فرهنگ (هنر ، شعر ، ادبیات و ...) همه برای ترویج زیبایی ، دانایی و خوبی هستند

زیبایی و دانایی هر دو خوب هستند و خوب بودن برای همه ممکن است. خوب و شاد باشید

صفحه اصلی >> Cultural Part - بخش فرهنگي >> قرآن ترجمه الهی قمشه ای

قرآن ترجمه الهی قمشه ای

سوره 7

سوره مبارکه الاعراف

صفحه 176
إِنَّ وَلِيِّيَ اللَّهُ الَّذِي نَزَّلَ الْكِتَابَ ۖ وَهُوَ يَتَوَلَّى الصَّالِحِينَ (196)
ولى بدانيد که نيرنگ شما بى ثمر است ، زيرا خداوند که اين کتاب را فرو فرستاده ياور من است و مرا از شرّ شما در امان مى دارد ، و او بندگان شايسته خود را سرپرستى مى کند و يارى خود را از آنان دريغ نمى دارد . (196)
وَالَّذِينَ تَدْعُونَ مِنْ دُونِهِ لَا يَسْتَطِيعُونَ نَصْرَكُمْ وَلَا أَنْفُسَهُمْ يَنْصُرُونَ (197)
و کسانى را که شما به جاى خدا مى خوانيد و مى پرستيد ، نه بر يارى شما توانايى دارند و نه مى توانند خود را يارى کنند . (197)
وَإِنْ تَدْعُوهُمْ إِلَى الْهُدَىٰ لَا يَسْمَعُوا ۖ وَتَرَاهُمْ يَنْظُرُونَ إِلَيْكَ وَهُمْ لَا يُبْصِرُونَ (198)
و اگر آنها را به راه راست فراخوانيد نمى شنوند ، و آنان را مى بينى که با ديدگانى که براى آنها ساخته اند به تو مى نگرند ولى بينايى ندارند . (198)
خُذِ الْعَفْوَ وَأْمُرْ بِالْعُرْفِ وَأَعْرِضْ عَنِ الْجَاهِلِينَ (199)
اعتدال و ميانه روى را پيشه خود کن و مردم را به انجام کار نيک فرمان ده و با نادانان مدارا کن و از خطاهايشان درگذر . (199)
وَإِمَّا يَنْزَغَنَّكَ مِنَ الشَّيْطَانِ نَزْغٌ فَاسْتَعِذْ بِاللَّهِ ۚ إِنَّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ (200)
و اگر تحريکى از سوى شيطان تو را به پرخاشگرى با جاهلان و انتقام گرفتن از آنان وادارد به خدا پناه بر ، که او شنوا و داناست . (200)
إِنَّ الَّذِينَ اتَّقَوْا إِذَا مَسَّهُمْ طَائِفٌ مِنَ الشَّيْطَانِ تَذَكَّرُوا فَإِذَا هُمْ مُبْصِرُونَ (201)
کسانى که تقوا پيشه کرده اند ، هنگامى که وسوسه اى از شيطان به آنان مى رسد و بر گرد قلبشان مى گردد تا در آن جاى گيرد ، خدا را به ياد مى آورند و کار خود را به او وامى گذارند و او پرده غفلت را از آنان مى زدايد و ناگهان بينا مى شوند . (201)
وَإِخْوَانُهُمْ يَمُدُّونَهُمْ فِي الْغَيِّ ثُمَّ لَا يُقْصِرُونَ (202)
اين در حالى است که شياطين که برادران مشرکانند آنان را در گمراهى مدد مى دهند وانگهى کوتاهى نمى کنند و همچنان به گمراه کردن آنان ادامه مى دهند . (202)
وَإِذَا لَمْ تَأْتِهِمْ بِآيَةٍ قَالُوا لَوْلَا اجْتَبَيْتَهَا ۚ قُلْ إِنَّمَا أَتَّبِعُ مَا يُوحَىٰ إِلَيَّ مِنْ رَبِّي ۚ هَٰذَا بَصَائِرُ مِنْ رَبِّكُمْ وَهُدًى وَرَحْمَةٌ لِقَوْمٍ يُؤْمِنُونَ (203)
و چون آيه اى برايشان نياورى ، با تمسخر مى گويند : چرا آن را از اين جا و آن جا جمع آورى نمى کنى ؟ بگو : من فقط آنچه را از جانب پروردگارم به من وحى مى شود پيروى مى کنم . اين قرآن روشنگرى هايى از جانب پروردگار شماست ، و براى گروهى که ايمان مى آورند مايه هدايت و رحمت است . (203)
وَإِذَا قُرِئَ الْقُرْآنُ فَاسْتَمِعُوا لَهُ وَأَنْصِتُوا لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُونَ (204)
و چون قرآن خوانده شود به آن گوش فرادهيد و خاموش باشيد ، باشد که مورد رحمت الهى قرار گيريد . (204)
وَاذْكُرْ رَبَّكَ فِي نَفْسِكَ تَضَرُّعًا وَخِيفَةً وَدُونَ الْجَهْرِ مِنَ الْقَوْلِ بِالْغُدُوِّ وَالْآصَالِ وَلَا تَكُنْ مِنَ الْغَافِلِينَ (205)
و پروردگارت را در درون خود از روى خشوع و با ترس و بيم ياد کن ، و هر صبح و عصر ، بدون آواى بلند ، زبان به ذکر او بگشاى و از غافلان مباش تا از مقربان او گردى ; (205)
إِنَّ الَّذِينَ عِنْدَ رَبِّكَ لَا يَسْتَكْبِرُونَ عَنْ عِبَادَتِهِ وَيُسَبِّحُونَهُ وَلَهُ يَسْجُدُونَ ۩ (206)
زيرا آنان که نزد پروردگارت هستند ( مقرّبان درگاه او ) تکبر نمىورزند و از پرستش او سرباز نمى زنند و او را از هر کاستى منزّه مى شمرند و براى او سجده مى کنند . (206)
صفحه آخرصفحه بعدصفحه 176صفحه قبلصفحه اول
(کلمات داخل پرانتز توسط مترجم اضافه شده)


