فرهنگ (هنر ، شعر ، ادبیات و ...) همه برای ترویج زیبایی ، دانایی و خوبی هستند

زیبایی و دانایی هر دو خوب هستند و خوب بودن برای همه ممکن است. خوب و شاد باشید

صفحه اصلی >> Cultural Part - بخش فرهنگي >> قرآن ترجمه فولادوند

قرآن ترجمه فولادوند

سوره 50

سوره مبارکه ق

صفحه 520
وَكَمْ أَهْلَكْنَا قَبْلَهُمْ مِنْ قَرْنٍ هُمْ أَشَدُّ مِنْهُمْ بَطْشًا فَنَقَّبُوا فِي الْبِلَادِ هَلْ مِنْ مَحِيصٍ (36)
و چقدر طوايفي را پيش از اينان ما هلاک کرديم که با قهر و قوّت‌تر از اينان بودند و در هر ديار راه جستند. آيا هيچ راه نجاتي يافتند؟ (36)
إِنَّ فِي ذَٰلِكَ لَذِكْرَىٰ لِمَنْ كَانَ لَهُ قَلْبٌ أَوْ أَلْقَى السَّمْعَ وَهُوَ شَهِيدٌ (37)
در اين هلاک پيشينيان پند و تذکر است آن را که قلب هوشياري داشته باشد يا گوش فرا دهد و توجه کامل کند و گواهي دهد. (37)
وَلَقَدْ خَلَقْنَا السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ وَمَا بَيْنَهُمَا فِي سِتَّةِ أَيَّامٍ وَمَا مَسَّنَا مِنْ لُغُوبٍ (38)
و همانا ما آسمانها و زمين و آنچه بين آنهاست همه را در شش روز آفريديم و هيچ رنج و خستگي به ما نرسيد. (38)
فَاصْبِرْ عَلَىٰ مَا يَقُولُونَ وَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ قَبْلَ طُلُوعِ الشَّمْسِ وَقَبْلَ الْغُرُوبِ (39)
پس تو (اي رسول) بر آنچه مي‌گويند (و مي‌کنند از آزار و تکذيب) صبر کن (تا ما آنها را کيفر دهيم) و به حمد و ستايش خدايت تسبيح‌گو پيش از طلوع خورشيد (به نماز صبح) و پيش از غروب آن (به نماز ظهر و عصر). (39)
وَمِنَ اللَّيْلِ فَسَبِّحْهُ وَأَدْبَارَ السُّجُودِ (40)
و باز برخي از شب را (به نماز مغرب و عشاء) و هم در عقب سجده‌ها به تسبيح خدا پرداز. (40)
وَاسْتَمِعْ يَوْمَ يُنَادِ الْمُنَادِ مِنْ مَكَانٍ قَرِيبٍ (41)
و به نداي منادي حق (اسرافيل) روزي که از مکان نزديک (مردگان را براي زنده شدن) ندا کند گوش فرا دار (که هم اکنون به گوش دلت نداي او را بشنوي). (41)
يَوْمَ يَسْمَعُونَ الصَّيْحَةَ بِالْحَقِّ ۚ ذَٰلِكَ يَوْمُ الْخُرُوجِ (42)
روزي که خلق آن صيحه به حق را بشنوند آن روز هنگام خروج (از قبرها) است. (42)
إِنَّا نَحْنُ نُحْيِي وَنُمِيتُ وَإِلَيْنَا الْمَصِيرُ (43)
البته ما خلق را زنده ساخته و مي‌ميرانيم و بازگشت همه به سوي ماست. (43)
يَوْمَ تَشَقَّقُ الْأَرْضُ عَنْهُمْ سِرَاعًا ۚ ذَٰلِكَ حَشْرٌ عَلَيْنَا يَسِيرٌ (44)
روزي که زمين از (احاطه بر) آنها بشکافد و همه (به عرصه قيامت) بشتابند و اين جمع‌آوري خلق بر ما سهل و آسان باشد. (44)
نَحْنُ أَعْلَمُ بِمَا يَقُولُونَ ۖ وَمَا أَنْتَ عَلَيْهِمْ بِجَبَّارٍ ۖ فَذَكِّرْ بِالْقُرْآنِ مَنْ يَخَافُ وَعِيدِ (45)
ما به گفتار مردم (مغرض نادان) داناتريم و تو بر آن مردم، جبّار و مسلّط نيستي (تو رسول حقّي) پس آن کس را که از وعده عذاب قيامت من ترسان است به آيات قرآن متذکر ساز. (45)
سوره 51

