فرهنگ (هنر ، شعر ، ادبیات و ...) همه برای ترویج زیبایی ، دانایی و خوبی هستند

زیبایی و دانایی هر دو خوب هستند و خوب بودن برای همه ممکن است. خوب و شاد باشید

صفحه اصلی >> Cultural Part - بخش فرهنگي >> قرآن ترجمه الهی قمشه ای

قرآن ترجمه الهی قمشه ای

سوره 64

سوره مبارکه التغابن

صفحه 556
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِيمِ
به نام خداوند بخشنده مهربان
يُسَبِّحُ لِلَّهِ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الْأَرْضِ ۖ لَهُ الْمُلْكُ وَلَهُ الْحَمْدُ ۖ وَهُوَ عَلَىٰ كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ (1)
آنچه در آسمان ها و آنچه در زمين است خدا را تسبيح مى گويند و او را به پاکى و پيراستگى از هر عيب و نقصى ياد مى کنند . فرمانروايى جهان هستى از آنِ اوست و ستايش نيز همه از آنِ اوست و او بر هر کارى تواناست . (1)
هُوَ الَّذِي خَلَقَكُمْ فَمِنْكُمْ كَافِرٌ وَمِنْكُمْ مُؤْمِنٌ ۚ وَاللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِيرٌ (2)
اوست آن که شما را آفريد ، پس شما دو گروه شديد ، گروهى از شما کافر و گروهى از شما مؤمنند ، و خدا به آنچه انجام مى دهيد بيناست . (2)
خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ بِالْحَقِّ وَصَوَّرَكُمْ فَأَحْسَنَ صُوَرَكُمْ ۖ وَإِلَيْهِ الْمَصِيرُ (3)
آسمان ها و زمين را به حق ( براى هدفى پايدار ) آفريد و به شما صورت بخشيد و اندام و قواى شما را متناسب با هدف آفرينش نيکو بياراست ، و بازگشت همگان به سوى اوست . (3)
يَعْلَمُ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَيَعْلَمُ مَا تُسِرُّونَ وَمَا تُعْلِنُونَ ۚ وَاللَّهُ عَلِيمٌ بِذَاتِ الصُّدُورِ (4)
از آنچه در آسمان ها و زمين است ( از جمله اجزاى پراکنده مردگان ) با خبر است ، و آنچه را پنهان مى داريد و آنچه را آشکار مى سازيد همه را مى داند ، و خدا به رازهاى نهفته در سينه ها به خوبى داناست . (4)
أَلَمْ يَأْتِكُمْ نَبَأُ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ قَبْلُ فَذَاقُوا وَبَالَ أَمْرِهِمْ وَلَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ (5)
آيا خبر کسانى که پيش از اين کفر ورزيدند و وزر و وبال کارشان را در همين جهان چشيدند به شما مشرکان ، نرسيده است ؟ آنان در آخرت نيز عذابى دردناک خواهند داشت . (5)
ذَٰلِكَ بِأَنَّهُ كَانَتْ تَأْتِيهِمْ رُسُلُهُمْ بِالْبَيِّنَاتِ فَقَالُوا أَبَشَرٌ يَهْدُونَنَا فَكَفَرُوا وَتَوَلَّوْا ۚ وَاسْتَغْنَى اللَّهُ ۚ وَاللَّهُ غَنِيٌّ حَمِيدٌ (6)
اين فرجام شوم بدان سبب بود که پيامبرانشان با دليل هايى روشن به سويشان مى آمدند ولى آنان مى گفتند : آيا آدميانى که هيچ امتيازى بر ما ندارند ما را هدايت مى کنند ؟ پس کافر شدند و روى برتافتند و گمان کردند که خدا به وجودشان نيازمند است و آنان را هلاک نمى کند ، در صورتى که خدا از آنان بى نياز بود ، و خدا از همه چيز بى نياز است و بر کارهايش که همه زيباست ستايش مى شود . (6)
زَعَمَ الَّذِينَ كَفَرُوا أَنْ لَنْ يُبْعَثُوا ۚ قُلْ بَلَىٰ وَرَبِّي لَتُبْعَثُنَّ ثُمَّ لَتُنَبَّؤُنَّ بِمَا عَمِلْتُمْ ۚ وَذَٰلِكَ عَلَى اللَّهِ يَسِيرٌ (7)
کسانى که کافر شدند ، پنداشتند که هرگز از گورها برانگيخته نمى شوند . بگو : چرا ، به پروردگارم سوگند که قطعاً برانگيخته خواهيد شد ، سپس شما را به حقيقت و پى آمدهاى ناگوار آنچه کرده ايد آگاه خواهند ساخت ، و اين بر خدا آسان است . (7)
فَآمِنُوا بِاللَّهِ وَرَسُولِهِ وَالنُّورِ الَّذِي أَنْزَلْنَا ۚ وَاللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ خَبِيرٌ (8)
پس به خدا و فرستاده اش محمّد و به قرآنِ روشنى بخش که ما آن را فرو فرستاده ايم ايمان بياوريد ، و خدا به آنچه مى کنيد آگاه است و شما را به آن سزا مى دهد . (8)
يَوْمَ يَجْمَعُكُمْ لِيَوْمِ الْجَمْعِ ۖ ذَٰلِكَ يَوْمُ التَّغَابُنِ ۗ وَمَنْ يُؤْمِنْ بِاللَّهِ وَيَعْمَلْ صَالِحًا يُكَفِّرْ عَنْهُ سَيِّئَاتِهِ وَيُدْخِلْهُ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا أَبَدًا ۚ ذَٰلِكَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ (9)
در روزى برانگيخته مى شويد که خدا شما را در آن روز که روزِ جمع شدن همگان است ، براى داورى گرد مى آورد . آن روز روزِ آشکار شدن زيان ها و نيرنگ هايى است که مردمان به يکديگر زده اند . و هر کس به خدا ايمان بياورد و کارى شايسته کند ، خدا بدى هاى او را از او مى زدايد و او را به بوستان هاى پردرخت که نهرها از زير آنها روان است درمى آورَد ، در حالى که براى هميشه در آن جاودانه اند . اين است سعادت بزرگ . (9)
صفحه آخرصفحه بعدصفحه 556صفحه قبلصفحه اول
(کلمات داخل پرانتز توسط مترجم اضافه شده)


