فرهنگ (هنر ، شعر ، ادبیات و ...) همه برای ترویج زیبایی ، دانایی و خوبی هستند

زیبایی و دانایی هر دو خوب هستند و خوب بودن برای همه ممکن است. خوب و شاد باشید

صفحه اصلی >> Cultural Part - بخش فرهنگي >> قرآن ترجمه فولادوند

قرآن ترجمه فولادوند

سوره 34

سوره مبارکه سبا

صفحه 434
قُلْ جَاءَ الْحَقُّ وَمَا يُبْدِئُ الْبَاطِلُ وَمَا يُعِيدُ (49)
باز بگو: (کتاب و رسول و يا شمشير) حق آمد و ديگر باطل در اول و آخر (در دنيا و آخرت) محو و نابود است. (49)
قُلْ إِنْ ضَلَلْتُ فَإِنَّمَا أَضِلُّ عَلَىٰ نَفْسِي ۖ وَإِنِ اهْتَدَيْتُ فَبِمَا يُوحِي إِلَيَّ رَبِّي ۚ إِنَّهُ سَمِيعٌ قَرِيبٌ (50)
باز بگو: اگر من (به عقيده شما) گمراه شده‌ام زيانش بر من است (نه بر شما)، و اگر هدايت يافته‌ام آن به وحي خداي من به من است (نه به هوش و تدبير من) که خدا البته (دعاي بندگان را) شنوا و (به قلوب خلق) نزديک است. (50)
وَلَوْ تَرَىٰ إِذْ فَزِعُوا فَلَا فَوْتَ وَأُخِذُوا مِنْ مَكَانٍ قَرِيبٍ (51)
و اگر تو سختي حال مجرمان را مشاهده کني هنگامي که ترسان و هراسانند، در آن حال هيچ (از عذاب و قهر الهي) فوت نشوند و از مکان نزديکي دستگير شوند. (51)
وَقَالُوا آمَنَّا بِهِ وَأَنَّىٰ لَهُمُ التَّنَاوُشُ مِنْ مَكَانٍ بَعِيدٍ (52)
و کافران (در آن حال که عذاب دوزخ را به چشم ببينند پشيمان شده و) گويند: ما به حق ايمان آورديم. و با اين همه دوري (از مقام ايمان) کجا بدان مقام در قيامت نائل توانند شد؟ (52)
وَقَدْ كَفَرُوا بِهِ مِنْ قَبْلُ ۖ وَيَقْذِفُونَ بِالْغَيْبِ مِنْ مَكَانٍ بَعِيدٍ (53)
در صورتي که آنها پيش از اين به حق کافر بودند و از جايي دور (از مقام علم و يقين) نسبت ناروا (ي جنون و سحر و کذب به رسول حق) مي‌دادند. (53)
وَحِيلَ بَيْنَهُمْ وَبَيْنَ مَا يَشْتَهُونَ كَمَا فُعِلَ بِأَشْيَاعِهِمْ مِنْ قَبْلُ ۚ إِنَّهُمْ كَانُوا فِي شَكٍّ مُرِيبٍ (54)
و (امروز) ميان آنها و آرزوهايشان (که به دنيا بر گردند يا توبه و ايمانشان را بپذيرند تا از عذاب رهايي يابند) به کلي دوري و مباينت افکندند چنان که به امثال آنها از امم گذشته که آنها هم در شک و ريب بودند نيز چنين کردند. (54)
سوره 35

