فرهنگ (هنر ، شعر ، ادبیات و ...) همه برای ترویج زیبایی ، دانایی و خوبی هستند

زیبایی و دانایی هر دو خوب هستند و خوب بودن برای همه ممکن است. خوب و شاد باشید

صفحه اصلی >> Cultural Part - بخش فرهنگي >> قرآن ترجمه الهی قمشه ای

قرآن ترجمه الهی قمشه ای

سوره 13

سوره مبارکه الرعد

صفحه 254
۞ مَثَلُ الْجَنَّةِ الَّتِي وُعِدَ الْمُتَّقُونَ ۖ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ ۖ أُكُلُهَا دَائِمٌ وَظِلُّهَا ۚ تِلْكَ عُقْبَى الَّذِينَ اتَّقَوْا ۖ وَعُقْبَى الْكَافِرِينَ النَّارُ (35)
وصف آن بهشتى که به تقواپيشگان وعده داده شده اين است که از زير درختان آن نهرها جارى است . ميوه آن هميشگى و سايه اش پايدار است . اين فرجام کسانى است که تقواپيشه بوده اند و فرجام کفرپيشگان آتش است . (35)
وَالَّذِينَ آتَيْنَاهُمُ الْكِتَابَ يَفْرَحُونَ بِمَا أُنْزِلَ إِلَيْكَ ۖ وَمِنَ الْأَحْزَابِ مَنْ يُنْكِرُ بَعْضَهُ ۚ قُلْ إِنَّمَا أُمِرْتُ أَنْ أَعْبُدَ اللَّهَ وَلَا أُشْرِكَ بِهِ ۚ إِلَيْهِ أَدْعُو وَإِلَيْهِ مَآبِ (36)
اى پيامبر ، کسانى که به آنان کتاب آسمانى داده ايم ، از آنچه به سوى تو فرو فرستاده شده است شادمان مى شوند ، و برخى از احزابشان کسانى هستند که بخشى از آنچه را بر تو نازل کرده ايم ، چون با باورهايشان ناسازگار است ، انکار مى کنند . بگو : جز اين نيست که من فرمان يافته ام خدا را بپرستم و چيزى را شريک او قرار ندهم . من مردم را فقط به سوى او مى خوانم و در کارهايم فقط به او رجوع مى کنم . (36)
وَكَذَٰلِكَ أَنْزَلْنَاهُ حُكْمًا عَرَبِيًّا ۚ وَلَئِنِ اتَّبَعْتَ أَهْوَاءَهُمْ بَعْدَمَا جَاءَكَ مِنَ الْعِلْمِ مَا لَكَ مِنَ اللَّهِ مِنْ وَلِيٍّ وَلَا وَاقٍ (37)
و همان گونه که بر موسى و عيسى کتاب آسمانى نازل کرديم ، بر تو نيز اين قرآن را که دربردارنده حکم و به زبان عربى است فرو فرستاديم . و اگر پس از دانشى که به تو رسيده است ، از خواسته هاى اهل کتاب پيروى کنى و به بخشى از احکام منسوخ يا تحريف شده آنان تمايل نشان دهى ، يا در پاسخ به پيشنهادشان معجزه اى جز قرآن بخواهى ، قطعاً خدا تو را مؤاخذه خواهد کرد ، آن گاه نه به جاى او ياورى خواهى داشت و نه کسى که تو را از کيفر او حفظ کند . (37)
وَلَقَدْ أَرْسَلْنَا رُسُلًا مِنْ قَبْلِكَ وَجَعَلْنَا لَهُمْ أَزْوَاجًا وَذُرِّيَّةً ۚ وَمَا كَانَ لِرَسُولٍ أَنْ يَأْتِيَ بِآيَةٍ إِلَّا بِإِذْنِ اللَّهِ ۗ لِكُلِّ أَجَلٍ كِتَابٌ (38)
به يقين ، ما پيش از تو نيز پيامبرانى را به رسالت فرستاديم و براى آنان همسران و فرزندانى قرار داديم ، و هيچ پيامبرى را توانِ اين نبوده است که جز به اذن خدا معجزه اى بياورد ، و خدا نيز جز بر طبق حکمت و مصلحت فرمانِ تحقق معجزه اى را نمى دهد ، زيرا براى هر زمانى چيزى مقرر شده است که در آن زمان جز همان چيز تحقق نمى يابد . (38)
يَمْحُو اللَّهُ مَا يَشَاءُ وَيُثْبِتُ ۖ وَعِنْدَهُ أُمُّ الْكِتَابِ (39)
خداست که در هر زمانى آنچه را بخواهد مى زدايد و آنچه را بخواهد استوار مى دارد . البتّه زدودن و استوار داشتن امور از سوى خدا بى برنامه نيست ، بلکه اساس آن « امّ الکتاب » است و « امّ الکتاب » فقط نزد اوست . (39)
وَإِنْ مَا نُرِيَنَّكَ بَعْضَ الَّذِي نَعِدُهُمْ أَوْ نَتَوَفَّيَنَّكَ فَإِنَّمَا عَلَيْكَ الْبَلَاغُ وَعَلَيْنَا الْحِسَابُ (40)
پس اگر بخشى از کيفرهايى را که به آنان وعده مى دهيم به تو بنمايانيم ، يا پيش از آن جان تو را بستانيم ، تو در انتظار تحقّق آن وعده ها مباش ، چرا که وظيفه تو فقط ابلاغ پيام است و حسابرسى آنان فقط برعهده ماست . (40)
أَوَلَمْ يَرَوْا أَنَّا نَأْتِي الْأَرْضَ نَنْقُصُهَا مِنْ أَطْرَافِهَا ۚ وَاللَّهُ يَحْكُمُ لَا مُعَقِّبَ لِحُكْمِهِ ۚ وَهُوَ سَرِيعُ الْحِسَابِ (41)
آيا نديده اند که ما به سراغ زمين مى آييم و از اطرافش آن را مى کاهيم ( آدميان را جان مى ستانيم و به هلاکت مى افکنيم ) ؟ و خداست که حکم مى کند و هيچ کس نمى تواند حکم او را دنبال کند و مانع آن شود ، و او کارها را به سرعت همان گاه که انجام مى شود حسابرسى مى کند . (41)
وَقَدْ مَكَرَ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ فَلِلَّهِ الْمَكْرُ جَمِيعًا ۖ يَعْلَمُ مَا تَكْسِبُ كُلُّ نَفْسٍ ۗ وَسَيَعْلَمُ الْكُفَّارُ لِمَنْ عُقْبَى الدَّارِ (42)
قطعاً کسانى هم که پيش از آنان بودند مکر ورزيدند ، ولى مکرشان ما را از هلاک ساختن آنان بازنداشت ، زيرا تدبيرها همه از آنِ خداست . اوست که مى داند هر کسى چه فراهم مى آورَد . و به زودى کافران خواهند دانست که فرجام نيکوى اين سراى از آنِ کيست ؟ (42)
صفحه آخرصفحه بعدصفحه 254صفحه قبلصفحه اول
(کلمات داخل پرانتز توسط مترجم اضافه شده)


