنَاكُمْ ثُمَّ قُلْنَا لِلْمَلَائِكَةِ اسْجُدُوا لِآدَمَ فَسَجَدُوا إِلَّا إِبْلِيسَ لَمْ يَكُنْ مِنَ السَّاجِدِينَ (11)
و همانا ما شما را آفريديم ، سپس شما را صورتگرى کرديم ، آن گاه به فرشتگان گفتيم : براى آدم سجده کنيد . پس همه سجده کردند ، جز ابليس که از سجده کنندگان نبود . (11)
صفحه آخرصفحه بعدصفحه 151صفحه قبلصفحه اول
(کلمات داخل پرانتز توسط مترجم اضافه شده)


انتخاب ترجمهانتخاب سورهبرو به صفحه 

اندیشه پاک
بوی گل و بانگ مرغ برخاست هنگام نشاط و روز صحراست
ما را سر باغ و بوستان نیست هر جا که تویی تفرج آن جاست *
گویند نظر به روی خوبان نَهیَست نه این نظر که ما راست **
چشم چپ خویشتن برآرم تا چشم نبیندت بجز راست
هر آدمیی که مُهر مهرت # در وی نگرفت سنگ خاراست
نالیدن بی‌حساب سعدی ## گویند خلاف رای داناست
از ورطه ما خبر ندارد *# آسوده که بر کنار دریاست

* سعدی در شعر دیگری همین معنی را میگوید که
هر کس به تماشایی رفتند به صحرایی، ما را که تو منظوری خاطر نرود جایی
** حافظ هم درباره نظربازی عرفا (قبلا نیز به آن اشاره شده منظور دیدن آثار روی زیبای خداست) اینگونه میگوید
در نظربازیِ ما بی‌خبران حیران‌اند، من چُنین‌ام که نمودم؛ دگر ایشان دانند
# و سعدی اینجا تاکید میکند که هرکس این زیبایی های وجود را ببیند و پی به وجود آن زیبا نبرد او سنگدل شده و از مرتبه آدم بودن دور گشته
## سعدی از عشق گفتن های خود را که مورد طعنه عاقلان زمانش بوده بیان میکند که مشکل را از دنیای متفاوت آنها میداند که در اصطلاح عرفانی آنها در باغ نیستند و خبر از دنیای داخل باغ معرفت ندارند
*# که به آنها گاه میگوید ما کجاییم در این بحر تفکر تو کجایی و طبیعتا او که آسوده بر ساحل عقل خام خود نشسته از حال عاشق غرق شده در دریای تفکر خبر ندارد
برای همین درجایی بجای ورطه از غرقه نیز استفاده شده که در معنی تغییر چندانی ایجاد نمیکند
664662مشاهده متن کاملسعدی شیرازی (2019/03/19-02:30)




زیبایی ، حقیقت ، خوبی
سازمان محک - موسسه خیریه حمایت از کودکان مبتلا به سرطان زیبایی ، حقیقت ، خوبی