انتخاب ترجمهانتخاب سورهبرو به صفحه 

اندیشه پاک
بوی گل و بانگ مرغ برخاست هنگام نشاط و روز صحراست
ما را سر باغ و بوستان نیست هر جا که تویی تفرج آن جاست *
گویند نظر به روی خوبان نَهیَست نه این نظر که ما راست **
چشم چپ خویشتن برآرم تا چشم نبیندت بجز راست
هر آدمیی که مُهر مهرت # در وی نگرفت سنگ خاراست
نالیدن بی‌حساب سعدی ## گویند خلاف رای داناست
از ورطه ما خبر ندارد *# آسوده که بر کنار دریاست

* سعدی در شعر دیگری همین معنی را میگوید که
هر کس به تماشایی رفتند به صحرایی، ما را که تو منظوری خاطر نرود جایی
** حافظ هم درباره نظربازی عرفا (قبلا نیز به آن اشاره شده منظور دیدن آثار روی زیبای خداست) اینگونه میگوید
در نظربازیِ ما بی‌خبران حیران‌اند، من چُنین‌ام که نمودم؛ دگر ایشان دانند
# و سعدی اینجا تاکید میکند که هرکس این زیبایی های وجود را ببیند و پی به وجود آن زیبا نبرد او سنگدل شده و از مرتبه آدم بودن دور گشته
## سعدی از عشق گفتن های خود را که مورد طعنه عاقلان زمانش بوده بیان میکند که مشکل را از دنیای متفاوت آنها میداند که در اصطلاح عرفانی آنها در باغ نیستند و خبر از دنیای داخل باغ معرفت ندارند
*# که به آنها گاه میگوید ما کجاییم در این بحر تفکر تو کجایی و طبیعتا او که آسوده بر ساحل عقل خام خود نشسته از حال عاشق غرق شده در دریای تفکر خبر ندارد
برای همین درجایی بجای ورطه از غرقه نیز استفاده شده که در معنی تغییر چندانی ایجاد نمیکند
664662مشاهده متن کاملسعدی شیرازی (2019/03/19-02:30)




زیبایی ، حقیقت ، خوبی
سازمان محک - موسسه خیریه حمایت از کودکان مبتلا به سرطان زیبایی ، حقیقت ، خوبی