سوره مبارکه الذاريات

 
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِيمِ
به نام خداوند بخشنده مهربان
وَالذَّارِيَاتِ ذَرْوًا (1)
قسم به نفس بادهاي عالم که (به امر حق بذرافشاني کنند و تخم نباتات را به هر جا) نيکو بپرا کنند. (1)
فَالْحَامِلَاتِ وِقْرًا (2)
قسم به ابرها که بار سنگين (باران را به امر حق) به دوش گيرند (تا به هر جا مأمورند فرو بارند). (2)
فَالْجَارِيَاتِ يُسْرًا (3)
قسم به کشتي‌ها که آسان (به روي آب) روان شوند. (3)
فَالْمُقَسِّمَاتِ أَمْرًا (4)
قسم به فرشتگان که کار جهانيان را (به اذن خدا) قسمت کنند. (4)
إِنَّمَا تُوعَدُونَ لَصَادِقٌ (5)
قسم به اينان که آنچه شما را وعده دادند همه صدق و حقيقت است. (5)
وَإِنَّ الدِّينَ لَوَاقِعٌ (6)
و البته جزاي اعمال، روزي واقع خواهد گرديد. (6)
صفحه آخرصفحه بعدصفحه 520صفحه قبلصفحه اول
(کلمات داخل پرانتز توسط مترجم اضافه شده)


انتخاب ترجمهانتخاب سورهبرو به صفحه 

اندیشه پاک
بوی گل و بانگ مرغ برخاست هنگام نشاط و روز صحراست
ما را سر باغ و بوستان نیست هر جا که تویی تفرج آن جاست *
گویند نظر به روی خوبان نَهیَست نه این نظر که ما راست **
چشم چپ خویشتن برآرم تا چشم نبیندت بجز راست
هر آدمیی که مُهر مهرت # در وی نگرفت سنگ خاراست
نالیدن بی‌حساب سعدی ## گویند خلاف رای داناست
از ورطه ما خبر ندارد *# آسوده که بر کنار دریاست

* سعدی در شعر دیگری همین معنی را میگوید که
هر کس به تماشایی رفتند به صحرایی، ما را که تو منظوری خاطر نرود جایی
** حافظ هم درباره نظربازی عرفا (قبلا نیز به آن اشاره شده منظور دیدن آثار روی زیبای خداست) اینگونه میگوید
در نظربازیِ ما بی‌خبران حیران‌اند، من چُنین‌ام که نمودم؛ دگر ایشان دانند
# و سعدی اینجا تاکید میکند که هرکس این زیبایی های وجود را ببیند و پی به وجود آن زیبا نبرد او سنگدل شده و از مرتبه آدم بودن دور گشته
## سعدی از عشق گفتن های خود را که مورد طعنه عاقلان زمانش بوده بیان میکند که مشکل را از دنیای متفاوت آنها میداند که در اصطلاح عرفانی آنها در باغ نیستند و خبر از دنیای داخل باغ معرفت ندارند
*# که به آنها گاه میگوید ما کجاییم در این بحر تفکر تو کجایی و طبیعتا او که آسوده بر ساحل عقل خام خود نشسته از حال عاشق غرق شده در دریای تفکر خبر ندارد
برای همین درجایی بجای ورطه از غرقه نیز استفاده شده که در معنی تغییر چندانی ایجاد نمیکند
664662مشاهده متن کاملسعدی شیرازی (2019/03/19-02:30)




زیبایی ، حقیقت ، خوبی
سازمان محک - موسسه خیریه حمایت از کودکان مبتلا به سرطان زیبایی ، حقیقت ، خوبی