انتخاب ترجمهانتخاب سورهبرو به صفحه 

اندیشه پاک
آنک بی‌باده کند جان مرا مست کجاستو آنک بیرون کند از جان و دلم دست کجاست #
و آنک سوگند خورم جز به سر او نخورمو آنک سوگند من و توبه‌ام اشکست کجاست
و آنک جان‌ها به سحر نعره زنانند از اوو آنک ما را غمش از جای ببرده‌ست کجاست
جان جان‌ست وگر جای ندارد چه عجباین که جا می‌طلبد در تن ما هست کجاست *
عقل تا مست نشد چون و چرا پست نشدو آنک او مست شد از چون و چرا رست کجاست **

* گلچینی مرتبط با این شعر با موضوع جان جان
گلچینی دیگری با موضوع جان به جانان دادن
** مولانا در شعر دیگری نیز اشاره میکند
این سر مخمور اندیشه پرست، مست گردد زان می احمر؟! بلی
تمام نگرانی های انسان بواسطه سوالات بی پاسخ عقل اوست، مثلا آینده چه خواهد شد؟ فلان موضوع چه میشود؟ و ... تا درنهایت پس از مرگ چه خواهد بود؟ که مشخص و مطمئن نبودن پاسخ این سوالات موجب استرس و اضطراب فرد میشود
اغلب افراد برای رفع موقت این نگرانی ها به انواع مسکنها پناه میبرند از دارو و دراگ و شُرب خمر و مستی ظاهری تا ... برخی سفری و دورشدن از موضوع که اینها هیچ کدام درمان نیست بلکه نوعی پاک کردن موقتی صورت سوال و نشانه درد است
برای از بین رفتن کامل نگرانی ها باید به سوالات پاسخ درست داده شود، البته برخی پاسخ اشتباه میدهند که این خود موجب افزایش نگرانی یا به تعویق افتادن نگرانی میشود، مثلا درباره پاسخ به موضوع بعد از مرگ! افرادی آنرا انکار میکنند... و شاید چند مدتی هم بگذرانند ولی سرانجام با سوال بزرگتری روبرو میشوند بنام پوچی
اما مولانا پاسخ صحیح داده و آن اتصال به منبع تمام پاسخهاست که همان عشق حقیقی است که همچون چراغی ما را به منبع عشق که همان حضرت حق است هدایت میکند و مستی حقیقی بدنبال خواهد داشت
# عشقی که بی منت باده (بدون واسطه) جان انسان از آن مست خواهد شد و دست اهریمن جهل را از جان و دل انسان دور خواهد کرد
البته چنین عشقی بهایی دارد به قیمت جان که رندان روزگار با تصمیمی مافوق عقل عاشقانه پرداخت میکنند
که مولانا میگوید عقلی که مست عشق حقیقی است از بازی روزگار بیرون میشود و سوالات کودکانه عقل خام درنظرش پست میشوند و مولانا به ما امید میدهد که بلی به آن مستی میتوان رسید با عمل به خوبی و صبر در راه خدا
666664مشاهده متن کاملمولانا (2019/05/08-00:30)




زیبایی ، حقیقت ، خوبی
سازمان محک - موسسه خیریه حمایت از کودکان مبتلا به سرطان زیبایی ، حقیقت ، خوبی