فرهنگ (هنر ، شعر ، ادبیات و ...) همه برای ترویج زیبایی ، دانایی و خوبی هستند

زیبایی و دانایی هر دو خوب هستند و خوب بودن برای همه ممکن است. خوب و شاد باشید

صفحه اصلی >> Cultural Part - بخش فرهنگي >> ناصرخسرو - صفحه 1
صفحه1


حاجیان آمدند با تعظیم


ناصرخسرو - صفحه 1
حاجیان آمدند با تعظیمشاکر از رحمت خدای رحیم
جسته از محنت و بلای حجازرسته از دوزخ و عذاب الیم
آمده سوی مکه از عرفاتزده لبیک عمره از تنعیم
یافته حج و کرده عمره تمامباز گشته به سوی خانه سلیم
من شدم ساعتی به استقبالپای کردم برون ز حد گلیم
مر مرا در میان قافله بوددوستی مخلص و عزیز و کریم
گفتم او را «بگو که چون رستیزین سفر کردن به رنج و به بیم
تا ز تو باز مانده‌ام جاویدفکرتم را ندامت است ندیم
شاد گشتم بدانکه کردی حجچون تو کس نیست اندر این اقلیم
باز گو تا چگونه داشته‌ایحرمت آن بزرگوار حریم:
چون همی خواستی گرفت احرامچه نیت کردی اندر آن تحریم؟
جمله برخود حرام کرده بدیهرچه مادون کردگار قدیم؟»
گفت «نی» گفتمش «زدی لبیکاز سر علم و از سر تعظیم
می‌شنیدی ندای حق و، جوابباز دادی چنانکه داد کلیم؟»
گفت «نی» گفتمش «چو در عرفاتایستادی و یافتی تقدیم
عارف حق شدی و منکر خویشبه تو از معرفت رسید نسیم؟»
گفت «نی» گفتمش «چون می‌کشتیگوسفند از پی یسیر و یتیم
قرب خود دیدی اول و کردیقتل و قربان نفس شوم لئیم؟»
گفت «نی» گفتمش «چو می‌رفتیدر حرم همچو اهل کهف و رقیم
ایمن از شر نفس خود بودیوز غم فرقت و عذاب جحیم؟»
گفت «نی» گفتمش «چو سنگ جمارهمی انداختی به دیو رجیم
از خود انداختی برون یکسرهمه عادات و فعلهای ذمیم؟»
گفت «نی» گفتمش «چو گشتی تومطلع بر مقام ابراهیم
کردی از صدق و اعتقاد و یقینخویشی خویش را به حق تسلیم؟»
گفت «نی» گفتمش «به وقت طوافکه دویدی به هروله چو ظلیم
از طواف همه ملائکتانیاد کردی به گرد عرش عظیم؟»
گفت «نی»گفتمش «چو کردی سعیاز صفا سوی مروه بر تقسیم
دیدی اندر صفای خود کونینشد دلت فارغ از جحیم و نعیم؟»
گفت «نی» گفتمش «چو گشتی بازمانده از هجر کعبه بر دل ریم
کردی آنجا به گور مر خود راهمچنانی کنون که گشته رمیم؟»
گفت « از این باب هر چه گفتی تومن ندانسته‌ام صحیح و سقیم»
گفتم «ای دوست پس نکردی حجنشدی در مقام محو مقیم
رفته‌ای مکه دیده، آمده بازمحنت بادیه خریده به سیم
گر تو خواهی که حج کنی، پس از ایناین چنین کن که کردمت تعلیم»
ناصرخسرو داستانی را تعریف می کند که حاجیان از سفر حج بازگشتند و او به استقبال دوستی در میان آنان می رود و از وی احوال حجش را جویا می شود که آیا به حقیقت حج رفته و یا ظاهرا فقط رفته مکه و بازگشته که به طور خلاصه به او می گوید آیا خود را قربانی امر خدا کردی که اگر نکردی حج نرفتی بلکه با زحمت و صرف هزینه رفته ای مکه را دیده ای و همچون قبل رفتنت باز گشته ای
مشاهده ابیات مرتبط با موضوع حج از سایر بزرگان نظیر: مولانا ، انصاری ، شیخ بهایی و نظامی
ناصرخسرو (2017/08/20-10:00)



اندیشه پاک
شب قدر
روی تو چو بدر آمد امشب شب قدر آمد ای شاه همه خوبان زنهار مَخُسب امشب (مولانا)
چه مبارک سحری بود و چه فرخنده شبی آن شب قدر که این تازه براتم دادند (حافظ)
اى دوست روزهاى تنعم به روزه باش باشد که در افتد شب قدر وصال دوست (سعدی)
امشب شب قدر آمد خامش شو و خدمت کن تا هر دل اللهى ز الله ولهى یابد (مولانا)
آن شب قدری که گویند اهل خلوت امشب است یا رب این تاثیر دولت از کدامین کوکب است (حافظ)
* در قبل بارها به شب قدر اشاره شده ولی شبی که برتر از هزار ماه است ابعاد مختلفی دارد که هرچه درباره آن سخن گفته شود کم است
ظاهرا این شب قدر در ماه رمضان است اما فقط از بعد ظاهری هم اگر دقت کنیم با توجه به کوتاهی سال قمری و چرخش ماه های آن در سال شمسی این شب هر شبی از سال میتواند باشد
حکمت این چرخش ماه رمضان و شب قدر همین است که ما صورت شب قدر را بت نسازیم که در زمان خاصی رخ میدهد و خارج از آن نیست همانطور که از چکیده سخن عرفا و بزرگان مشخص است
شب قدر شبی است که در آن روح انسان از مرتبه خود بالاتر رود و به خدا نزدیکتر شود و برای دوستی و نزدیکی به خدا باید به او خدمت کرد و چون خدا بی نیاز است ما از طریق خدمت به دیگران میتوانیم به او نزدیک شویم
670668مشاهده متن کاملگلچین (2019/05/28-04:00)


510
زیبایی ، حقیقت ، خوبی
سازمان محک - موسسه خیریه حمایت از کودکان مبتلا به سرطان زیبایی ، حقیقت ، خوبی