فرهنگ (هنر ، شعر ، ادبیات و ...) همه برای ترویج زیبایی ، دانایی و خوبی هستند

زیبایی و دانایی هر دو خوب هستند و خوب بودن برای همه ممکن است. خوب و شاد باشید

صفحه اصلی >> Cultural Part - بخش فرهنگي >> قرآن ترجمه فولادوند

قرآن ترجمه فولادوند

سوره 92

سوره مبارکه الليل

صفحه 596
لَا يَصْلَاهَا إِلَّا الْأَشْقَى (15)
که هيچ کس در آن آتش در نيفتد مگر شقي‌ترين خلق. (15)
الَّذِي كَذَّبَ وَتَوَلَّىٰ (16)
همان کس که (آيات و رسل حق را) تکذيب کرد و روي از آن بگردانيد. (16)
وَسَيُجَنَّبُهَا الْأَتْقَى (17)
و اهل تقوا را از آن آتش دور سازند. (17)
الَّذِي يُؤْتِي مَالَهُ يَتَزَكَّىٰ (18)
آن کس که مال خود را (به فقيران اسلام) به وجه زکات بدهد. (18)
وَمَا لِأَحَدٍ عِنْدَهُ مِنْ نِعْمَةٍ تُجْزَىٰ (19)
و حال آنکه هيچ کس بر وي حق نعمت ندارد تا به پاداش آن بدهد. (19)
إِلَّا ابْتِغَاءَ وَجْهِ رَبِّهِ الْأَعْلَىٰ (20)
(او احسان نکند) جز در طلب رضاي خداي خود که برتر و بالاترين موجودات است. (20)
وَلَسَوْفَ يَرْضَىٰ (21)
و البته (در بهشت آخرت به آن نعمتهاي ابدي) خشنود خواهد گرديد. (21)
سوره 93

سوره مبارکه الضحى

 
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِيمِ
به نام خداوند بخشنده مهربان
وَالضُّحَىٰ (1)
قسم به روز روشن (يا هنگام ظهر آن). (1)
وَاللَّيْلِ إِذَا سَجَىٰ (2)
و قسم به شب به هنگام آرامش آن. (2)
مَا وَدَّعَكَ رَبُّكَ وَمَا قَلَىٰ (3)
که خداي تو هيچ گاه تو را ترک نگفته و بر تو خشم ننموده است (چهل روز بر رسول وحي نيامد، دشمنان به طعنه گفتند: خدا از محمد قهر کرده. اين آيه رد بر آنهاست). (3)
وَلَلْآخِرَةُ خَيْرٌ لَكَ مِنَ الْأُولَىٰ (4)
و البته عالم آخرت براي تو بسي بهتر از نشأه دنياست. (4)
وَلَسَوْفَ يُعْطِيكَ رَبُّكَ فَتَرْضَىٰ (5)
و پروردگار تو به زودي به تو چندان عطا کند که تو راضي شوي (در دنيا نصرت و در آخرت مقام شفاعت به تو بخشد). (5)
أَلَمْ يَجِدْكَ يَتِيمًا فَآوَىٰ (6)
آيا خدا تو را يتيمي نيافت که در پناه خود جاي داد؟ (6)
وَوَجَدَكَ ضَالًّا فَهَدَىٰ (7)
و تو را (در بيابان مکه) ره گم کرده و حيران يافت (در طفوليت که حليمه دايه‌ات آورد تا به جدّت عبد المطّلب سپارد در راه مکه گم شدي، حليمه و عبد المطلب سخت پريشان شدند و خدا زود آنها را به تو) ره نمايي کرد. (7)
وَوَجَدَكَ عَائِلًا فَأَغْنَىٰ (8)
و باز تو را فقير (الي الله) يافت (به دولت نبوت) توانگر کرد (و نعمت رسالت عطا نمود). (8)
فَأَمَّا الْيَتِيمَ فَلَا تَقْهَرْ (9)
پس تو هم يتيم را هرگز ميازار. (9)
وَأَمَّا السَّائِلَ فَلَا تَنْهَرْ (10)
و فقير و گداي سائل را به زجر مران. (10)
وَأَمَّا بِنِعْمَةِ رَبِّكَ فَحَدِّثْ (11)
و اما نعمت پروردگارت را (که مقام نبوت و تقرب کامل به خدا يافتي، بر امت) باز گو. (11)
سوره 94