سوره مبارکه فاطر

 
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِيمِ
به نام خداوند بخشنده مهربان
الْحَمْدُ لِلَّهِ فَاطِرِ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ جَاعِلِ الْمَلَائِكَةِ رُسُلًا أُولِي أَجْنِحَةٍ مَثْنَىٰ وَثُلَاثَ وَرُبَاعَ ۚ يَزِيدُ فِي الْخَلْقِ مَا يَشَاءُ ۚ إِنَّ اللَّهَ عَلَىٰ كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ (1)
سپاس خداي راست که آفريننده آسمانها و زمين است و فرشتگان را رسولان (پيمبران خود) گردانيد و داراي دو و سه و چهار بال و پر (قدرت) قرار داد، هر چه بخواهد در آفرينش مي‌افزايد که خدا بر (بعث و ايجاد) هر چيز قادر است. (1)
مَا يَفْتَحِ اللَّهُ لِلنَّاسِ مِنْ رَحْمَةٍ فَلَا مُمْسِكَ لَهَا ۖ وَمَا يُمْسِكْ فَلَا مُرْسِلَ لَهُ مِنْ بَعْدِهِ ۚ وَهُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ (2)
دري که خدا از رحمت به روي مردم بگشايد هيچ کس نتواند بست و آن در که او ببندد هيچ کس جز او نتواند گشود، و اوست خداي بي‌همتاي با حکمت و اقتدار. (2)
يَا أَيُّهَا النَّاسُ اذْكُرُوا نِعْمَتَ اللَّهِ عَلَيْكُمْ ۚ هَلْ مِنْ خَالِقٍ غَيْرُ اللَّهِ يَرْزُقُكُمْ مِنَ السَّمَاءِ وَالْأَرْضِ ۚ لَا إِلَٰهَ إِلَّا هُوَ ۖ فَأَنَّىٰ تُؤْفَكُونَ (3)
اي مردم، متذکر شويد که چه نعمتها خدا به شما عطا فرمود، آيا جز خدا آفريننده‌اي هست که از آسمان و زمين به شما روزي دهد؟ هرگز جز آن خداي يکتا خدايي نيست، پس اين مشرکان چگونه شما را (از درگاه حق رو به بتان باطل) مي‌گردانند؟ (3)
صفحه آخرصفحه بعدصفحه 434صفحه قبلصفحه اول
(کلمات داخل پرانتز توسط مترجم اضافه شده)


انتخاب ترجمهانتخاب سورهبرو به صفحه 

اندیشه پاک
بوی گل و بانگ مرغ برخاست هنگام نشاط و روز صحراست
ما را سر باغ و بوستان نیست هر جا که تویی تفرج آن جاست *
گویند نظر به روی خوبان نَهیَست نه این نظر که ما راست **
چشم چپ خویشتن برآرم تا چشم نبیندت بجز راست
هر آدمیی که مُهر مهرت # در وی نگرفت سنگ خاراست
نالیدن بی‌حساب سعدی ## گویند خلاف رای داناست
از ورطه ما خبر ندارد *# آسوده که بر کنار دریاست

* سعدی در شعر دیگری همین معنی را میگوید که
هر کس به تماشایی رفتند به صحرایی، ما را که تو منظوری خاطر نرود جایی
** حافظ هم درباره نظربازی عرفا (قبلا نیز به آن اشاره شده منظور دیدن آثار روی زیبای خداست) اینگونه میگوید
در نظربازیِ ما بی‌خبران حیران‌اند، من چُنین‌ام که نمودم؛ دگر ایشان دانند
# و سعدی اینجا تاکید میکند که هرکس این زیبایی های وجود را ببیند و پی به وجود آن زیبا نبرد او سنگدل شده و از مرتبه آدم بودن دور گشته
## سعدی از عشق گفتن های خود را که مورد طعنه عاقلان زمانش بوده بیان میکند که مشکل را از دنیای متفاوت آنها میداند که در اصطلاح عرفانی آنها در باغ نیستند و خبر از دنیای داخل باغ معرفت ندارند
*# که به آنها گاه میگوید ما کجاییم در این بحر تفکر تو کجایی و طبیعتا او که آسوده بر ساحل عقل خام خود نشسته از حال عاشق غرق شده در دریای تفکر خبر ندارد
برای همین درجایی بجای ورطه از غرقه نیز استفاده شده که در معنی تغییر چندانی ایجاد نمیکند
664662مشاهده متن کاملسعدی شیرازی (2019/03/19-02:30)




زیبایی ، حقیقت ، خوبی
سازمان محک - موسسه خیریه حمایت از کودکان مبتلا به سرطان زیبایی ، حقیقت ، خوبی