انتخاب ترجمهانتخاب سورهبرو به صفحه 

اندیشه پاک
حاجیان آمدند با تعظیمشاکر از رحمت خدای رحیم
مر مرا در میان قافله بوددوستی مخلص و عزیز و کریم
گفتم او را «بگو که چون رستیزین سفر کردن به رنج و به بیم
عارف حق شدی و منکر خویشبه تو از معرفت رسید نسیم؟»
کردی از صدق و اعتقاد و یقینخویشی خویش را به حق تسلیم؟»
گفت « از این باب هر چه گفتی تومن ندانسته‌ام صحیح و سقیم»
گفتم «ای دوست پس نکردی حجنشدی در مقام محو مقیم
رفته‌ای مکه دیده، آمده بازمحنت بادیه خریده به سیم
گر تو خواهی که حج کنی، پس از ایناین چنین کن که کردمت تعلیم»
ناصرخسرو داستانی را تعریف می کند که حاجیان از سفر حج بازگشتند و او به استقبال دوستی در میان آنان می رود و از وی احوال حجش را جویا می شود که آیا به حقیقت حج رفته و یا ظاهرا فقط رفته مکه و بازگشته که به طور خلاصه به او می گوید آیا خود را قربانی امر خدا کردی که اگر نکردی حج نرفتی بلکه با زحمت و صرف هزینه رفته ای مکه را دیده ای و همچون قبل رفتنت باز گشته ای
مشاهده ابیات مرتبط با موضوع حج از سایر بزرگان نظیر: مولانا ، انصاری ، شیخ بهایی و نظامی
512510مشاهده متن کاملناصرخسرو




زیبایی ، حقیقت ، خوبی
سازمان محک - موسسه خیریه حمایت از کودکان مبتلا به سرطان زیبایی ، حقیقت ، خوبی