فرهنگ (هنر ، شعر ، ادبیات و ...) همه برای ترویج زیبایی ، دانایی و خوبی هستند

زیبایی و دانایی هر دو خوب هستند و خوب بودن برای همه ممکن است. خوب و شاد باشید

صفحه اصلی >> Cultural Part - بخش فرهنگي

یک نفس ای خواجه دامن کشان


نظامی
یک نفس ای خواجه دامن کشان آستنی بر همه عالم فشان
رنج مشو راحت رنجور باش ساعتی از محتشمی دور باش
حکم چو بر عاقبت اندیشیست محتشمی بنده درویشیست
ملک سلیمان مطلب کان کجاست ملک همانست سلیمان کجاست
حجله همانست که عذراش بست بزم همانست که وامق نشست
حجله و بزم اینک تنها شده وامق افتاده و عذرا شده
سال جهان گر چه بسی درگذشت از سر مویش سر موئی نگشت
خاک همان خصم قوی گردنست چرخ همان ظالم گردن زنست
صحبت گیتی که تمنا کند با که وفا کرد که با ما کند
خاک شد هر که بر این خاک زیست خاک چه داند که درین خاک چیست
هر ورقی چهره آزاده ایست هر قدمی فرق ملکزاده ایست
ما که جوانی به جهان داده ایم پیر چرائیم کزو زاده ایم
سام که سیمرغ پسر گیر داشت بود جوان گرچه پسر پیر داشت
گنبد پوینده که پاینده نیست جز بخلاف تو گراینده نیست
گه مَلِک جانورانت کند گاه گل کوزه گرانت کند
هست بر این فرش دو رنگ آمده هر کسی از کار به تنگ آمده
گفته گروهی که به صحرا درند کای خنک آنان که به دریا درند
وانکه به دریا در سختی کشست نعل در آتش که بیابان خوشست
آدمی از حادثه بی غم نیند برتر و بر خشک مسلم نیند
فرض شد این قافله برداشتن زین بنه بگذشتن و بگذاشتن
هر که در این حلقه فرو مانده است شهر برون کرده و ده رانده است
راه رویرا که امان می دهند در عدم از دور نشان می دهند
ملک رها کن که غرورت دهد ظلمت این سایه چه نورت دهد
عمر به بازیچه به سر میبری بازی از اندازه به در میبری
گردش این گنبد بازیچه رنگ نز پی بازیچه گرفت این درنگ
پیشتر از مرتبه عاقلی غفلت خوش بود خوشا غافلی
چون نظر عقل به غایت رسید دولت شادی به نهایت رسید
غافل بودن نه ز فرزانگیست غافلی از جمله دیوانگیست
غافل منشین ورقی میخراش گر ننویسی قلمی میتراش
سر مکش از صحبت روشندلان دست مدار از کمر مقبلان
خار که هم صحبتی گل کند غالیه در دامن سنبل کند
روز قیامت که برات آورند بادیه را در عرصات آورند
کای جگر آلود زبان بستگان آب جگر خورده دل خستگان
ریگ تو را آب حیات از کجا بادیه و فیض فرات از کجا
ریگ زند ناله که خون خورده ام ریگ مریزید نه خون کرده ام
بر سر خانی نمکی ریختم با جگری چند برآمیختم
تا چو هم آغوش غیوران شوم محرم دستینه حوران شوم
حکم چو بر حکم سرشتش کنند مطرب خلخال بهشتش کنند
هر که کند صحبت نیک اختیار آید روزیش ضرورت به کار
صحبت نیکان ز جهان دور گشت خوان عسل خانه زنبور گشت
دور نگر کز سر نامردمی بر حذرست آدمی از آدمی
معرفت از آدمیان برده اند وادمیان را ز میان برده اند
چون فلک از عهد سلیمان بریست آدمی آنست که اکنون پریست
با نفس هر که درآمیختم مصلحت آن بود که بگریختم
سایه کس فر همائی نداشت صحبت کس بوی وفائی نداشت
تخم ادب چیست وفا کاشتن حق وفا چیست نگه داشتن
برزگر آن دانه که می پرورد آید روزی که ازو برخورد
نظامی (2013/11/03-19:30)


اندیشه پاک
دولت جان پرورست صحبت آموزگار خلوت بی مدعی سفره بی انتظار
آخر عهد شبست اول صبح ای ندیم صبح دوم بایدت سر ز گریبان برآر *
مشعله‌ای برفروز مشغله‌ای پیش گیر تا ببرم از سرم زحمت خواب و خمار
خیز و غنیمت شمار جنبش باد ربیع ناله موزون مرغ بوی خوش لاله زار
برگ درختان سبز پیش خداوند هوش هر ورقی دفتریست معرفت کردگار **
دفتر فکرت بشوی گفته سعدی بگوی دامن گوهر بیار بر سر مجلس ببار
* اشاره سعدی به عدم کافی بدون این عمر و این جهان که می فرماید صبح دیگری لازم است تا کار به سرانجام رسد برای همین می گوید باید از خواب غفلت بیدار شد و چراغی (مشعله) برای دیگران روشن کرد و کاری (مشغله) برای آن روز دیگر انجام داد
** می توان گفت بیت انتخاب شده و در کل مفهوم شعر به دو آیه زیر اشاره دارد
آیه 59 سوره انعام
هيچ برگى نمى افتد مگر اين که (خداوند) آن را مى داند
و آیه 101 سوره یونس
به آنچه در آسمان ها و زمين است بنگريد ، همه آنها نشانه هاى قدرت خدايند
از باد بهاری تا ناله مرغان از بوی عطر تا هرچه بنگریم و حس کنیم می توان به خدا رسید و او را دید و این شعر اهل صورت و افراد ظاهر بین را دعوت به اندیشه در نشانه های طبیعت می کند تا به معنی برسند اما مولانا با اشاره به همین آیه با گفتن کلمه "انظرو" (در آیات بنگرید) برای بعد از رسیدن به معنی و برای معرفت بیشتر نسخه دیگری تجویز می کند
در داستانی می گوید که اصل آیات در دل و در باطن است و عکس آن بر برون و ظاهر افتاده در شعر
باغها و ميوه ها اندر دلست، عکس لطف آن برين آب و گلست
و می گوید آیات نشانه های طبیعت برای آن است که به وجود خدا و حق ایمان بیاوریم و بدانیم که او هست (که هیچ خبری از این مهتر و خوشتر در عالم نیست) ولی برای شناخت و درک وجود خداوند و حقیقت باید با عمل به آموخته ها به درون و باطن رجوع کنیم و او را در دل بیابیم
549547مشاهده متن کاملسعدی شیرازی (2017/10/17-15:00)


زیبایی ، حقیقت ، خوبی
سازمان محک - موسسه خیریه حمایت از کودکان مبتلا به سرطان زیبایی ، حقیقت ، خوبی