سوره مبارکه الشرح

 
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِيمِ
به نام خداوند بخشنده مهربان
أَلَمْ نَشْرَحْ لَكَ صَدْرَكَ (1)
(اي رسول گرامي) آيا ما تو را (به نعمت حکمت و رسالت) شرح صدر (و بلندي همّت) عطا نکرديم؟ (1)
وَوَضَعْنَا عَنْكَ وِزْرَكَ (2)
و بار سنگين (گناه) را (به اعطاي مقام عصمت) از تو برداشتيم. (2)
الَّذِي أَنْقَضَ ظَهْرَكَ (3)
در صورتي که آن بار سنگين ممکن بود پشت تو را گران دارد. (3)
وَرَفَعْنَا لَكَ ذِكْرَكَ (4)
و نام نکوي تو را (به رغم دشمنان، در عالم) بلند کرديم. (4)
فَإِنَّ مَعَ الْعُسْرِ يُسْرًا (5)
پس (بدان که به لطف خدا) با هر سختي البته آساني هست. (5)
إِنَّ مَعَ الْعُسْرِ يُسْرًا (6)
و با هر سختي البته آساني هست. (6)
فَإِذَا فَرَغْتَ فَانْصَبْ (7)
پس چون از نماز و طاعت پرداختي براي دعا همت مصروف دار. (7)
وَإِلَىٰ رَبِّكَ فَارْغَبْ (8)
و به سوي خداي خود هميشه متوجه و مشتاق باش. (8)
صفحه آخرصفحه بعدصفحه 596صفحه قبلصفحه اول
(کلمات داخل پرانتز توسط مترجم اضافه شده)


انتخاب ترجمهانتخاب سورهبرو به صفحه 

اندیشه پاک
بوی گل و بانگ مرغ برخاست هنگام نشاط و روز صحراست
ما را سر باغ و بوستان نیست هر جا که تویی تفرج آن جاست *
گویند نظر به روی خوبان نَهیَست نه این نظر که ما راست **
چشم چپ خویشتن برآرم تا چشم نبیندت بجز راست
هر آدمیی که مُهر مهرت # در وی نگرفت سنگ خاراست
نالیدن بی‌حساب سعدی ## گویند خلاف رای داناست
از ورطه ما خبر ندارد *# آسوده که بر کنار دریاست

* سعدی در شعر دیگری همین معنی را میگوید که
هر کس به تماشایی رفتند به صحرایی، ما را که تو منظوری خاطر نرود جایی
** حافظ هم درباره نظربازی عرفا (قبلا نیز به آن اشاره شده منظور دیدن آثار روی زیبای خداست) اینگونه میگوید
در نظربازیِ ما بی‌خبران حیران‌اند، من چُنین‌ام که نمودم؛ دگر ایشان دانند
# و سعدی اینجا تاکید میکند که هرکس این زیبایی های وجود را ببیند و پی به وجود آن زیبا نبرد او سنگدل شده و از مرتبه آدم بودن دور گشته
## سعدی از عشق گفتن های خود را که مورد طعنه عاقلان زمانش بوده بیان میکند که مشکل را از دنیای متفاوت آنها میداند که در اصطلاح عرفانی آنها در باغ نیستند و خبر از دنیای داخل باغ معرفت ندارند
*# که به آنها گاه میگوید ما کجاییم در این بحر تفکر تو کجایی و طبیعتا او که آسوده بر ساحل عقل خام خود نشسته از حال عاشق غرق شده در دریای تفکر خبر ندارد
برای همین درجایی بجای ورطه از غرقه نیز استفاده شده که در معنی تغییر چندانی ایجاد نمیکند
664662مشاهده متن کاملسعدی شیرازی (2019/03/19-02:30)




زیبایی ، حقیقت ، خوبی
سازمان محک - موسسه خیریه حمایت از کودکان مبتلا به سرطان زیبایی ، حقیقت ، خوبی