فرهنگ (هنر ، شعر ، ادبیات و ...) همه برای ترویج زیبایی ، دانایی و خوبی هستند

زیبایی و دانایی هر دو خوب هستند و خوب بودن برای همه ممکن است. خوب و شاد باشید

صفحه اصلی >> Cultural Part - بخش فرهنگي >> قرآن ترجمه الهی قمشه ای

قرآن ترجمه الهی قمشه ای

سوره 24

سوره مبارکه النور

صفحه 350
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِيمِ
به نام خداوند بخشنده مهربان
سُورَةٌ أَنْزَلْنَاهَا وَفَرَضْنَاهَا وَأَنْزَلْنَا فِيهَا آيَاتٍ بَيِّنَاتٍ لَعَلَّكُمْ تَذَكَّرُونَ (1)
اين سوره اى است که آن را فرو فرستاديم و عمل به احکامى را که در آن بيان شده است واجب کرديم و در آن آياتى فرو فرستاديم که بيانگر معارف الهى است; باشد که شما آنها را فراگيريد و به خاطر داشته باشيد . (1)
الزَّانِيَةُ وَالزَّانِي فَاجْلِدُوا كُلَّ وَاحِدٍ مِنْهُمَا مِائَةَ جَلْدَةٍ ۖ وَلَا تَأْخُذْكُمْ بِهِمَا رَأْفَةٌ فِي دِينِ اللَّهِ إِنْ كُنْتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ ۖ وَلْيَشْهَدْ عَذَابَهُمَا طَائِفَةٌ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ (2)
زن و مرد زناکننده را ، به هر يک از آنها صد تازيانه بزنيد ، و اگر به خدا و روز آخرت ايمان داريد نبايد مهربانى و دلسوزى به آن دو شما را فراگيرد و در کيفرشان سستى به خرج دهيد ، که اين سهل انگارى در دين و بى اعتنايى به قانون خداست ، و بايد گروهى از مؤمنان در صحنه کيفر حضور داشته باشند و عقوبت آنان را نظاره کنند . (2)
الزَّانِي لَا يَنْكِحُ إِلَّا زَانِيَةً أَوْ مُشْرِكَةً وَالزَّانِيَةُ لَا يَنْكِحُهَا إِلَّا زَانٍ أَوْ مُشْرِكٌ ۚ وَحُرِّمَ ذَٰلِكَ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ (3)
مرد زناکارى که حد بر او جارى شده و توبه نکرده است ، جز با زنى زناکار يا مشرک ازدواج نمى کند ، و زن زناکارى که حد خورده و توبه نکرده است ، او را جز مردى زناکار يا مشرک به همسرى نمى گيرد ، و اين ازدواج بر مؤمنان حرام گرديده است . (3)
وَالَّذِينَ يَرْمُونَ الْمُحْصَنَاتِ ثُمَّ لَمْ يَأْتُوا بِأَرْبَعَةِ شُهَدَاءَ فَاجْلِدُوهُمْ ثَمَانِينَ جَلْدَةً وَلَا تَقْبَلُوا لَهُمْ شَهَادَةً أَبَدًا ۚ وَأُولَٰئِكَ هُمُ الْفَاسِقُونَ (4)
و کسانى که زنان پاکدامن را به زنا متهم مى کنند ، سپس چهار مرد را بر درستى گفته خويش شاهد نمى آورند ، هشتاد تازيانه به آنان بزنيد و هرگز شهادتشان را در هيچ امرى نپذيريد که اينان فاسقند . (4)
إِلَّا الَّذِينَ تَابُوا مِنْ بَعْدِ ذَٰلِكَ وَأَصْلَحُوا فَإِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ (5)
مگر کسانى که پس از اجراى حد توبه کنند و کارهاى خود را اصلاح نمايند ، که اينان ديگر فاسق به شمار نمى آيند و شهادتشان پذيرفته مى شود ، چرا که خداوند آمرزنده گناهان و رحمت آورنده بر توبه کنندگان است . (5)
وَالَّذِينَ يَرْمُونَ أَزْوَاجَهُمْ وَلَمْ يَكُنْ لَهُمْ شُهَدَاءُ إِلَّا أَنْفُسُهُمْ فَشَهَادَةُ أَحَدِهِمْ أَرْبَعُ شَهَادَاتٍ بِاللَّهِ ۙ إِنَّهُ لَمِنَ الصَّادِقِينَ (6)
و مردانى که همسران خود را به زنا متهم مى کنند ، و بر درستى دعوايشان گواهانى جز خويشتن ندارند ، شهادت هر يک از آنان چهار مرتبه است که در هر مرتبه خدا را گواه مى گيرد که در نسبتى که به همسرش مى دهد از راستگويان است . (6)
وَالْخَامِسَةُ أَنَّ لَعْنَتَ اللَّهِ عَلَيْهِ إِنْ كَانَ مِنَ الْكَاذِبِينَ (7)
و پنجمين گواهى او اين است که لعنت خدا بر او باد اگر از دروغگويان باشد . (7)
وَيَدْرَأُ عَنْهَا الْعَذَابَ أَنْ تَشْهَدَ أَرْبَعَ شَهَادَاتٍ بِاللَّهِ ۙ إِنَّهُ لَمِنَ الْكَاذِبِينَ (8)
بدين طريق اتهام شوهر به همسر خود ثابت مى شود . و کيفر زنا بر او مقرر مى گردد; و اين کيفر را از او برمى دارد اين که چهار مرتبه خدا را گواه گيرد که شوهرش از دروغگويان است ، (8)
وَالْخَامِسَةَ أَنَّ غَضَبَ اللَّهِ عَلَيْهَا إِنْ كَانَ مِنَ الصَّادِقِينَ (9)
و پنجمين بار گواهى دهد که خشم خدا بر او باد اگر شوهرش از راستگويان باشد . (9)
وَلَوْلَا فَضْلُ اللَّهِ عَلَيْكُمْ وَرَحْمَتُهُ وَأَنَّ اللَّهَ تَوَّابٌ حَكِيمٌ (10)
و اگر نه اين بود که فضل و رحمت خدا در پرتو دين شامل حال شماست و خداوند توبه پذير و کارهايش براساس حکمت است ، قطعاً تيره بختى شما را فرو مى گرفت و گناه ، شما را تباه مى ساخت و نظام زندگى تان از هم مى گسست . (10)
صفحه آخرصفحه بعدصفحه 350صفحه قبلصفحه اول
(کلمات داخل پرانتز توسط مترجم اضافه شده)


