فرهنگ (هنر ، شعر ، ادبیات و ...) همه برای ترویج زیبایی ، دانایی و خوبی هستند

زیبایی و دانایی هر دو خوب هستند و خوب بودن برای همه ممکن است. خوب و شاد باشید

صفحه اصلی >> Cultural Part - بخش فرهنگي >> قرآن ترجمه الهی قمشه ای

قرآن ترجمه الهی قمشه ای

سوره 44

سوره مبارکه الدخان

صفحه 496
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِيمِ
به نام خداوند بخشنده مهربان
حم (1)
حا ، ميم . (1)
وَالْكِتَابِ الْمُبِينِ (2)
سوگند به اين کتاب روشنگر ، (2)
إِنَّا أَنْزَلْنَاهُ فِي لَيْلَةٍ مُبَارَكَةٍ ۚ إِنَّا كُنَّا مُنْذِرِينَ (3)
که ما آن را در شبى پربرکت ( شب قدر ) فرو فرستاديم ، چرا که ما همواره با فرستادن وحى به سوى پيامبران ، مردم را هشدار داده ايم . (3)
فِيهَا يُفْرَقُ كُلُّ أَمْرٍ حَكِيمٍ (4)
در آن شب هر امر سربسته و مجملى که حدود آن نامشخص است باز و مشخص مى گردد و قرآن نيز در چنين شبى از مرحله اجمال به مرحله تفصيل درآمده است . (4)
أَمْرًا مِنْ عِنْدِنَا ۚ إِنَّا كُنَّا مُرْسِلِينَ (5)
آرى ، قرآن به فرمانى از جانب ما فرود آمد ، چرا که سنّت ما بر فرستادن پيامبران و ابلاغ وحى به آنان بوده است . (5)
رَحْمَةً مِنْ رَبِّكَ ۚ إِنَّهُ هُوَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ (6)
قرآن نازل شد تا از جانب پروردگارت رحمتى براى مردم باشد; به يقين اوست که شنونده درخواست بندگان و دانا به نيازهاى آنان است . (6)
رَبِّ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَمَا بَيْنَهُمَا ۖ إِنْ كُنْتُمْ مُوقِنِينَ (7)
همان پروردگار آسمان ها و زمين و آنچه ميان آنهاست . اهل يقين اين حقيقت را دريافته اند . شما هم اگر اهل يقين باشيد آن را درخواهيد يافت . (7)
لَا إِلَٰهَ إِلَّا هُوَ يُحْيِي وَيُمِيتُ ۖ رَبُّكُمْ وَرَبُّ آبَائِكُمُ الْأَوَّلِينَ (8)
هيچ معبودى جز او نيست . همواره حيات مى بخشد و مى ميراند . پروردگار شما و پروردگار پدران نخستين شماست . (8)
بَلْ هُمْ فِي شَكٍّ يَلْعَبُونَ (9)
کفرپيشگان قريش ، به قرآن و رسالت پيامبر ايمان نمى آورند ، بلکه از آن در شک و ترديد به سر مى برند و با پرداختن به امور دنيا به بازى سرگرمند . (9)
فَارْتَقِبْ يَوْمَ تَأْتِي السَّمَاءُ بِدُخَانٍ مُبِينٍ (10)
پس در انتظار روزى باش که آسمان دودى آشکار برآورَد; (10)
يَغْشَى النَّاسَ ۖ هَٰذَا عَذَابٌ أَلِيمٌ (11)
دودى که اين مردم را فرا مى گيرد و مردم در آن روز مى گويند : اين عذابى است دردناک . (11)
رَبَّنَا اكْشِفْ عَنَّا الْعَذَابَ إِنَّا مُؤْمِنُونَ (12)
پروردگارا ، اين عذاب را از ما بگردان که ما ايمان مى آوريم . (12)
أَنَّىٰ لَهُمُ الذِّكْرَىٰ وَقَدْ جَاءَهُمْ رَسُولٌ مُبِينٌ (13)
از کجا آنان متذکّر مى شوند و به حق اعتراف مى کنند ، در حالى که پيامبرى به سويشان آمد که درستىِ رسالتش آشکار بود . (13)
ثُمَّ تَوَلَّوْا عَنْهُ وَقَالُوا مُعَلَّمٌ مَجْنُونٌ (14)
ولى از او روى برتافتند و گفتند : او آموزش ديده و او عقل خود را از دست داده است . (14)
إِنَّا كَاشِفُو الْعَذَابِ قَلِيلًا ۚ إِنَّكُمْ عَائِدُونَ (15)
ما اين عذاب را براى زمانى کوتاه از شما برمى داريم ولى در آخرت به سوى عذاب باز خواهيد گشت ، (15)
يَوْمَ نَبْطِشُ الْبَطْشَةَ الْكُبْرَىٰ إِنَّا مُنْتَقِمُونَ (16)
در روزى که آنان را با آن گرفتنِ بزرگ بگيريم . ما قطعاً از آنان انتقام خواهيم گرفت . (16)
۞ وَلَقَدْ فَتَنَّا قَبْلَهُمْ قَوْمَ فِرْعَوْنَ وَجَاءَهُمْ رَسُولٌ كَرِيمٌ (17)
و به يقين ، پيش از آنان قوم فرعون را آزموديم ، بدين طريق که پيامبرى بزرگوار برايشان آمد ، (17)
أَنْ أَدُّوا إِلَيَّ عِبَادَ اللَّهِ ۖ إِنِّي لَكُمْ رَسُولٌ أَمِينٌ (18)
با اين پيام که : بنى اسرائيل را که بندگان خدايند به من بسپاريد ، زيرا من براى شما فرستاده اى امينم و نمى خواهم به کمک آنان بر شما شورش کنم . (18)
صفحه آخرصفحه بعدصفحه 496صفحه قبلصفحه اول
(کلمات داخل پرانتز توسط مترجم اضافه شده)


