فرهنگ (هنر ، شعر ، ادبیات و ...) همه برای ترویج زیبایی ، دانایی و خوبی هستند

زیبایی و دانایی هر دو خوب هستند و خوب بودن برای همه ممکن است. خوب و شاد باشید

صفحه اصلی >> Cultural Part - بخش فرهنگي >> هاتف اصفهانی - صفحه 4
صفحه12345>>>


چشم دل باز کن که جان بيني


هاتف اصفهانی - صفحه 4
چشم دل باز کن که جان بيني آنچه ناديدني است آن بيني
گر به اقليم عشق روي آري همه آفاق گلستان بيني
بر همه اهل آن زمين به مراد گردش دور آسمان بيني
آنچه بيني دلت همان خواهد وانچه خواهد دلت همان بيني
بي سر و پا گداي آن جا را سر به ملک جهان گران بيني
هم در آن پا برهنه قومي را پاي بر فرق فرقدان بيني
هم در آن سر برهنه جمعي را بر سر از عرش سايبان بيني
گاه وجد و سماع هر يک را بر دو کون آستين فشان بيني
دل هر ذره را که بشکافي آفتابيش در ميان بيني
هرچه داري اگر به عشق دهي کافرم گر جوي زيان بيني
جان گدازي اگر به آتش عشق عشق را کيمياي جان بيني
از مضيق جهات درگذري وسعت ملک لامکان بيني
آنچه نشنيده گوش آن شنوي وانچه ناديده چشم آن بيني
تا به جايي رساندت که يکي از جهان و جهانيان بيني
با يکي عشق ورز از دل و جان تا به عين اليقين عيان بيني
که يکي هست و هيچ نيست جز او وحده لااله الاهو
هاتف اصفهانی (2017/06/17-07:30)



اندیشه پاک
بوی گل و بانگ مرغ برخاست هنگام نشاط و روز صحراست
ما را سر باغ و بوستان نیست هر جا که تویی تفرج آن جاست *
گویند نظر به روی خوبان نَهیَست نه این نظر که ما راست **
چشم چپ خویشتن برآرم تا چشم نبیندت بجز راست
هر آدمیی که مُهر مهرت # در وی نگرفت سنگ خاراست
نالیدن بی‌حساب سعدی ## گویند خلاف رای داناست
از ورطه ما خبر ندارد *# آسوده که بر کنار دریاست

* سعدی در شعر دیگری همین معنی را میگوید که
هر کس به تماشایی رفتند به صحرایی، ما را که تو منظوری خاطر نرود جایی
** حافظ هم درباره نظربازی عرفا (قبلا نیز به آن اشاره شده منظور دیدن آثار روی زیبای خداست) اینگونه میگوید
در نظربازیِ ما بی‌خبران حیران‌اند، من چُنین‌ام که نمودم؛ دگر ایشان دانند
# و سعدی اینجا تاکید میکند که هرکس این زیبایی های وجود را ببیند و پی به وجود آن زیبا نبرد او سنگدل شده و از مرتبه آدم بودن دور گشته
## سعدی از عشق گفتن های خود را که مورد طعنه عاقلان زمانش بوده بیان میکند که مشکل را از دنیای متفاوت آنها میداند که در اصطلاح عرفانی آنها در باغ نیستند و خبر از دنیای داخل باغ معرفت ندارند
*# که به آنها گاه میگوید ما کجاییم در این بحر تفکر تو کجایی و طبیعتا او که آسوده بر ساحل عقل خام خود نشسته از حال عاشق غرق شده در دریای تفکر خبر ندارد
برای همین درجایی بجای ورطه از غرقه نیز استفاده شده که در معنی تغییر چندانی ایجاد نمیکند
664662مشاهده متن کاملسعدی شیرازی (2019/03/19-02:30)


471
زیبایی ، حقیقت ، خوبی
سازمان محک - موسسه خیریه حمایت از کودکان مبتلا به سرطان زیبایی ، حقیقت ، خوبی