انتخاب ترجمهانتخاب سورهبرو به صفحه 

اندیشه پاک
هزار جهد بکردم که سر عشق بپوشم نبود بر سر آتش مُیسّرم که نجوشم
به هوش بودم از اول که دل به کس نسپارم شمایل تو بدیدم نه عقل ماند و نه هوشم *
حکایتی ز دهانت به گوش جان من آمد دگر نصیحت مردم حکایتست به گوشم
مرا به هیچ بدادی و من هنوز بر آنم که از وجود تو مویی به عالمی نفروشم
به راه بادیه رفتن به از نشستن باطل که گر مراد نیابم به قدر وسع بکوشم **
* سعدی هم مثل جامی که می فرماید:
دلی کو عاشق خوبان دلجوست، اگر داند وگر نی عاشق اوست
اشاره به این دارد که هرجا عشق پدید آید بخاطر مشاهده جمال و جلوه ای از آن یگانه بوجود آمده و عشق از اوست که سعدی می فرماید: "هوشیار بودم و حواس جمع که دل به کس نسپارم و عاشق نشوم که تاوان و دردسر دارد ولی چون جلوه ای از جمال تو و شمایل تو را دیدم دگر عاقلی رها کردم و از هوشیاری گذشتم"

** این همان سخن حافظ هست که می فرماید:
گر چه وصالش نه به کوشش دهند، هر قدر ای دل که توانی بکوش
و همینطور مولانا می فرماید:
دوست دارد یار این آشفتگی، کوشش بیهوده به از خفتگی
درک عشق به خداوند برای عوام دشوار است و دیده شده برخی عوام یک بیت و مصرع شعر سعدی را انتخاب کردند و عشق در شعر عارف بزرگی چون سعدی را با تصور خام خود از عشق مقایسه کردند و در رابطه آن حکیم دوران پیش داوری نمودند اینجا لازم است که اشاره کنم مثلا عطار علیه عوام بسیار سخن گفته چرا که عوام با خامی هم به خود و هم دیگران صدمه می زنند چون عوام همه چیز را سهل و ساده می خواهند بنابر این سختی راه عشقی که عرفا پشت سر گذاشته اند را نرفته اند که بخواهند معنای عشق در سخن آنان را دریابند
از این رو نقد و طعنه عوام و افراد بی معرفت بر شعر عارف همچون سخن کودکان نسبت به اساتید علم و ادب و هنر است چون در حالی که عارف چون ماهی غرق در وجود و عشق خداست عامی خدا را حاکمی در دورترین نقاط آسمان تصور می کند و طبیعی است که عشق او را درک نکند چراکه عامی از آن حاکم می ترسد در حالی که عارف از بی توجهی و از دست دادن مهر او می ترسد
عامی و بی معرفت بودن هیچ ارتباطی با سن و جنسیت و محل تولد و ... ندارد البته انتظار این است که افراد مسن پخته تر باشند ولی این در بسیاری از موارد صادق نیست برای همین سعدی فرموده
ای که پنجاه رفت و در خوابی، مگر این پنج روزه دریابی
حکمت پیر شدن تدریجی بدن انسان در این است که به او یادآوری شود از جوانی و خامی گذر کن تو برای فتح جهان به اینجا نیامدی که کل جهان بی عشق به هیچ نمی ارزد
همان بهتر که هم در عشق پیچیم، که بی این گفت و گو هیچیم هیچیم (جامی)
و این را حافظ اینگونه می گوید "جهان و کار جهان جمله هیچ در هیچ است" و جالب اینجاست که باز عوام مثلا این بیت شعر حافظ را گرفته و به او انگ پوچ گرایی و نهیلیست می زنند که دور باد از دامن حافظ حقیقی قرآن چنین ننگی که آن بزرگوار جهان را هیچ گفته و نه عشق جاوید و انسانیت را
وقتی سعدی می گوید "به قدر وسع بکوش" منظورش تلاش برای فتح جهان نیست منظور تلاش برای پاسخ به اصلی ترین سوالات بشر است یعنی
زکجا آمده ام؟، آمدنم بهر چه بود؟،به کجا می روم؟ آخر...
582580مشاهده متن کاملسعدی شیرازی (2018/01/16-02:30)




زیبایی ، حقیقت ، خوبی
سازمان محک - موسسه خیریه حمایت از کودکان مبتلا به سرطان زیبایی ، حقیقت ، خوبی