انتخاب ترجمهانتخاب سورهبرو به صفحه 

اندیشه پاک
بوی گل و بانگ مرغ برخاست هنگام نشاط و روز صحراست
ما را سر باغ و بوستان نیست هر جا که تویی تفرج آن جاست *
گویند نظر به روی خوبان نَهیَست نه این نظر که ما راست **
چشم چپ خویشتن برآرم تا چشم نبیندت بجز راست
هر آدمیی که مُهر مهرت # در وی نگرفت سنگ خاراست
نالیدن بی‌حساب سعدی ## گویند خلاف رای داناست
از ورطه ما خبر ندارد *# آسوده که بر کنار دریاست

* سعدی در شعر دیگری همین معنی را میگوید که
هر کس به تماشایی رفتند به صحرایی، ما را که تو منظوری خاطر نرود جایی
** حافظ هم درباره نظربازی عرفا (قبلا نیز به آن اشاره شده منظور دیدن آثار روی زیبای خداست) اینگونه میگوید
در نظربازیِ ما بی‌خبران حیران‌اند، من چُنین‌ام که نمودم؛ دگر ایشان دانند
# و سعدی اینجا تاکید میکند که هرکس این زیبایی های وجود را ببیند و پی به وجود آن زیبا نبرد او سنگدل شده و از مرتبه آدم بودن دور گشته
## سعدی از عشق گفتن های خود را که مورد طعنه عاقلان زمانش بوده بیان میکند که مشکل را از دنیای متفاوت آنها میداند که در اصطلاح عرفانی آنها در باغ نیستند و خبر از دنیای داخل باغ معرفت ندارند
*# که به آنها گاه میگوید ما کجاییم در این بحر تفکر تو کجایی و طبیعتا او که آسوده بر ساحل عقل خام خود نشسته از حال عاشق غرق شده در دریای تفکر خبر ندارد
برای همین درجایی بجای ورطه از غرقه نیز استفاده شده که در معنی تغییر چندانی ایجاد نمیکند
664662مشاهده متن کاملسعدی شیرازی (2019/03/19-02:30)




زیبایی ، حقیقت ، خوبی
سازمان محک - موسسه خیریه حمایت از کودکان مبتلا به سرطان زیبایی ، حقیقت ، خوبی